شاید مدافعان، برخلاف مهاجمان، کمتر در قاب دوربینها دیده شوند و کمتر تیتر یک رسانهها شوند، اما فوتبال حرفهای خوب میداند که تساوی ارزشمند برابر تیمی مانند بلژیک، تنها حاصل مهارهای بیرانوند نیست. پشت هر سیو تماشایی، مدافعی ایستاده که فضا را بسته، زمان را از مهاجم گرفته و مسیر رسیدن به دروازه را دشوار کرده است.
دیشب بیرانوند، ستاره شب ایران بود؛ اما اگر بخواهیم از قهرمانان خاموش این تساوی ارزشمند نام ببریم، بیتردید علی نعمتی یکی از آنهاست؛ مدافعی که شاید کمتر دربارهاش صحبت شود، اما مقابل بلژیک ثابت کرد برای رسیدن به جایگاه امروز، راهی طولانی را طی کرده و حالا شایسته اعتماد و تحسین است.
نعمتی مقابل بلژیک، یکی از پختهترین نمایشهای دوران فوتبالش را ارائه داد. او در نبردهای مستقیم، در پوشش فضاهای خالی، در بازیخوانی و در حفظ تمرکز طی ۹۰ دقیقه، نشان داد که دیگر آن بازیکن جوان و کمتجربه سالهای گذشته نیست. او مقابل مهاجمانی قرار گرفت که ارزش بسیاری از آنها از بودجه سالانه فوتبال ایران بیشتر است، اما نه ترسید، نه عقب نشست و نه اجازه داد نامهای بزرگ، کیفیت فنی او را تحت تأثیر قرار دهند.

شاید ماندگارترین قاب شب تساوی ایران و بلژیک، همان لحظهای بود که نعمتی با تمام وجود خود را مقابل توپ انداخت تا آخرین هجوم بلژیکیها راهی به دروازه ایران پیدا نکند. قابی که ناخودآگاه تصویر فرشتههای میناب را تداعی کرد که با بالهای سپیدشان در کنار ملی پوشان ایستادهاند. نعمتی در آن چند ثانیه، تنها یک مدافع نبود؛ او یادآور همان درس قدیمی بود که در بزنگاههای دفاع از یک سنگر، حساب و کتاب معنایی ندارد. باید ایستاد، باید خود را سپر کرد و اجازه نداد چیزی از دست برود. نعمتی شاید ستاره اول میدان نبود، اما در همان صحنه نشان داد که مدافعان واقعی، گاهی با یک تکل، یک پوشش یا یک دفع توپ، ارزشی به اندازه یک گل یا حتی یک پیروزی خلق میکنند.
البته برای فوتبال خراسان، نمایش نعمتی فقط یک عملکرد موفق فردی نبود؛ یادآوری تلخی هم بود. استانی که روزگاری یکی از قطبهای فوتبال ایران محسوب میشد، امروز نه تیمی در سطح اول فوتبال کشور دارد، نه مدیریتی فوتبالی و ورزشی متناسب با ظرفیتهایش و نه برنامهای روشن برای پرورش و حفظ استعدادهایش. با این حال، هنوز هم از دل همین خاک، بازیکنانی بیرون میآیند که در بزرگترین آوردگاه فوتبال جهان، مقابل ستارههای چندصد میلیون دلاری اروپا میایستند و کم نمیآورند.
شاید همین، بزرگترین طعنه به وضعیت امروز فوتبال خراسان باشد؛ فوتبالی که سالهاست بیشتر با حسرت گذشته، وعدههای تکراری و فرصتهای از دست رفته شناخته میشود تا تولید ستاره.