اعترافات قاتل شیطان صفت پس از دستگیری توسط پلیس مشهد درباره قتل پسر ۱۱ ساله + عکس

  • کد خبر: ۴۲۰۲۹۹
  • ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۲۸
اعترافات قاتل شیطان صفت پس از دستگیری توسط پلیس مشهد درباره قتل پسر ۱۱ ساله + عکس
جوانی که پسر ۱۱ساله‌ای را با توسل به حیله و نیرنگ به زمین‌های خالی اطراف بزرگراه امام علی (ع) مشهد کشانده و او را با ضربات بی رحمانه سنگ به قتل رسانده بود، جزئیات جنایت وحشتناک خود را تشریح کرد.

به گزارش شهرآرانیوز، متهم این پرونده جنایی که مدعی بود مغزش خراب است وهنگام قتل کودک بی گناه «نفهمیده چه می‌کند!» درحالی به طرز زیرکانه‌ای ماجرای قتل هولناک کودک مظلوم را بازگو می‌کرد که حتی شماره تلفن‌های شهرداری و رسیدگی به امورصنفی و گرانفروشی را حفظ بود.

آنچه می‌خوانید خلاصه‌ای از اولین جلسه بازپرسی است که عامل جنایت مقابل میز عدالت و درصحنه بازسازی قتل کودک بیان کرد.

اعترافات قاتل شیطان صفت پس از دستگیری توسط پلیس مشهد درباره قتل پسر ۱۱ ساله + عکس

خودت را معرفی کن؟

صادق – ک هستم و سال۱۳۸۲ متولد شدم.

کجا ساکن هستی؟

الان جا و مکان ندارم. قبلا درمحل کارم می‌خوابیدم.

اکنون متهم هستی به قتل عمدی «سید ایلیا» در ماه حرام با ضربات مهلک سنگ، ایراد صدمات عمدی، آدم ربایی به عنف طفل کمتر از ۱۵ سال، سرقت مقرون به آزار (زورگیری) ...؟

قبول دارم، اشتباه کردم!

قتل را چگونه انجام دادی؟

روز جمعه (اول خرداد) بود که در گیم نت منطقه قاسم آباد (سی اس) بازی می‌کردم. چون این بازی تفنگی است و من به آن علاقه دارم. درهمین حال «ایلیا» را دیدم و به او گفتم بیا برویم یک دور بزنیم. او هم رفت و از مادر بزرگش اجازه گرفت. وقتی به گیم نت بازگشت با این ترفند که می‌خواهم ساندویچ بخرم او را با خودم همراه کردم و از گیم نت بیرون آمدیم ولی درمسیری که به طرف بزرگراه پیاده می‌رفتیم او احساس کردکه من دروغ گفتم و او را جای خوبی نمی‌برم. به همین خاطر گوشی تلفنش را برداشت تا به کسی زنگ بزند، اما من بازهم فریبش دادم و در حالی که قصد داشتم اطمینانش را جلب کنم او را ترساندم که گوشی را در جیبش بگذارد، چون دزد زیاد است و احتمال دارد گوشی تلفنش را بدزدند! وقتی به زمین‌های خالی اطراف بزرگراه رسیدیم به او گفتم بیا به آن طرف برویم که خلوت است و آن جا زنگ بزن! وقتی با این ترفند او را به بیابان‌های خاکی کنار بزرگراه بردم گویی متوجه قصد شیطانی من شد و می‌خواست فرار کند. او را گرفتم ولی خیلی مقاومت می‌کرد. درهمین هنگام او را به زمین انداختم و دیگر نفهمیدم چه می‌کنم. سنگی برداشتم و ضرباتی به سرش زدم. بعد هم پیکرش را روی زمین کشیدم و از دیوار سنگی کنار کال (رودخانه) پایین انداختم و چند ضربه دیگر با سنگ زدم و سپس او را درهمان وضعیت رها کردم و از آن جا رفتم...

آیا با «ایلیا» از قبل آشنایی داشتی؟

نه! هیچ وقت او را ندیده بودم حتی نامش را هم نمی‌دانستم. درهمان گیم نت فهمیدم که اسمش «ایلیا» است.

افراد دیگری هم درگیم نت (مرکز بازی‌های رایانه‌ای) بودند؟

بله! زیاد بودند آن‌ها همه مرا می‌شناختند. چون من از ۳ سال قبل هر وقت پول دستم می‌آمد به آن جا می‌رفتم و بازی می‌کردم.

چرا تصمیم گرفتی «ایلیا» را فریب بدهی؟

نمی‌دانم، ذهنم خراب است. دکتر‌ها دارو دادند و مغزم را خراب کردند.

