درس خواندن هدف می‌خواهد

  • کد خبر: ۴۲۱۴
  • ۰۷ شهريور ۱۳۹۸ - ۰۹:۱۰
درس خواندن هدف می‌خواهد
گفت‌وگوی شهرآرا محله با رتبه ۲۲ کنکور که فقط ۳۰ درصد بینایی دارد

فهیمه شهری - چندی پیش بود که اعلام نتایج کنکور، حال و هوای خانواده‌های دارای فرزند کنکوری را تغییر داد و بعد از مدت‌ها انتظار، دانش‌آموزان، نتایج آزمونی را که کلی برای آن زحمت کشیده بودند، دیدند.در این نوشتار، هم کلام با «سحر سلیمان‌نژاد» یکی از دانش‌آموزان مدرسه نمونه دولتی منطقه 11، هستیم که با کسب رتبه 22 علوم انسانی جزو نفرات برتر این رشته محسوب می‌شود. همان اول از روز اعلام نتایج می‌گوید که بسیار دلشوره داشت، دائم به مادرش می‌گفت کاش نتایج را اعلام نکنند. ترسی درونش بود؛ مبادا نتیجه‌ای که می‌خواهد را نبیند. دلواپسی‌ها آن‌قدر بر او غلبه می‌کند که از مادرش می‌خواهد لباسی به او بدهد تا آن را بشوید. می‌خواسته با چنگ انداختن در لباس، خودش را آرام کند اما استرس درونش بیشتر از این حرف‌ها بود و باعث می‌شود پس از کمی چنگ زدن، بدون آبکشی، لباس را رها کند. گاهی کتاب ورق می‌زد، گاهی سراغ یخچال می‌رفت و گاهی خودش را روی رختخوابش می‌انداخت اما ساعت دیرتر از همیشه می‌گذشت. سرانجام تلویزیون اسامی نفرات برتر را اعلام می‌کند. آهی از دلش می‌گذرد و شروع به بهانه‌گیری می‌کند؛ خوش به حالشان که بالاترین رتبه را آورده‌اند، چرا باید رتبه‌های آن‌ها زودتر اعلام شود، چرا نتایج بقیه را اعلام نکردند و ... .چشمش را از ساعت برمی‌دارد تا گذر زمان را فراموش کند اما تیک تیک ساعت هر ثانیه را به او یادآوری می‌کند و نمی‌گذارد آرام بگیرد.
ساعت 2 ظهر مشاورش با او تماس می‌گیرد و می‌گوید رتبه‌ات 22 شده است. سحر بارها از مشاورش می‌پرسد شوخی می‌کنید یا جدی می‌گویید، مشاور هرچه می‌گوید جدی می‌گویم سحر باور نمی‌کند. از بی‌قراری شروع به گریه کردن می‌کند، پدرش که از راه می‌رسد و ماجرا را می‌فهمد می‌گوید هیچ وقت مشاورت سر چنین موضوعی با تو شوخی نمی‌کند. سحر باز با مشاورش تماس می‌گیرد و دوباره رتبه‌اش را می‌پرسد این بار هم مشاور می‌گوید باور کن رتبه 22 را کسب کرده‌ای. ساعت 5 بعدازظهر که نتایج از طریق سایت سازمان سنجش اعلام می‌شود، سحر، نام و رتبه‌اش را در سامانه می‌بیند و دیگر باور می‌کند که رتبه 2 رقمی دارد.
او از ابتدا دوست داشته رتبه زیر 300 بیاورد تا بتواند در رشته روان‌شناسی دانشگاه فردوسی قبول شود. اولین فرزند خانواده است و وابستگی‌های خودش را به پدر و مادرش دارد. اصلا دوست نداشت به شهر دیگری برود اما اکنون نه به خاطر پایینی رتبه بلکه به خاطر بالا بودن آن باید به شهر دیگر، یعنی تهران فکر کند. باز هم بی‌قرار می‌شود نمی‌داند مشهد و بودن در کنار خانواده را انتخاب کند یا پیشرفت و دوری از پدر و مادر را. مدتی دلگیر بود اما منطق هر لحظه به او تلنگر می‌زند که نباید به پیشرفت پشت کند بنابراین با تمام دلواپسی‌ها دانشگاه تهران را انتخاب می‌کند و اکنون منتظر اعلام نتایج نهایی است.


