به گزارش شهرآرانیوز؛ باشگاه فیلم «رویش» بهعنوان یکی از مجموعههای فعال حوزه هنری در مشهد، طی سالهای اخیر با هدف کشف و پرورش استعدادهای جوان و حمایت از تولید فیلم کوتاه شکل گرفته است. این مجموعه در این مدت تلاش کرده نقش یک پایگاه تولید و آموزش را ایفا کند، اما حالا با انتشار نامهای انتقادی از سوی جمعی از سینماگران، با چالش جدی در حوزه شفافیت و اعتماد مواجه شده است؛ نامهای با ۱۲ پرسش صریح درباره عملکرد باشگاه فیلم «رویش» در مشهد.
در متن این نامه که خطاب به محمد مهدی دادمان رئیس حوزه هنری سازمان تبلیغات انقلاب اسلامی نوشته شده و جمعی از سینماگران انقلابی مشهدی از جمله محمد مهدی خالقی، هادی حاجتمند، سید محمد محمدی سرشت و ... پای آن را امضا کردهاند، آمده: «تعارض یا تزاحم منافع (Conflict of interest) به شرایطی گفته میشود که افراد یا نهادها در راهی بین انتخاب «وظایف خود» یا «منافع شخصی یا گروهی مجزا» قرار میگیرند و متداولترین اشکال آن سوء استفاده از منصب و معامله به سود خود، شاغل بودن در دو جایی که منافع دو شغل در تضاد با یکدیگر قرار میگیرد و انجام پروژههای دولتی یک سازمان همزمان با دریافت حقوق از همان سازمان است. بر این اساس خواهشمندیم به سؤالات ذیل جهت احترام به اصل شفافیت و عدم تعارض منافع پاسخ دهید:
۱- چرا تهیه کنندگان آثار مورد حمایت برای تولید در باشگاه فیلم رویش، از خود مدیران این باشگاه انتخاب میشوند؟ آیا این مسأله منطبق با اصل تعارض منافع تعریف شده در این یادداشت نیست؟ شنیدهایم که این رویه در مجموعه باشگاه رویش و معاونت سینمایی حوزه هنری در کل کشور یک رویه است؟ آیا این خبر صحیح است؟
۲- بر اساس اصل شفافیت، هیئت مدیره، هیئت امنا و سایر دست اندرکاران «باشگاه فیلم رویش مشهد» چه کسانی هستند؟ بر اساس چه فرآیندی انتخاب شدهاند؟ حیطه اختیارات هر فرد چیست؟
۳- از سینماگران و اهالی سینمای انقلاب اسلامی در مشهد که کارنامه مشخص و حسن سابقه در این زمینه دارند، چه فرد یا افرادی جزو اعضای این باشگاه در بخشهای مختلف هستند؟
۴- فرآیند تولید در این باشگاه بر اساس چه روشی است؟! ورودی و خروجی طرح ها، فیلمنامه ها، آثار ساخته شده، عوامل و ... از کدام الگو پیروی میکند؟
۵- آثار پذیرفته شده، درحال تولید و تولید شده این مرکز از کدامیک از اولویتهای محتوایی انقلاب اسلامی پیروی کرده و کدامیک از بزرگان سینمای انقلاب در مشهد این اولویتها را تأیید کردهاند؟
۶- فرآیند رشد نیروهای جوان و مستعد سینما در مشهد، در کدام بخش از تولیدات و عملکردهای این مرکز لحاظ شده است؟
۷- چرا باشگاه فیلم رویش بیشتر از آنکه منطبق بر تکالیف خود، یعنی یک مرکز رشد استعداد عمل کند، مانند یک شرکت فیلمسازی عمل میکند؟
۸- چرا باشگاه رویش در مشهد، بیشتر از آنکه بعنوان یک بازوی رشد برای نسل جوان فیلمسازان انقلابی عمل کند، تبدیل به رقیبی برای مؤسسات و افراد انقلابی فیلمساز شده است؟
۹- چرا مسائل مالی باشگاه فیلم رویش شفاف نیست و بودجه و هزینههای آن اعلام نمیشود؟!
