محرم فرا رسید و شهر سیاهپوش شده است. به هر محلهای که سر بزنید از هر چند خانه یک کدامشان پرچم سیاه عزاداری بر سردر خانهاش آویخته است. بعضی از همسایهها روضه برپا میکنند و یک دهه یا گاهی سه روز آخر دهه اول را روضه دارند. آخرش هم نذری میدهند. در این بین رعایت حق همسایه امری است که باید خیلی بیشتر از اینها مورد توجه قرار گیرد.
همسایه طبقه پایین ما سال گذشته روضه که داشت تمامی آن 10روز را طوری برنامهریزی کرده بودم به محض اینکه روضهاش تمام میشود در ساختمان نمانم. دختر و پسرهای کوچک فامیل در پارکینگ ساختمان آنقدر سروصدا میکردند که ترجیح میدادم در خانه نمانم و این شرایط را برای 2،3 ساعت تحمل نکنم. روز بعد پارکینگ ساختمان پر بود از خرده کاغذ و لوازم کاردستی و...
این همسایه محترم در مقابل اعتراض همسایهها اخم میکرد و میگفت: بچه هستند دیگر. چه میشود کرد. روضههایم همین روزها تمام میشود راحت میشوید.افزون بر سر و صدای بچههای میهمانها موضوع دیگری که بر اعصاب اهالی ساختمان پنجه میکشید کفشهای میهمانان بود. از مقابل خانه همسایه تا دو خانه آن طرفتر کفشها پراکنده بود.
همسایه محترم ما برای این مراسم تدابیری چون جاکفشی بزرگ برای میهمانان در نظر نگرفته بود. کفشهایی که مقابل سه واحد آپارتمان پراکنده بود افزون بر اینکه صورت خوشایندی نداشت گاه باعث میشد پای بچهها به این کفشها گیر کند و زمین بخورند. پیش میآمد وقتی از مقابل در خانه این همسایه رد میشدم برای ثوابش هم که شده کفشها را مرتب میکردم. به نظرم میرسید اگر همسایه طبقه بالا که پیرمردی نازنین است از مقابل خانه این همسایه بگذرد احتمال دارد پایش گیر کند و خدای ناکرده زمین بخورد. فکرش هم آزارم میداد. برای همین هر بار که از مقابل خانه همسایهمان رد میشدم و کفشهای میهمانان را میدیدم که پراکنده شده است، آنها را جمع و جور میکردم. بخش مردانه روضه همسایهمان در خانه همسایه مجاور برگزار میشد. قبل از شروع روضهها تابلوی بزرگی که متعلق به هیئت خاصی بود که همسایهمان یکی از اعضای آن بود مقابل در ورودی قرار میگرفت. وقت ورود به ساختمان باید حواسمان میبود که مبادا تابلو به زمین بیفتد.
جالب اینکه وقت برگزاری روضه اصلا مناسب نبود. آخرهای روضه و زمان نوحهخوانی حدود 11شب بود، زمانی که خیلی از همسایهها باید بچه مدرسهایهایشان را میخواباندند تا برای فردا آماده شود. در واقع آن 10 شب همسایهها منتظر میماندند تا روضه تمام شود چون با صدای بلندی که از بلندگو در ساختمان میپیچید به هیچ عنوان امکان استراحت برای اهالی ساختمان فراهم نبود.
عشق امام حسین در دل و جان همه ما نهادینه شده است. هر کداممان به نوعی زندگیمان را مدیون امام حسین و محرم هستیم. با این حال باید حواسمان باشد برگزاری روضه در آپارتمانی که افراد بسیاری در آن زندگی میکنند آدابی دارد که اگر رعایت نشود حقالناسی ضایع میشود ذمه آدمی را گرفتار میکند. مجالس روضه ، روح بخش و جان افزا است. منتهی باید با در نظرداشت جمیع جهات برگزار شود. با همه آدابی که انسان را جلب میکند.