وقتی اقوام می‌گفتند درس نخوان
سحر به سال‌های دوران تحصیل اشاره می‌کند؛ از ابتدا درس‌خوان و تا کلاس دهم معدلش 20 بود، در سال‌های بعد هم معدلش زیر 19.50 نیامده است. سالی که برای کنکور درس می‌خواند از تمام تفریحات و علایقش چشم پوشید. روزهایی که مدرسه می‌رفت بین پنج و نیم تا 6 ساعت در خانه درس می‌خواند و روزهایی که تعطیل بود تا 12 ساعت برای مطالعه وقت می‌گذاشت. میهمانی نمی‌رفت. فقط عید، منزل 2نفر از اقوام نزدیک می‌رود. وقتی میهمان می‌آمد، به پشت بام می‌رفت تا درس بخواند. بسیار پیش آمد اقوام به او می‌گفتند ما درس خواندیم هیچی نشد، تو هم نمی‌خواهد این‌قدر درس بخوانی اما او در دلش یک پاسخ داشت «اگر آن‌ها نخواستند یا نتوانستند، دلیل نمی‌شود که من هم نخواهم یا نتوانم، من می‌خواهم درس بخوانم و مطمئنم که می‌توانم از این طریق پیشرفت کنم.»
این دیدگاه آن‌قدر در او قوی بود که تمام سختی‌ها را به جان می‌خرد، با اراده پای تصمیمش می‌ایستد و ذره‌ای از تلاشش کم نمی‌کند. البته در آخر هم نتیجه‌ای بهتر از آنچه توقع داشت، می‌گیرد. او به خاطراتش در ایام درس خواندن اشاره می‌کند و از روزی می‌گوید که خانواده‌اش برای عید دیدنی، به منزل یکی از اقوام در گلبهار رفته بود. او برای اینکه وقتش به دید و بازدید گرفته نشود، در یکی از کتابخانه‌ها برای اعتکاف علمی رفته بود اما به دلیل شدت بارندگی‌ مسئول کتابخانه می‌گوید هشدار سیل داده‌اند و باید کتابخانه را تخلیه کنیم. او و دیگر دانش‌آموزان با ترس و اضطراب، وسایلشان را جمع می‌کنند. سحر مجبور می‌شود با خانواده‌اش تماس بگیرد تا آنها از گلبهار بیایند. بعضی از دیگر کنکوری‌های کتابخانه، از ترس سیل گریه می‌کردند. کتاب‌هایشان را جمع کرده بودند تا مبادا سیل آنها را ببرد. سحر که امروز به آن زمان فکر می‌کند می‌گوید دانش‌آموزان کنکوری مناطق سیل‌زده چه روزهای سختی را گذرانده‌اند و کاش آن‌ها هم رتبه‌های خوبی را کسب کرده باشند.
ناگفته نماند که سحر از بدو تولد به صورت مادرزادی فقط 30 درصد بینایی دارد. بنابراین برای خواندن مطالب کتاب‌ها باید از ذره‌بین و دیگر وسایل کمکی استفاده کند. مطالبی که دیگران می‌توانند به راحتی از دور و به سرعت بخوانند، او باید با ذره‌بین و کلمه به کلمه بخواند.
سحر در زمان درس خواندن گاهی خسته می‌شد و با خودش می‌گفت قید درس و رتبه خوب را می‌زنم اما همین که یک روز می‌گذشت و می‌دید در مدرسه دوستانش از این می‌گویند که چقدر درس خوانده و چقدر تست زده‌اند باز خودش را تسلی می‌داد و برای ادامه مسیر آماده می‌شد.او خطاب به کنکوری‌های سال بعد می‌گوید: اگر هدفتان مشخص باشد برای رسیدن به آن تلاش می‌کنید و هر جا خسته شوید باز قدرت طی کردن ادامه مسیر را پیدا می‌کنید اما اگر هدف مشخصی نداشته باشید درس خواندن کار سختی برایتان خواهد بود.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.