۱۰- به چه دلیل از طرف مدیران باشگاه، فیلمسازان جایزه گرفته در جشنوارههای مختلف، تحت فشار تحویل جایزه نقدی و تندیس هایشان به مدیران باشگاه بودهاند؟
۱۱- چرا برخی افراد مشکوک و ضد انقلاب و فعالان فتنههای اخیر همچنان در باشگاه فیلم سوره مشغول به کار هستند؟
۱۲- با توجه به حضور در مهمترین لحظات تاریخی ایران اسلامی و جریان تشیّع انقلابی و وجود سرمایه انسانی انقلابی و زیرساخت لازم جهت رشد، تولید و نیروسازی، بخصوص در ایام دو جنگ تحمیلی اخیر، باشگاه فیلم رویش چه فعالیتی در این زمینه هاداشته است؟».
نویسندگان این نامه تأکید کردهاند که متن آن دو سال پیش نگاشته شده، اما به دلایلی منتشر نشده است: «در این دو سال و با پیگیریهای زیاد از ارکان مختلف، تغییر محسوسی در مدعای یادداشت اتفاق نیفتاد… و امضاکنندگان در پیگیری تا جلوگیری از این فساد علنی ادامه خواهند داد».
در این نامه همچنین از نهادهای نظارتی خواسته شده به موضوع ورود کنند.
محمدمهدی خالقی، از امضاکنندگان نامه، در گفتوگو با شهرآرانیوز، با تشریح روند شکلگیری این اعتراض میگوید: بالاخره ما جمعی از فعالان سینما در مشهد هستیم و کار سینمایی میکنیم. بر اساس گزارشهایی که دوستان مختلف، بهویژه بچههای جوانتری که با مجموعه باشگاه رویش کار کرده بودند، به ما دادند، به این نقطه رسیدیم که آنجا یکسری تخلفاتی در حوزههای مختلف اتفاق افتاده است.
او ادامه میدهد: این موضوع قبلاً هم مطرح شده بود؛ یعنی تذکرهای داخلی داده شده بود، هم به دوستان هنری و هم به مدیران مجموعه. این روند در جریان بود، اما، چون اصلاحی صورت نگرفت، مجبور شدیم یک نامه علنی بنویسیم؛ از باب وظیفهای که بهعنوان نهی از منکر در جامعه اسلامی داریم.
خالقی درباره واکنشها به انتشار نامه میگوید: بازخوردها دو دسته بود؛ یک دسته طبیعتاً از سمت مدیران که خب ناراحت میشوند. اما یک دسته مهمتر، بازخوردهایی بود که از بدنه سینما گرفتیم.
او با تأکید بر گستردگی این واکنشها اضافه میکند: بسیاری از بچههایی که با باشگاه کار کردهاند، چه بهصورت علنی و چه غیرعلنی، به ما پیام دادند، تماس گرفتند و تشکر کردند. حتی اذعان میکردند که مواردی فراتر از آنچه ما در نامه نوشتیم هم وجود دارد که اصلاً در نامه نیامده است.
او در ادامه تصریح میکند: تعداد این افراد کم نیست؛ واقعاً تعدادشان زیاد است. میشود گفت اکثر کسانی که با باشگاه فیلم رویش کار کردهاند، مواردی را دیدهاند که مورد رضایتشان نبوده و به نظرشان تخلف محسوب میشود.
یکی از مهمترین محورهای انتقاد، موضوع تعارض منافع است. خالقی در اینباره میگوید: در یک مجموعه دولتی که با بودجه بیتالمال اداره میشود، کسی که مدیر است و از آنجا حقوق میگیرد و مسئولیت دارد، نباید خودش از همان مجموعه پروژه بگیرد. این خلاف قوانین کشور است.
او با صراحت بیشتری ادامه میدهد:، اما باشگاه این کار را انجام میدهد؛ مدیرش بهعنوان تهیهکننده با خودش قرارداد میبندد و خودش تولید میکند. این دیگر چیز پیچیدهای نیست، خیلی واضح است که خلاف است. در هر سازمانی چنین اتفاقی بیفتد، حتماً با آن برخورد میشود.
خالقی در بخش دیگری از صحبتهایش تأکید میکند: این نامه اصلاً نگاه شخصی ندارد. ما با افراد کاری نداریم. حرف ما اصلاح روندهاست. اگر این اصلاح با تغییر مدیریت اتفاق بیفتد یا بدون تغییر مدیریت، برای ما تفاوتی ندارد.
او اضافه میکند: مسئله ما این است که تعارض منافع برطرف شود، شفافیت ایجاد شود و ارتباطات بر اساس قانون و اخلاق پیش برود و انحصار از یک عده محدود خارج شود..
