به گزارش شهرآرانیوز؛ اگرچه در ظاهر، موضوعات متنوعی از لبنان و عراق گرفته تا شورای حکام، داراییهای بلوکهشده، روابط با کشورهای عربی، جام جهانی فوتبال و حتی اعتراضات آلبانی در این نشست مطرح شد، اما همه پاسخهای بقایی حول یک محور مشترک میچرخید؛ «آمریکا مسئول مستقیم وضعیت کنونی منطقه است و نمیتواند خود را از اقدامات اسرائیل جدا نشان دهد.»
این گزاره شاید مهمترین پیام نشستی بود که میتواند در هفتههای آینده بر روند مذاکرات، روابط منطقهای و حتی آرایش دیپلماتیک ایران اثرگذار باشد.
سالهاست که در مقاطع مختلف، برخی مقامهای آمریکایی تلاش کردهاند میان سیاستهای واشنگتن و اقدامات تلآویو فاصله ایجاد کنند. در ماههای اخیر نیز این روایت بار دیگر مطرح شده که بنیامین نتانیاهو در بسیاری از تصمیمات امنیتی و نظامی خود مستقل عمل میکند و حتی گاه با خواستههای دولت آمریکا زاویه دارد.
بقایی اما این روایت را بهطور کامل رد کرد.
او با صراحت اعلام کرد که هیچ فرد یا کشوری در منطقه باور نمیکند رژیم صهیونیستی بتواند دست به اقدامی بزند اما آمریکا از آن بیاطلاع باشد. از نگاه تهران، همکاریهای اطلاعاتی، نظامی و عملیاتی میان دو طرف آنچنان گسترده است که تفکیک مسئولیتها معنایی ندارد.
این موضع تنها یک اظهارنظر رسانهای نیست؛ بلکه یک تغییر مهم در نحوه صورتبندی بحرانهای منطقهای از سوی ایران است. تهران در حال انتقال این پیام به افکار عمومی منطقه و جامعه بینالمللی است که هر اقدام اسرائیل باید به حساب آمریکا نیز نوشته شود.
چنین رویکردی میتواند در آینده، هم در حوزه حقوقی و هم در حوزه سیاسی، ابزار تازهای برای افزایش هزینههای اقدامات مشترک واشنگتن و تلآویو باشد.
یکی از مهمترین بخشهای نشست به سرنوشت مذاکرات اختصاص داشت.
بقایی تأکید کرد که حتی پیش از تحولات اخیر نیز گفتوگوها در فضایی مملو از سوءظن دنبال میشد و اکنون حملات جدید اسرائیل وضعیت را پیچیدهتر کرده است.
این سخنان در واقع تصویری متفاوت از آنچه در برخی رسانههای غربی درباره روند مذاکرات مطرح میشود، ارائه میدهد.
از نگاه تهران، مذاکرات هنوز متوقف نشده و تبادل پیامها ادامه دارد؛ اما سطح اعتماد میان طرفین به پایینترین حد خود رسیده است.
نکته مهم آن است که سخنگوی وزارت خارجه برای چندمین بار بر فلسفه اصلی مذاکرات تأکید کرد؛ «خاتمه جنگ و تثبیت آتشبس».
این جمله نشان میدهد که از منظر ایران، مذاکرات فعلی بیش از آنکه بر موضوعات فنی هستهای متمرکز باشد، در وهله نخست ابزاری برای مهار بحران امنیتی و جلوگیری از گسترش درگیریهاست.
در چنین شرایطی، هر حمله جدید اسرائیل عملاً به معنای ضربه زدن به بنیان مذاکرات تلقی میشود.
در سالهای گذشته بارها این پرسش مطرح شده که آیا مسیر دیپلماسی و میدان در سیاست خارجی ایران از یکدیگر جدا هستند یا خیر؟
بقایی در این نشست پاسخ روشنی به این پرسش داد.
او تأکید کرد نیروهای مسلح و دستگاه دیپلماسی در یک چارچوب واحد عمل میکنند و هر کدام در زمان مناسب مأموریت خود را انجام میدهند.
این سخنان حامل پیامی دوگانه بود.
نخست برای طرفهای خارجی که تصور نکنند مذاکرات به معنای کاهش آمادگی دفاعی ایران است.
دوم برای افکار عمومی داخلی که بدانند تصمیمات سیاسی و امنیتی کشور در یک مسیر هماهنگ اتخاذ میشود.
به بیان دیگر، تهران میخواهد این پیام را منتقل کند که مذاکره جایگزین قدرت بازدارندگی نیست، بلکه یکی از ابزارهای تأمین منافع ملی در کنار سایر ابزارهاست.
شاید تندترین بخش نشست مربوط به آژانس بینالمللی انرژی اتمی بود.
بقایی نهتنها گزارشهای اخیر آژانس را مورد انتقاد قرار داد، بلکه شخص رافائل گروسی را نیز به اتخاذ رویکردی سیاسی و جانبدارانه متهم کرد.
