به گزارش شهرآرانیوز؛ محرم در مشهد قدیم فقط یک مناسبت مذهبی نبود؛ بخشی از زندگی روزمره مردم این شهر بود که در کوچهها، گذرها، خانهها، تکیهها و بازار جریان داشت. از برپایی روضههای خانگی و حرکت دستههای عزاداری در محلات قدیمی گرفته تا علمکشی، نخلگردانی، اطعام عزاداران و نوحهخوانیهای سنتی، هر کدام جلوهای از ارادت مردم مشهد به اهلبیت (ع) و بهویژه حضرت سیدالشهدا (ع) بود؛ آیینهایی که بسیاری از آنها هنوز هم در حافظه تاریخی شهر زنده ماندهاند.
مشهد، به عنوان شهری که هویت مذهبی آن با حضور بارگاه منور حضرت امام رضا (ع) پیوندی عمیق دارد، از دیرباز یکی از مهمترین کانونهای برگزاری آیینهای سوگواری محرم و صفر در ایران بوده است.
در مشهد قدیم، عزاداری برای امام حسین (ع) صرفا در قالب مراسم رسمی و عمومی برگزار نمیشد، بلکه در تار و پود زندگی مردم جای داشت؛ بهگونهای که با آغاز ماه محرم، حال و هوای شهر بهطور کامل تغییر میکرد و نشانههای سوگ در جایجای آن نمایان میشد.
در گذشته، با فرارسیدن دهه اول محرم، بسیاری از خانهها، سراها، تیمچهها و دکانهای بازار سیاهپوش میشد. پارچههای مشکی بر سر در خانهها و گذرها نصب میکردند و در برخی محلات، اهالی به صورت جمعی برای آذینبندی فضاهای عمومی و آمادهسازی محل برگزاری مراسم مشارکت داشتند.
این سیاهپوشی تنها یک جلوه ظاهری نبود، بلکه نشانهای از ورود شهر به ایامی بود که مردم آن را با احترام، حزن و مشارکت اجتماعی گسترده سپری میکردند.
یکی از مهمترین کانونهای عزاداری در مشهد قدیم، محلات قدیمی شهر بودند؛ محلاتی مانند سرشور، نوغان، عیدگاه، پایینخیابان و بالاخیابان که هر یک برای خود هیئتها، دستهها و سنتهای عزاداری ویژهای داشتند.
در این محلات، مراسم معمولا از چند روز مانده به تاسوعا و عاشورا رونق بیشتری میگرفت و دستههای سینهزنی و زنجیرزنی در کوچهها و گذرهای باریک به حرکت درمیآمدند. صدای نوحه، سنج و طبل در فضای شهر میپیچید و مردم از پیر و جوان، زن و مرد، هر یک به شکلی در این آیینها حضور مییافتند.
روضههای خانگی نیز از مهمترین جلوههای عزاداری در مشهد قدیم به شمار میرفت. بسیاری از خانوادهها، بهویژه خاندانهای قدیمی و مذهبی شهر، در خانههای خود مجلس روضه برپا میکردند.
در این مجالس، روحانیان و روضهخوانان واقعه کربلا را برای حاضران روایت میکردند و زنان و مردان، گاه جداگانه و گاه در بخشهای مختلف خانه، در این مراسم شرکت میکردند. این روضهها فقط محل سوگواری نبود، بلکه فرصتی برای تقویت پیوندهای اجتماعی، انتقال باورهای دینی و حفظ سنتهای بومی نیز محسوب میشد.
در کنار روضههای خانگی، تکیهها و حسینیههای قدیمی نیز جایگاه ویژهای در برگزاری مراسم داشتند. برخی از این مکانها در ایام محرم به مرکز اصلی گردهمایی عزاداران تبدیل میشدند.
در آنجا علاوه بر مرثیهخوانی و سینهزنی، از عزاداران با چای، شربت، نان، آش یا غذای نذری پذیرایی میشد؛ سنت اطعام در مشهد قدیم، بهویژه در روزهای تاسوعا و عاشورا، جایگاه مهمی داشت و بسیاری از خانوادهها تلاش میکردند به اندازه توان خود در این کار خیر سهیم باشند.
از آیینهای شاخص در برخی نقاط مشهد قدیم، «علمکشی» و حرکت دادن نشانههای مذهبی در میان دستههای عزاداری بود. علمها که با پارچه، فلز، آینه، شال و نمادهای مذهبی تزئین میشدند، برای مردم صرفاً یک ابزار آیینی نبودند، بلکه نمادی از احترام و ارادت به حضرت ابوالفضل (ع) و کاروان کربلا به شمار میرفتند.