پس چگونه با این ذهن خراب بازی‌های کامپیوتری انجام می‌دهی؟

به بازی‌های کامپیوتری علاقه زیادی دارم!

نقشه فریب با عنوان خرید ساندویچ را از قبل طراحی کردی؟

بله! گفتم باهم برویم که من ساندویچ بخرم!

در بازسازی صحنه قتل گفتی چند سال قبل مورد تعرض قرارگرفتی؟

بله! مربوط به ۵-۶ سال قبل است. یکی از بستگانم نیز به من تعرض می‌کرد.

وقتی «ایلیا» فهمید که دروغ می‌گویی و آن جا ساندویچ فروشی نیست؛ چگونه بازهم با توآمد؟

من به زور بردم او خیلی مقاومت کرد که فرار کند.

چرا رهایش نکردی و با سنگ به سرش ضربه زدی؟

خودم نفهمیدم چکار می‌کنم! به یکباره پیش آمد.

چرا گوشی تلفن «ایلیا» را سرقت کردی؟

چون گوشی خودم خاموش بود و می‌خواستم سیم کارت او را استفاده کنم.

بعد از آن که پیکرخون آلود کودک را رها کردی، کجا رفتی؟

به داخل شهر رفتم. قصد داشتم به سمنان بروم و آن جا در رستوران کار کنم. بلیت اتوبوس وی آی پی گرفتم، اما در سبزوار دستگیر شدم.

الان چه شغلی داری؟

ضایعات جمع می‌کنم و از بهزیستی حقوق می‌گیرم.

پول هایت را چه می‌کنی؟

برای خودم خرج می‌کنم! غذای خوب می‌خورم! بازی می‌کنم و به خودم می‌رسم! هر غذایی را که دوست داشته باشم به همراه نوشابه می‌خورم. چون خیلی نوشابه دوست دارم و بقیه را هم اینترنت می‌خرم و در یکی از فضا‌های مجازی فیلم می‌بینم و بازی می‌کنم!

گفتی از وضعیت موجود شهر خیلی ناراحت هستی، چرا؟

چون اتوبوس‌های شهری مدام خراب بودند من هم یکسره به شهرداری زنگ می‌زدم که چرا اتوبوس‌های قدیمی را عوض نمی‌کنید! آن‌ها هم می‌گفتند این قدر زنگ نزن، خودمان پیگیری می‌کنیم! البته به تعزیرات حکومتی هم به خاطرگرانی‌ها زنگ می‌زدم. میوه فروش محله ما زردآلو‌ها را نسبت به مغازه‌های دیگر خیلی گران می‌فروخت!

با چه شماره‌ای گرانفروشی را اطلاع می‌دادی؟

تلفن ۱۲۴

خرابی اتوبوس‌ها را چگونه پیگیری می‌کردی؟

زنگ می‌زدم به اتوبوسرانی، کد اتوبوس و شماره خط آن را می‌دادم. چندبار هم با آن‌ها بحث کردم که همه اتوبوس‌های منطقه ما داغون است، اما الان از وقتی من موضوع را مدام پیگیری می‌کردم بالاخره اتوبوس‌های نوگذاشتند و مشکل حل شد.

سابقه بستری دربیمارستان روانپزشکی را هم دارید؟

از سال ۹۵ تا ۴۰۲ هر چند وقت یک بار بستری می‌شدم، چون خیلی حرف می‌زدم و اعصاب خانواده‌ام را خرد می‌کردم به همین خاطر بردار وخواهرم مرا به ابن سینا (بیمارستان روانپزشکی مشهد) می‌بردند.

خانواده ات به تو پول نمی‌دادند؟

نه! من هم وسایل خانه را می‌بردم و می‌فروختم.

تاکلاس چند درس خواندی؟

تاکلاس هفتم درس خواندم ولی بعد از آن با پول مدرک گرفتم ولی درس نخواندم.

قبل از قتل دارو و یا مواد مخدر مصرف کرده بودی؟

نه! هیچ چیزی مصرف نکردم.

از قبل تصمیم به قتل «ایلیا» گرفته بودی؟

متوجه نبودم.

با پایان اولین جلسه بازپرسی، متهم مذکور برای انجام معاینات و سلامت روحی و روانی با صدور دستوری ویژه از سوی قاضی دکتر صادق صفری (قاضی شعبه ۲۵۵ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد) به پزشکی قانونی معرفی شد و برای ادامه تحقیق درباره این جنایت هولناک در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت.

منبع: خراسان

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.