در پاسخ به این پرسش که آیا پاسخی از سوی مدیریت دریافت کردهاند، خالقی میگوید: متأسفانه هیچ پاسخ مشخصی دریافت نکردیم. فقط یکسری پیامهای پراکنده در حد توصیه و هشدار، مثلاً اینکه به قیامت بیندیشید، دریافت کردیم.
او این سکوت را معنادار میداند: این پاسخ ندادن، خودش مؤید این است که مواردی که در نامه گفته شده، وجود دارد. وقتی پاسخی داده نمیشود، یعنی حرفها بیاساس نیست.
سیدمحمد محمدیسرشت، دیگر امضاکننده این نامه، با نگاهی تحلیلیتر به موضوع، تأکید میکند آنچه در باشگاه رویش رخ داده، صرفاً چند تخلف پراکنده نیست، بلکه نشانهای از یک انحراف در مسیر تعریفشده این مجموعه است.
او در گفتوگو با شهرآرانیوز میگوید: به نظر میرسد ما با یک مسئله موردی مواجه نیستیم. آنچه از شواهد و تجربهها برمیآید، این است که یکسری اشکالات بهمرور به بخشی از ساختار تبدیل شده و دیگر نمیشود آنها را اتفاقی یا استثنا دانست.
محمدیسرشت با طرح این نکته که باشگاه رویش» باید کارکردی متفاوت از یک مجموعه تولیدی داشته باشد، اضافه میکند: اساساً فلسفه شکلگیری چنین باشگاهی، تربیت نیرو و ایجاد بستر رشد برای جوانهاست، نه اینکه خودش تبدیل به یک بازیگر اصلی تولید و رقیب دیگران شود.
به گفته او، همین جابهجایی نقش، منشأ بخشی از انتقادهاست: وقتی یک مرکز رشد، بهجای تسهیلگری، وارد رقابت مستقیم با نیروهای مستقل میشود، طبیعی است که هم شائبه ایجاد میشود و هم نارضایتی شکل میگیرد.
محمدیسرشت همچنین تأکید میکند که نقدهای مطرحشده ناظر به افراد نیست، بلکه متوجه روندهاست: ما بهدنبال تقابل با اشخاص نیستیم. مسئله ما اصلاح یک روند است؛ روندی که اگر اصلاح نشود، میتواند به اعتماد بدنه آسیب بزند.
او در پایان با اشاره به سابقه پیگیری این موضوع میگوید: این دغدغهها مربوط به امروز و دیروز نیست. در این مدت تلاش شد موضوع از مسیر تعامل حل شود، اما وقتی تغییری ایجاد نشد، ناچار شدیم آن را در سطح عمومی مطرح کنیم.
امضاکنندگان این نامه تأکید دارند که موضوع را از مسیرهای رسمی نیز دنبال کردهاند. به گفته آنها: «این مسئله به مدیریت حوزه هنری کشور منتقل شده و در صورت لزوم از طریق سازمان بازرسی نیز پیگیری خواهد شد».
در پی انتشار این نامه، خبرنگار شهرآرانیوز با سجاد انتظاری، مدیر باشگاه فیلم رویش مشهد، تماس گرفت. وی در پاسخ به این پرسش که آیا توضیحی درباره محتوای نامه دارد، گفت: «در حال حاضر پاسخی در این باره ندارم اما اگر درباره تولیدات و برنامههای باشگاه سوالی دارید در خدمتم.»!
گفتنی است شهرآرانیوز، در تکمیل این گزارش همچنان آماده انتشار هرگونه پاسخ از سوی مدیران باشگاه فیلم رویش است.
به نظر میرسد باشگاه فیلم رویش اکنون در نقطهای ایستاده که بیش از هر زمان دیگری نیازمند شفافسازی است؛ شفافسازی درباره ساختار تصمیمگیری، نحوه تخصیص منابع و نسبت میان مدیریت و تولید. آنچه این مسئله را فراتر از یک اختلاف صنفی میبرد، پرسشی جدیتر است: آیا سازوکارهای فرهنگی، ظرفیت اصلاح درونی و پاسخگویی به نقدهای بدنه خود را دارند؟ پاسخ به این پرسش، میتواند آینده اعتماد در میان فیلمسازان جوان مشهد را رقم بزند.