وقتی صحبت از هافبکهای دفاعی شاخص دو دهه اخیر فوتبال ایران میشود، نامهایی مانند کریم باقری، جواد نکونام، آندرانیک تیموریان و امید ابراهیمی به ذهن میآیند؛ بازیکنانی که هر کدام فراتر از وظایف معمول یک شماره شش عمل میکردند و در مقاطع مختلف بار تیم ملی را بر دوش میکشیدند. با این حال، سعید عزتاللهی هرگز نتوانسته در چنین جایگاهی قرار بگیرد.
عزتاللهی سالهاست یکی از مهرههای ثابت تیم ملی است و سابقه طولانی حضور در فوتبال اروپا را نیز در کارنامه دارد، اما این سابقه لزوماً به معنای تأثیرگذاری فنی بالا نبوده است. او از نظر فیزیکی بازیکن مناسبی محسوب میشود؛ قدرت بدنی، قد بلند و توانایی حضور در درگیریهای میانه میدان را دارد، اما فوتبال امروز از یک هافبک دفاعی تنها این ویژگیها را نمیخواهد. یک شماره شش مدرن باید بتواند در ساخت بازی نقش داشته باشد، ریتم مسابقه را کنترل کند و در لحظات حساس با تصمیمهای درست به تیم کمک برساند.
مشکل اصلی اینجاست که عزتاللهی در طول سالهای حضورش در تیم ملی، رشد چشمگیری را تجربه نکرده است. او نه خلاقیت ویژهای در بازیسازی داشته، نه توانسته به یک گلزن یا پاسور مؤثر تبدیل شود و نه در قامت بازیکنی ظاهر شده که بتواند در روزهای سخت بار بزرگی از دوش تیم ملی بردارد. به همین دلیل، با وجود تعداد بالای بازیهای ملی، هنوز دشوار است مسابقهای را به یاد آورد که کیفیت فردی او مسیر آن را تغییر داده باشد.
البته بخشی از تداوم حضور عزتاللهی به کمبود رقیب در این پست بازمیگردد. در سالهای اخیر تیم ملی گزینههای محدودی برای مرکز میدان در اختیار داشته و حتی احمد نوراللهی، که میتوانست مهمترین رقیب او باشد، عملاً از چرخه انتخابها خارج شد. در نتیجه عزتاللهی بدون فشار جدی برای حفظ جایگاهش به حضور مستمر در ترکیب ادامه داده است.
نمایش او در دیدار اخیر مقابل نیوزیلند بار دیگر این پرسش را مطرح کرد که آیا تیم ملی در مهمترین منطقه زمین با کمبود کیفیت مواجه نیست؟ اگر برابر حریفی در این سطح نیز ضعف در کنترل میانه میدان دیده میشود، نگرانی درباره مسابقات دشوارتر کاملاً طبیعی است.