حمل علم، معمولا بر عهده افرادی بود که از توان جسمی و جایگاه اجتماعی مناسبی برخوردار بودند و این کار با نوعی افتخار و احترام همراه بود.
در برخی نقلهای تاریخی و روایتهای شفاهی از مشهد قدیم، به حضور «سقاها» در مراسم عزاداری نیز اشاره شده است؛ افرادی که با مشک یا ظرفهای مخصوص، میان مردم آب توزیع میکردند تا یاد تشنگی شهدای کربلا زنده بماند.
این رسم بهویژه در روزهای گرم و در جمعیتهای پرشمار، هم جنبه نمادین داشت و هم نوعی خدمترسانی به عزاداران محسوب میشد؛ نوای سقاها، در کنار مرثیهخوانی و نوحههای سنتی، بخشی از فضای احساسی و معنوی محرم در شهر را شکل میداد.
بازار مشهد نیز در ایام محرم حال و هوایی متفاوت پیدا میکرد؛ کسبه و بازاریان، که همواره در مناسبتهای مذهبی نقش فعالی داشتند، در برگزاری مراسم عزاداری، تأمین هزینه برخی هیئتها و تهیه نذورات مشارکت میکردند.
در بسیاری از موارد، تعطیلی یا نیمهتعطیلی بازار در روز عاشورا و حضور گسترده کسبه در دستههای عزاداری، نشانهای از پیوند عمیق اقتصاد سنتی شهر با فرهنگ دینی و مذهبی مردم بود.
نکته مهم در آیینهای عزاداری مشهد قدیم، پیوند آنها با حرم مطهر رضوی بود. بسیاری از دستهها و هیئتها تلاش میکردند در روزهای خاص، بهویژه تاسوعا و عاشورا، خود را به محدوده حرم برسانند و در جوار بارگاه امام رضا (ع) به عزاداری بپردازند.
این پیوند معنوی، به مراسم محرم در مشهد رنگ و بویی ویژه میبخشید؛ چراکه عزاداران، سوگ امام حسین (ع) را در کنار مضجع امامی برگزار میکردند که خود از تبار اهلبیت (ع) و وارث پیام عاشورا بود.
آیینهای محرم در مشهد قدیم، فقط بر پایه نظم رسمی برگزار نمیشد، بلکه بر دوش مردم و مشارکت محلی استوار بود. هر محله برای خود بانیان، معتمدان، نوحهخوانان و خادمانی داشت که از هفتهها قبل برای برپایی مراسم برنامهریزی میکردند.
این مشارکت مردمی سبب میشد عزاداری نه یک برنامه مقطعی، بلکه بخشی از هویت جمعی محلات باشد؛ هویتی که نسل به نسل منتقل میشد و کودکان و نوجوانان نیز از همان سالهای نخست زندگی با آن خو میگرفتند.
البته بخشی از آیینهای عزاداری در گذر زمان دستخوش تغییر شده است. توسعه شهری، تغییر بافت محلات قدیمی، شکلگیری هیاتهای جدید و تغییر سبک زندگی، برخی رسمها را کمرنگ کرده و برخی دیگر را به شکلی تازه بازآفرینی کرده است، اما با این حال، روح مشترک این مراسم همچنان پابرجاست؛ روحی که بر سوگواری، همدلی، نذر، مشارکت اجتماعی و ارادت به اهلبیت (ع) استوار است.
امروز اگرچه چهره مشهد نسبت به گذشته بسیار دگرگون شده، اما رد پای محرم قدیم هنوز در خاطرات سالمندان، در نام برخی هیاتهای ریشهدار، در رسوم باقیمانده محلات و در سنت روضههای خانگی دیده میشود و همین پیوستگی میان گذشته و حال، باعث شده است که عزاداری در مشهد نه فقط یک آیین مذهبی، بلکه بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی شهر باشد.
محرم در مشهد قدیم، روایت مردمی بود که سوگ را با ایمان، سنت را با زندگی و ارادت را با حضور جمعی در هم میآمیختند و از کوچههای تنگ محلات قدیمی تا صحن و سرای حرم رضوی، صدای نوحه و نذر و روضه، نشانهای از فرهنگی بود که در آن، یاد عاشورا نه در یک روز، بلکه در متن زندگی مردم جاری بود.