به گزارش شهرآرانیوز، چه شامگاه غریبی است شب بعد از حادثه عاشورا، چه لحظههای غمانگیز و با شکوهی در تاریخ اسلام رقم خورده است؛ از یک سو «ما رایت الا جمیلا» زینب (س) در ذهن تداعی میشود و از سوی دیگر، سرهای به نیزه رفته دشت کربلا، لبهای تشنه کودکان و شیون دخترکان و زنان و مادرانی که سال۶۱ هجری قمری در میان خیمهها یک چشمشان اشک بود و یک چشمشان آه و قلبشان در کارزار شمشیرها و سرها و تنها هزار پاره شده بود و به اسارت سپاه شیطان درآمدند.
قصه پر غصه کربلا به گمان در روز عاشورا اوج میگیرد که البته بیراه هم نیست، اما آنچه از امشب اتفاق میافتد و تا اربعین حسینی و خطبه تاریخی حضرت زینب (س) ادامه پیدا میکند، داغ سنگینی است که غربت کربلا و اسرای شام را نمایانتر میسازد. اصلا شام غریبان حسین (ع) که میگویند امشب است به همین دلیل است تا کمی همدردی با کاروان اسرای کربلا را در پرونده عزاداری خودمان ثبت کنیم و اگر خطبههای روشنگرانه اسوه صبر و استقامت نبود که کربلا در کربلا میماند و اینگونه که امروز به دست ما رسیده است نمیرسید و درک نمیشد. شام غریبان، نه شبی برای آسودن که شبی برای شروعی تازه از رسالت کربلاست تا در تاریخ اذهان و بشریت باقی بماند و هر روز، زندهتر از قبل به ما و آیندگان برسد.
غروب شامگاه دهم محرم، آن سوی تاریخ به سال ۶۱هجری قمری زمانی که شوری عظیم در زمین و آسمان به پا شده است، فرشتگان زانوی غم بغل کردهاند، خورشید خجل زده است، نیزهها شرمنده از سرهای نورانی که با خود حمل میکنند و اشقیای زمانه، تازیانه نفرت و شیطانیشان را بر تن نحیف طفلان و زنان فرود میآورند قرار دارد، این سوی تاریخ، محرم۱۴۰۵ در مشهد الرضا (ع)، زنان، مردان، کودکان، نوجوانان، جوانان، دختران، پسران و پیرمردها و پیرزنها، راه نجات را طریقالحسین (ع) میدانند و نام او را زیر لب زمزمه میکنند. در چنین شبی نه تنها مردم مشهد بلکه زائران از جای جای ایران خود را به خیابانهای طبرسی، شیرازی، نواب صفوی و امام رضا (ع) رساندهاند تا با شمعهایی که در دست دارند به یاد غمی که «مصیبة ما اعظمها» است بتوانند حزن و اندوه خود را نشان دهند و به محضر امام رضا (ع) تسلیت بگویند.
صدای «یا حسین (ع)» در هر گوشه حرم همچون زمزمهای نجات بخش شنیده میشود. شمعها با نیتی که زائران و مجاوران در دل دارند در صحن انقلاب روشن میشود. خادمهای آقا امام رضا (ع) هم با آیین و پوششی خاص، با شمعهایی که در دست دارند پیشگام جمعیت عزادار شدهاند. بانویی اشکریزان گوشهای از صحن ایستاده است و مثل ابر بهاری اشک میریزد، آن طرفتر چند دختر نوجوان همراه پدر و مادرهایشان که خانوادگی به زیارت آمدهاند در حال روشن کردن شمعهایشان هستند. مردی جوان یک دستش را بر صورت گذاشته و دست دیگرش را به نشانه دعا بالا آورده است و گاهی اشک چشمهایش را به صورتش میکشد. هر گوشه صحن زائران و مجاورانی با دعایی در دل ایستادهاند و خود را به حریم امن رضوی رساندهاند تا ضامن اجابت حاجتشان شود که به گفته همه دلدادگان این حریم، فرج امام زمان (عج) مهمترین حاجتشان است چرا که با ظهور منجی عالم بشریت، همه گرهها باز میشود و غمی بر دل نمیماند.