درباره سریال «گل سنگ» که آبرومندانه به ایستگاه پایانی رسید | مزیت سینما در پلتفرم

  • کد خبر: ۴۲۶۵۲۵
  • ۰۹ تير ۱۴۰۵ - ۱۲:۲۰
درباره سریال «گل سنگ» که آبرومندانه به ایستگاه پایانی رسید | مزیت سینما در پلتفرم
با انتشار قسمت دهم، پرونده سریال «گل سنگ» بسته شد؛ مجموعه‌ای که در نخستین تجربه کارگردانش در شبکه نمایش خانگی، تلاش کرد با اتکا به یک روایت اجتماعی و عاشقانه، مخاطب را درگیر قصه‌ای پرتعلیق و شخصیت محور کند.

به گزارش شهرآرانیوز؛ با انتشار قسمت دهم، پرونده سریال «گل سنگ» بسته شد؛ مجموعه‌ای که در نخستین تجربه کارگردانش در شبکه نمایش خانگی، تلاش کرد با اتکا به یک روایت اجتماعی و عاشقانه، مخاطب را درگیر قصه‌ای پرتعلیق و شخصیت محور کند.

این مجموعه، به تهیه کنندگی زینب تقوایی و بر اساس فیلم نامه‌ای مشترک و کارگردانی اختصاصی ابراهیم ایرج زاد، ساخته شد و با تکیه بر فضایی واقع گرایانه، روایتگر سرنوشت شخصیت‌هایی بود که هر یک زیر فشار گذشته، روابط خانوادگی و انتخاب‌های دشوار، به نقطه‌ای بحرانی می‌رسیدند. قصه «گل سنگ»، بیش از آنکه بر غافل گیری‌های پی درپی استوار باشد، بر تحول تدریجی شخصیت‌ها و آشکارشدن لایه‌های پنهان زندگی آنان بنا شده بود؛ رویکردی که سبب شد داستان تا قسمت پایانی، ریتم و کشش خود را حفظ کند.

بلوغ بطئی کارگردان مشهدی

ابراهیم ایرج زاد، فیلم ساز مشهدی سینمای ایران، حالا بیش از هر زمان دیگری نشان می‌دهد که مسیر بلوغ را طی می‌کند. او از «تابستان داغ» به «عنکبوت» قدری تنزل درجه پیدا کرد، اما با «شوهر ستاره» در جشنواره چهل وسوم خودی نشان داد و به تازگی با سریال «گل سنگ»، خودداری و پختگی بیشتری از خودش به نمایش گذاشت.

این کنترل شدگی که تقریبا می‌توان گفت بیشتر از یک بار به ازای هر قسمت از خط بیرون نزد، هم در شیوه روایت و هم در مختصات کارگردانی، اعم از میزانسن‌ها و هدایت بازیگران، مشاهده می‌شد. اساس ایرج زاد در همه این ۱۰ قسمت از سریال، به جای تأکید‌های گل درشت و احساسات گرایی افراطی، به قدرت موقعیت و شخصیت‌ها اعتماد کرد و نتیجه مطلوبی هم گرفت.

اختتامیه در بالیوود

«گل سنگ» یکی از آثار منسجم ایرج زاد و البته یکی از سریال‌های برتر بهار۱۴۰۵ شبکه خانگی محسوب می‌شود. این مجموعه، با یک متن منقح که توسط خود ایرج زاد و پیام کرمی نوشته شده بود، توانست توزیع مناسبی در وقایع داشته باشد و کارش را بدون آب بستن و حاشیه رفتن، در قسمت دهم به نقطه فرود برساند؛ ویژگی مهمی که این روز‌ها کمتر در تولیدات شبکه نمایش خانگی به چشم می‌خورد.

با این همه،  پایان بندی این اثر، تا حد زیادی، از دست نویسندگان خارج و از شدت ختم به خیرشدن همه چیز، به شکل و شمایل ملودرام‌های مندرس دهه‌های شصت و هفتاد نزدیک شد؛ نقطه ضعفی که هرچند از تأثیر کلی مجموعه نمی‌کاهد، باعث می‌شود واپسین تصویر «گل سنگ» به اندازه مسیر رسیدن به آن، جذاب و ماندگار نباشد.

شیمی بازیگران

علاوه بر کیفیت متن و پرداخت بدون شاخ وبرگ‌های زاید، دیگرویژگی برجسته «گل سنگ» به بازی‌های بازیگرانی مربوط بود که هیچ کدامشان هنرپیشه‌های گران و گیشه پسند محسوب نمی‌شدند، اما همگی در تناسب با یکدیگر و بر مبنای شیمی مورد نیاز قصه، با هدایت دقیق کارگردان، موفق شدند از پس ایفای نقش‌های خود به خوبی برآیند.

به طور مشخص، می‌توان از مهتاب کرامتی نام برد که با نقش به نسبت کوتاه محبوبه، پس از مدت‌ها دوری از سطح اول بازیگری ایران، بازگشتی باشکوه را تجربه کرد. در کنار او، فاطمه مسعودی فر که پس از چند تجربه متوسط در سینما و شبکه خانگی، سرانجام فرصت بروز استعدادهایش را یافته بود، این بار توانست در قامت هنرپیشه‌ای قابل اتکا بدرخشد و یکی از بازی‌های خوب کارنامه خود را مقابل دوربین ببرد.

در کنار این دو نفر، مهدی حسینی نیا که حالا به موهبتی بزرگ برای شبکه خانگی تبدیل شده است، یکی دیگر از نقش‌های پیچیده و پرجزئیات کارنامه هنری را جلو دوربین برد؛ اجرایی که بار دیگر توانایی او در خلق شخصیت‌های چندلایه را به نمایش گذاشت. علیرضا ثانی فر نیز، در مقام تنهانقش مطلقا سیاه قصه، با آن چشم‌های منعطف و لحنی که از یک هنرپیشه خاک صحنه خورده انتظار می‌رود، درخشان ظاهر شد و یکی از ضدقهرمان‌های به یادماندنی سال‌های اخیر شبکه نمایش خانگی را رنگ آمیزی کرد.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.