به گزارش شهرآرانیوز؛ در بررسی اینکه چرا امامحسین (ع) دست به آن قیام تاریخساز زدند و با اینکه میدانستند عاقبت کار خود و فرزندان و یارانشان به شهادت و فرجام اهلبیتشان به اسارت ختم میشود، این راه را برگزیدند و راهی کربلا شدند، بهترین پاسخ، سخنان خود حضرت سیدالشهدا (ع) است.
ایشان در وصیتنامه خود خطاب به برادرشان، محمد حنفیه، مینویسند: «من، نه از روی خودخواهی و سرکشی و هوسرانی (از مدینه) خارج میشوم و نه برای ایجاد فساد و ستمگری، بلکه هدف من از این حرکت، اصلاح مفاسد امت جدم و امربهمعروف و نهیازمنکر است.» این سخن حضرت، اهمیت فریضه امربهمعروف و نهیازمنکر را نشان میدهد؛ واجبی که بیشتر نادیده گرفته میشود.
آیات متعددی از قرآن کریم بر امربهمعروف و نهیازمنکر تأکید میکنند و به ابعاد مختلف آن میپردازند. آیه۱۱۴ آلعمران، آن را صفت مؤمنان معرفی میکند: «به خدا و روز دیگر ایمان میآورند؛ امربهمعروف و نهیازمنکر میکنند.»
آیه۱۰۴ همین سوره نیز این واجب را وظیفهای عمومی و همگانی و عامل خوشبختی معرفی و تأکید میکند: «و باید از میان شما گروهی باشند که مردم را به نیکی فراخوانند و آنان را به کار پسندیده وادارند و از کار زشت و نکوهیده نهی کنند؛ ایناناند که نیکبخت خواهند بود.» یا آیه۴۱ سوره حج که امربهمعروف را ویژگی یاران آخرالزمانی اماممهدی (عج) میداند: «کسانى که اگر آنان را در زمین به قدرت رسانیم، نماز برپامىدارند و زکات مىدهند و (دیگران را) به خوبىها دعوت مىکنند و از بدىها بازمىدارند.»
نهادینه شدن فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر، آثار مثبت فردی و اجتماعی بسیاری دارد و با احیا و اجرای آن، خیلی از مشکلاتی که درگیر آن هستیم، خودبهخود برطرف میشود. این واجب، زمینه عمل به دیگر واجبات و ترک محرمات را فراهم و ما را از نصرت الهی برخوردار میکند؛ زیرا این وعده قرآن است که میفرماید: «وَلَیَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ...: و قطعا خدا به کسی که (دین) او را یاری میکند، یاری میدهد.» (حج، ۴۰)
همچنین ابواب رحمت الهی را به روی انسان میگشاید: «مردان و زنان باایمان، ولى و یار و یاور یکدیگرند، امر به معروف مىکنند. بهزودى خدا آنان را مشمول رحمت خویش قرار مىدهد...» (توبه، ۷۱)
آثار منفی بیتوجهی به امربهمعروف به جنبههای فردی و خانوادگی محدود نمیشود، بلکه گاه یک جامعه را دچار ابتلا میکند؛ امامعلی (ع) درباره آثار منفی ترک امر به معروف فرمودهاند: «امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که درنتیجه، پروردگار امور شما را به اشرارتان بسپارد، آنگاه لب به دعا میگشایید ولی دعایتان مستجاب نمیشود.» (نهجالبلاغه، نامه۴۷، ص۴۳۲).
ترک این فریضه در روایات ائمه (ع) به قدری ناپسند است که حتی به دشمنی با خدا تعبیر شده است. از امامصادق (ع) نقل است که فرمودند: «خداوند دشمن دارد مؤمن ضعیفی را که دین ندارد.» شخصی از آن حضرت پرسید چنین کسی کیست؟ فرمودند: «او که نهیازمنکر نمیکند.»
پیامبر (ص) و اهلبیت (ع) هم که فکر، سخن و عملشان تجلی قرآن است، بر امربهمعروف و نهیازمنکر تأکید میکنند و هم آثارش را بیان کردهاند و هم از عواقب بیتوجهی به آن گفتهاند؛ رسول خدا (ص) درباره این فریضه میفرمایند: «کسی که امر به معروف و نهی از منکر کند، جانشین خداوند در زمین و جانشین پیامبر (ص) و کتاب اوست.» (مجمعالبیان، ج۲، ص۸۰۷).
امیر بیان، امامعلی (ع)، هم در این باره فرمودهاند: «خداوند، امر به معروف را برای اصلاح مردم و نهیازمنکر را برای جلوگیری از سفیهان و بیخردان از ارتکاب حرام، واجب فرموده است.» (نهجالبلاغه، کلمات قصار، ص۲۵۲)
علاوهبر برکات فردی، جامعهای هم که امر به معروف و نهی از منکر در آن جدی گرفته شود، اتفاقات خوبی را تجربه میکند؛ از مهمترین آنها، نظارت عمومی و زمینهسازی برای فراگیر شدن عدالت اجتماعی است؛ چنانکه حضرت امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: «(امر به معروف و نهی از منکر).
همچنین تقسیم (عادلانه) بیتالمال و غنائم را درپی دارد و صدقات (مالیاتهای شرعی) از جاهای لازم گرفته شده، در جای حق و مناسب، مصرف میشود.» (وسائلالشیعه، ج۱۱، ص۴۰۳) بنابر تصریح قرآن، جامعه عامل به امر به معروف، دربرابر دشمنان شکست نمیخورد: «شما بهترین امتی هستید که برای مردم پدیدار شدهاید، به کار پسندیده فرمان میدهید، جز آزاری (اندک) هرگز به شما زیانی نخواهند رسانید و اگر با شما بجنگند، به شما پشت کنند، سپس یاری نیابند.» (آلعمران، ۱۱۰ و ۱۱۱)
آموزههای دینی به همان اندازه که آثار مثبت امر به معروف و نهی از منکر را بیان کردهاند، به عواقب بیتوجهی و کنار گذاشتن آن نیز پرداختهاند؛ امامرضا (ع) از پیامبر (ص) نقل میکردند که حضرت بارها فرمودند: «وقتی امت من امربهمعروف و نهی از منکر را واگذارند، پس باید با خدا اعلان جنگ کنند.» (بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۹۲) امامباقر (ع) نیز در اینباره فرمودهاند: «بدقومی هستند قومی که بر امربهمعروف و نهیازمنکر عیب میگیرند و آن را بیارزش میپندارند.» (وسائلالشیعه، ج۱۱، ص۳۹۲)