از نگاه تهران، مدیرکل آژانس به جای پرداختن به ریشههای بحران، صرفاً بر پیامدهای آن تمرکز کرده و در قبال حملات انجامشده علیه تأسیسات هستهای ایران سکوت اختیار کرده است.
شدت این انتقادات نشان میدهد روابط ایران و آژانس وارد مرحلهای حساس شده است.
در شرایطی که شورای حکام بار دیگر پرونده ایران را در دستور کار قرار داده، هرگونه اقدام سیاسی علیه تهران میتواند به تشدید تنشها منجر شود.
پیام بقایی روشن بود؛ اگر فشارهای سیاسی افزایش یابد، ایران نیز گزینههای متقابل خود را روی میز دارد.
در میان مباحث متعدد نشست، موضوع اموال بلوکهشده ایران نیز جایگاه مهمی داشت.
بقایی تأکید کرد که این موضوع بخشی جداییناپذیر از هر تفاهم احتمالی آینده است و تهران هیچگونه عقبنشینی در این زمینه نخواهد داشت.
این موضع نشان میدهد که ایران صرفاً به دنبال کاهش تنشهای امنیتی نیست، بلکه مطالبات اقتصادی خود را نیز بخشی از معادله مذاکرات میداند.
در واقع، از نگاه تهران، توافقی که نتواند بخشی از خسارتهای اقتصادی ناشی از تحریمها را جبران کند، توافقی کامل نخواهد بود.
یکی از مهمترین ابعاد نشست، پیامهای همزمان به کشورهای منطقه بود.
بقایی از یک سو بر سیاست حسن همجواری و تلاش برای ترمیم روابط با همسایگان تأکید کرد و از سوی دیگر از کشورهایی که اجازه استفاده از قلمرو خود برای اقدامات علیه ایران را دادهاند، انتقاد کرد.
این دوگانه در واقع بیانگر راهبرد جدید تهران در منطقه است.
جمهوری اسلامی نمیخواهد مسیر گفتوگو با همسایگان را ببندد، اما در عین حال قصد دارد هزینه همراهی با سیاستهای آمریکا و اسرائیل را به آنها یادآوری کند.
از این منظر، پیام ایران نه قطع رابطه بلکه بازتعریف قواعد همکاری منطقهای است.
یکی از متفاوتترین لحظات نشست زمانی رقم خورد که بقایی برای توضیح شرایط منطقه به داستان «شیر عاشق» ژان دو لافونتن اشاره کرد.
این داستان درباره شیری است که برای جلب رضایت دیگران، قدرت خود را کنار میگذارد و در نهایت قربانی میشود.
استفاده از این مثال تصادفی نبود.
سخنگوی وزارت خارجه در واقع میخواست این پیام را منتقل کند که ملتها و دولتهای منطقه نباید ابزارهای قدرت و بازدارندگی خود را کنار بگذارند یا به وعدههای بیرونی دل ببندند.
این بخش از سخنان او را میتوان یکی از صریحترین مواضع تهران درباره آینده محور مقاومت و معادلات امنیتی منطقه دانست.
در نگاه نخست شاید پاسخهای بقایی درباره جام جهانی، اعتراضات آلبانی یا اظهارات لیندسی گراهام ارتباطی با یکدیگر نداشته باشند.
اما مرور دقیق سخنان او نشان میدهد همه این موضوعات در چارچوب یک روایت واحد قرار میگیرند.
روایتی که آمریکا و متحدانش را متهم میکند حتی موضوعات ورزشی، اجتماعی و فرهنگی را نیز به عرصه فشار سیاسی علیه ایران تبدیل کردهاند.
از عدم صدور روادید برای اعضای تیم ملی فوتبال گرفته تا اتهامزنیهای سیاسی علیه ایران در اروپا، همگی در این چارچوب تفسیر میشوند.
اگر بخواهیم تمام اظهارات بقایی را در یک جمله خلاصه کنیم، باید گفت جمهوری اسلامی همچنان مسیر دیپلماسی را باز نگه داشته، اما دیگر حاضر نیست میان مذاکرات و تحولات میدانی مرزی قائل شود.
از نگاه تهران، آمریکا مسئول وضعیت موجود است، اسرائیل بازیگر اصلی تخریب روندهای دیپلماتیک محسوب میشود و هرگونه توافق آینده تنها زمانی معنا پیدا میکند که امنیت منطقه، حقوق هستهای ایران و مطالبات اقتصادی کشور به رسمیت شناخته شود.
نشست این هفته بیش از آنکه درباره جزئیات مذاکرات باشد، درباره ترسیم خطوط قرمز بود؛ خطوطی که نشان میدهد دستگاه دیپلماسی ایران وارد مرحلهای شده که در آن، مذاکره همچنان یک گزینه است، اما نه به هر قیمت و نه در هر شرایطی.
در واقع، پیام نهایی بقایی را میتوان اینگونه خلاصه کرد: دیپلماسی هنوز زنده است، اما روی لبه آتشبس حرکت میکند.