عاشورحسن زاده عرب با اشاره به غلبه مضامین حماسی و سوگمحور در ادبیات آیینی استان خوزستان، اظهار کرد: در آثاری همچون حماسه حسینی اثر شهید مرتضی مطهری، فتح خون نوشته سیدمرتضی آوینی و در کربلا چه گذشت از شیخ عباس قمی، واقعه عاشورا صرفاً یک رخداد تاریخی تلقی نشده، بلکه بهعنوان الگویی حماسی، معرفتی و ظلمستیز مورد توجه قرار گرفته است.
حسن زاده افزود: این آثار با تمرکز بر مفاهیمی چون قیام علیه ظلم و مبارزه با طاغوت، ابعاد معرفتی و اجتماعی عاشورا را برجسته میکنند، اما در سطح آیینهای محلی، ادبیات شفاهی و اشعار هیئتی استانها بیشتر بر مصائب و مرثیه استوار است؛ چنانکه نوحههای «شاهحسینگویان» در تبریز، آیین «واحد» و سینهزنی در بوشهر نمونههایی از این رویکرد به شمار میروند.
حماسه و سوگ؛ هسته مرکزی ادبیات آیینی
این پژوهشگر خوزستانی در توضیح اینکه با وجود تداوم محوریت حماسه و سوگ در ادبیات آیینی، نشانههایی از تغییر رویکرد نیز دیده میشود، تصریح کرد: برای نمونه، آثاری همچون رحمت واسعه به بُعد عرفانی و رحمت الهی در عاشورا پرداخته و مجموعههایی نظیر کآشوب و رستخیز به تجربه زیسته مردم امروز از محرم توجه نشان دادهاند. در برخی آیینها نیز شخصیتهای کمتر پرداختهشده عاشورا مورد توجه قرار گرفتهاند؛ از جمله آیین «عرسالقاسم» در خوزستان یا بزرگداشت حضرت علیاکبر(ع) در شب نهم محرم که نشاندهنده توجه بیشتر به چهرههای جوان واقعه کربلا است.
حسن زاده عرب با بیان اینکه فاصله گرفتن از مضامین سنتی بهصورت یکسان در سراسر کشور رخ نداده است، گفت: در شهرهایی مانند یزد، زنجان و قم، آیینهایی نظیر نخلبرداری، مشعلگردانی و تجمعهای عاشورایی همچنان بر روایتهای کلاسیک عاشورا و مرثیههای شناختهشده استوارند.
دو جریان موازی در ادبیات آیینی
وی جریان ادبیات آیینی در ایران را متشکل از دو مسیر موازی دانست و گفت: بخش عمدهای از آیینهای عاشورایی استانها بر پایه سنتهای شفاهی، نوحههای محلی و انتقال سینهبهسینه شکل گرفتهاند؛ آیینهایی مانند «چاووشخوانی» در آران و بیدگل، «لالپله» در گیلان، «طبقکشی» در قزوین و «بیلزنی» در بیرجند نمونههایی از این سنتهای دیرینه هستند.
وی آیینهایی مانند «چلابزنی»، «لطمه»، «فزاعیه» و «رجالیه» توسط «ملایه»ها (مداحان زن عرب) در خوزستان را از دیگر آیینهای عاشورایی برشمرد و افزود: این آیینها عمدتاً بدون پشتوانه مکتوب تاریخی اجرا میشوند و وابستگی عمیقی به سنتهای قبیلهای دارند.
به گفته این پژوهشگر خوزستانی، در مقابل این جریان مردمی، آثاری مانند حماسه حسینی، فتح خون و تنها علاج بر پایه پژوهش تاریخی، تحلیل اسناد و منابع معتبر اسلامی شکل گرفتهاند. و این دو جریان ـ مردمی و پژوهشی ـ گاه در هم تنیده میشوند؛ همانگونه که اشعار محتشم کاشانی از سنت شفاهی برخاست اما بعدها به متون مکتوب و پژوهشهای ادبی راه یافت.
موانع ملیشدن آیینهای بومی عاشورا
حسنزاده عرب با اشاره به ظرفیت ملی برخی آیینهای عاشورایی، اظهار کرد: آیینهایی مانند تجمع عظیم حسینیه اعظم زنجان، نخلبرداری یزد و طشتگذاری اردبیل توانستهاند از سطح محلی فراتر رفته و به نمادهای ملی عزاداری تبدیل شوند.
وی با این حال، موانع مهمی را بر سر راه دیدهشدن بسیاری از آیینهای بومی برشمرد و گفت: غلبه ادبیات شفاهی بر آثار مکتوب، ضعف پژوهشهای میانرشتهای، تمرکز رسانهها بر چند قطب مشهور عزاداری و نبود نظام منسجم نشر و ترجمه از مهمترین دلایل مغفول ماندن آیینهای محلی است.
نویسنده خوزستانی افزود: بسیاری از آیینها مانند «لالپله» در گیلان، «چایینهزنان» در ایلام و «بیلزنی» در بیرجند به دلیل ثبتنشدن در منابع معتبر و وابستگی به لهجهها و رسوم محلی، فرصت معرفی ملی پیدا نکردهاند.
خلأهای پژوهشی در ادبیات محرمی خوزستان
حسنزاده عرب با تأکید بر غنای آیینهای عاشورایی خوزستان، مهمترین خلأ پژوهشی این حوزه را ثبتنشدن آیینهای شفاهی زنان عرب دانست و گفت: نقش «ملایه»ها، سبکهای سینهزنی زنان و مراسمی مانند «وسطالمیدان» تاکنون بهصورت جدی مستندسازی نشده و تقریباً هیچ اثر مکتوبی درباره آنها وجود ندارد.
منبع: ایبنا