به گزارش شهرآرانیوز، حمله رژیم صهیونیستی به اهدافی در خاک کشورمان که بامداد امروز (دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵) صورت گرفت، ابعاد و نکات ناگفته فراوانی دارد. اگرچه در حالت کلی، این حمله ماهیت تجاوزکارانه و گستاخ این رژیم را یکبار دیگر به نمایش گذاشت، اما در شکل اجرای عملیات، نشانههایی وجود دارد که این حمله را از نمونههای مشابه آن در جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان متمایز میکند. این گزارش، راوی جزئیات فنی این عملیات است؛ جزئیاتی که تا این لحظه کمتر موردتوجه رسانهها قرار گرفته است.
حمله امروز صبح رژیم صهیونیستی به نقاط مختلفی از کشورمان را میتوان از زوایای مختلفی موردبررسی قرار داد. در شرایطی که هنوز جزئیات رسمی از حمله امروز منتشر نشده است، مهندسی معکوس دادههای موجود نشان میدهد که اشغالگران قدس برخلاف روحیه تجاوزکارانه و هجومی خود که بهخصوص در الگوی رزمی آنها در ۳۳ ماه اخیر (پس از عملیات طوفانالاقصی) نمایان بوده است، اینبار با «ترسی آشکار» درپی اقدام نظامی علیه ایران برآمدهاند. این «وحشت نهادینه»، نشانههای روشنی دارد که از دیدگاه نظامی قابلتحلیل است.
نخستین نکته را میتوان از بیانیه رسمی ستاد فرماندهی ارتش اسرائیل، دقایقی پس از اجرای حمله استخراج کرد. صهیونیستها در بیانیه رسمی خود اعلام کردند که در حمله به ایران از موشکهای دورایستا از نوع هواپایه و دریاپایه استفاده کردهاند. به عبارت دیگر، اینبار هیچ جنگندهای وارد حریم هوایی ایران نشده و تسلیحاتی که در این عملیات بهکار رفته، همگی از فاصله دور و احتمالاً از آسمان عراق شلیک شده است. چرا صهیونیستها از جنگندههای خود در آسمان ایران استفاده نکردند؟ بدون شک میتوان شاهکار پدافند کشورمان در هدف قراردادن فهرست متنوعی از جنگندهها و بالگردهای آمریکایی در جنگ رمضان را زمینهساز وحشت جدید صهیونیستها دانست.
دومین نکته در حمله بامدادی رژیم صهیونیستی به کشورمان، مربوط به تسلیحاتی است که در این تجاوز آشکار استفاده شده است. کلیدواژه «موشکهای دورایستا، هواپایه و دریاپایه»، کمک بزرگی است تا بتوان گزینههای غیرمرتبط را حذف و تسلیحات بکاررفته در این عملیات را با تقریب نسبتاً قانعکنندهای شناسایی کرد. با درنظر گرفتن فاصله تقریبی (حدود ۶۰۰ تا ۸۰۰ کیلومتر) و نوع سکوهای شلیک (جنگنده یا ناوشکن)، تنها سه نوع موشک باقی میماند که میتوانند در این فاصله عملیات کنند و از این نوع سکوها پرتاب شوند.
در طیف موشکهای دورایستا و هواپایه، رژیم صهیونیستی به احتمال زیاد از نوع میانبرد موشکهای ALBM استفاده کرده است. در گستره موشکهای دورایستا و دریاپایه نیز به احتمال قوی، موشکهای گابریل (Gabriel) از خانواده مشهور هارپون (Harpoon) مورداستفاده قرار گرفتهاند. البته امکان بهکارگیری موشکهای پاپآی (PopEye SL) از خانواده دلیا (Deliah) نیز در حمله بامدادی رژیم صهیونیستی محتمل است، زیرا این موشکها هم بهصورت هواپایه و هم دریاپایه قابلیت شلیک دارند. ذکر این نکته نیز ضروری است که موشکهای جریکو (Jericho ۱.۱۱) نیز در این طبقهبندی جای میگیرند، اما احتمال استفاده از آنها بسیار ضعیف است، زیرا به زمان زیادی برای آمادهسازی نیاز دارند و با توجه به زمانبندی واکنش تلآویو، این موشکها از فهرست گزینههای موجود حذف خواهند شد. با توجه به نوع موشکهای هواپایه نیز به نظر میرسد که اسکادران F-۱۵ و F-۱۶ نیروی هوایی اسرائیل، مجری عملیات بوده است.
نکته مهم در این عرصه، وجه اشتراک هر سه نوع موشک ALBM، گابریل و دلیاست؛ این سه، همگی جزو موشکهای متوسط و سبکی هستند که در عملیاتهای آفندی مورداستفاده قرار میگیرند؛ تا جایی که موشکهای گابریل (خانواده هارپون) از اساس کاربری ضدزره دارند و کاربری آنها در عملیاتهای هوا به زمین بسیار نادر است. بر همین اساس، به نظر میرسد که رژیم صهیونیستی در حمله امروز خود بیش از هرچیز بر جنبه تبلیغاتی عملیات تکیه داشته است. به زبان ساده، شواهد موجود ثابت میکنند که ارتش اسرائیل بیش از اجرای یک عملیات همهجانبه، تلاش داشته تا هیمنه نظامی خود را با یک عملیات تلافیجویانه حفظ کند. موضوعی که دیگربار، وحشت صهیونیستها از تمرکز آتش ویرانگر ایران بر جغرافیای کوچک اراضی اشغالی را نمایان میکند.