نگاهی به سریال «هزار تو» با بازی امیرحسین آرمان

  • کد خبر: ۴۲۰۳۷۴
  • ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۸:۴۵
نگاهی به سریال «هزار تو» با بازی امیرحسین آرمان
سریال «هزارتو» علی‌رغم سوژه جذاب تقابل اطلاعاتی ایران و موساد، به دلیل ضعف در انگیزه‌پردازی شخصیت‌ها، نتوانست به اثری ماندگار تبدیل شود.

به گزارش شهرآرانیوز، «هزارتو» اولین سریال خانگی سیدعلی هاشمی است که آن را به تهیه‌کنندگی سید سجاد قافله باشی و نویسندگی حسین تراب‌نژاد کارگردانی کرد.

خلاصه داستان سریال «هزار تو»

«هزارتو» تقابل نیرو‌های اطلاعاتی ایران با موساد را محور روایت قرار داد. احمدرضا، سرتیم امنیتی ایران (امیرحسین آرمان) بود که بعد از شکست‌هایی توانست مامور پوششی موساد در ایران را شناسایی کند و با کشف سرنخ‌های دیگر، جلوی خرابکاری را بگیرد. قصه، اما صرفا بر فعالیت احمدرضا متمرکز نبود و به فراخور دوربین به درون تشکیلات موساد، کوموله، جاسوس‌ها و… می‌رفت. زندگی شخصی خود او نیز به دلیل بیماری همسر دستخوش ناملایمات بود.

داستان چگونه روایت شد؟

فارغ از محتوای «هزارتو» این سوال مطرح است که تا چه حد توانست قصه بگوید؛ مخاطب را سرگرم کند و منظور را انتقال دهد. سریال در چند قسمت ابتدایی، داده‌هایی زیاد و گاهی گیج‌کننده داشت و در ادامه روایت آن ملموس شد. «هزارتو» از نظر داستان فاقد نوآوری بود و اوج و فرود به قدر کافی نداشت. همچنین قابل حدس بود که سرنوشت شخصیت‌های مثبت و منفی چه می‌شود و در نهایت همین اتفاق افتاد: نیرو‌های ایرانی پیروز شدند؛ جاسوس‌ها به دام افتادند؛ ماموران موساد از پروژه کنار گذاشته شدند و… این محتوا‌ها وقتی کارکردی موثر پیدا می‌کند که در دل یک درام محکم با ساختاری استخوان‌دار روایت شوند. در مجموع «هزارتو» از منظر قصه، متوسط بود و نمی‌توان آن را سریالی دانست که مخاطب را برای اطلاع از فرجام داستان تشنه نگه می‌دارد.

ساختار چطور بود؟

سیدعلی هاشمی کارگردان «هزارتو» از عهده کار برآمد؛ ولی اتفاقی متفاوت از سریال‌های امنیتی-جاسوسی ایرانی رقم نزد. او فیلمنامه را به شکل کلاسیک تبدیل به تصویر کرد و افزوده‌هایی بیشتر بر آن نداشت. مثلا فراز تحول هیوا (دختری که جذب کوموله شده با بازی محیا دهقانی) غیرقابل‌باور بود؛ چون کارگردان در اجرای این موضوع دلایل منطقی و محکم برای تصمیم کاراکتر در نظر نگرفت. او به‌طور اتفاقی پدرش را در تلویزیون دید که خواهان بازگشت دختر است. در بزنگاه نیز مامور امنیتی (احمدرضا) موبایل را سمت او گرفت و صدای پدر باعث شد هیوا از خرابکاری پیشمان شود و کل نقشه را هوا کند.

رابطه احمدرضا با همسر بیمار (ندا با بازی فرناز زوفا) از همان کلیشه‌های همیشگی رنج می‌برد که بخشی زیادی از این ضعف متوجه کارگردان است. طراحی شخصیت منفی پریچهر با بازی یکتا ناصر که از سال ۷۶ جاسوس موساد بوده است، نیز طوری نبود که میزان وطن‌فروشی و خباثت او به باور مخاطب بنشیند. کارگردان، اما بازی‎هایی خوب از امیرحسین آرمان، محیا دهقانی و آن ماری سلامه گرفت.

همچنین فضاسازی قابل‌قبول از تشکیلات موساد، پایگاه اعضای کوموله، نهاد امنیتی ایران و… جزو امتیازات کارگردانی محسوب می‌شوند.

نقطه قوت

درباره «هزارتو» این نکته را باید مدنظر قرار داد که در واکنش به دشمنی اسرائیل علیه ایران ساخته شد و سریالی استراتژیک است. یعنی جدا از کیفیت سریال؛ ذات نورافکندن به پرونده‌هایی واقعی و بازکردن چشم مخاطب به برخی واقعیت‌ها واجد تحسین است. همچنین همکاری شیدا برای پخش چنین سریالی رسالت پلتفرم‌ها در راستای امر ملی را یادآور می‌کند. شیدا همزمان با «هزارتو» پروژه ملی «اهل ایران» را نیز منتشر کرد.

سریال در نهایت طوری تمام شد که احمدرضا وارد اردوگاه اسرائیلی‌ها می‌شود و از درون به آنها ضربه می‌زند. این یعنی تقابل با دشمن ادامه دارد…

از نظر محتوایی، «هزارتو» با ترسیم یک محل تفریحی به نام سورنا با مدیریت پریچهر، گوشزد کرد که اسرائیل چگونه در ایران جاسوس‌پروری می‌کند. هشدار مهم‌تر جایی است که برخی مسئولان ارشد نیز به دام می‌افتند. سریال با این رویکرد اثری ارزشمند تقلی می‌شود که جدا از ساختار و محتوای متوسط، باید مورد ستایش قرار گیرد.

منبع: سینما ۱۲۰

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.