شیرجه در قهرمانی

  • کد خبر: ۴۳۲۱
  • ۱۰ شهريور ۱۳۹۸ - ۰۲:۰۰
شیرجه در قهرمانی
 ورزشکار پنجتن از آرزوهای آبی‌اش می‌گوید

فاطمه سیرجانی - تابستان‌های کودکی و نوجوانی‌اش را با یک هدف پشت سر گذاشت؛ قهرمانی شنا و گرفتن مدرک نجات‌غریق. تعطیلات برای او هم مثل دانش‌آموزان دیگر فرصت است. فرصتی که فارغ از درس و مشق و مدرسه، دل به آب بزند و برای رسیدن به قهرمانی تمرین کند. حسن رضایی شنا را از روزهای دانش‌آموزی شروع کرد و آنقدر علاقه به آب و تمرین در آن نشان داد که توانست یکی از افتخار‌آفرینان محله باشد. تاریخ شناسنامه‌اش نشان می‌دهد راه طولانی را پیش رو دارد. با حسن رضایی که 22سالگی‌اش را چند عنوان قهرمانی کشوری، آن هم در مسابقات شنای دانشجویی افتخارآمیز کرده است، هم‌کلام می‌شویم.

 

برای شروع، از خانواده‌ات بگو
در خانواده‌ای ورزشی به دنیا آمدم. پدرم بسکتبالیست بود. خانواده‌ای ورزشی و ورزش‌دوست هستیم. چهار،پنج ساله بودم که با پدرم و برادر بزرگ‌ترم به استخر می‌رفتیم. پدرم دوست داشت من شنا را حرفه‌ای آموزش ببینم. برای همین مربی گرفت. اوایل به‌شدت از آب پرهیز می‌کردم، تا چند جلسه فقط لبه استخر می‌نشستم و از رفتن به داخل آب می‌ترسیدم، اما چون هم پدرم و برادر بزرگ‌تر و هم مربی حضور داشتند، برای اولین بار پا به آب گذاشتم و ترسم ریخت. تا قبل از رفتن به مدرسه کرال پشت، کرال سینه و  شنای قورباغه را به خوبی آموزش دیدم.

 

غیر از شنا، رشته دیگری را هم دنبال می‌کنید؟
در تمام دوران تحصیل یکی از تفریحاتم شنا بود، اما رشته‌ای که در دوران مدرسه آن را دنبال می‌کردم‌، بسکتبال بود. همان‌طور که گفتم پدرم در انتخابی تیم ملی بود، اما در مسابقات اعزامی به ژاپن به دلیل مخالفت خانواده با سفر خارج از کشور جاماند. می‌شود گفت علاقه پدر به این رشته ورزشی‌ سبب شد تا من هم به سمت بسکتبال کشیده شوم. خاطرم هست دانش‌آموز کلاس پنجم بودم که از طرف مدرسه اعلام شد کسانی که می‌خواهند در کلاس‌های بسکتبال ثبت‌نام کنند، اسامی‌شان را اعلام کنند. چون من نسبت به همکلاسی‌ها قد بلندتر و بدنی ورزیده‌تر داشتم گفته شد اگر من در این تمرینات حاضر شوم،فقط نصف شهریه از من دریافت می‌شود.

 

 چرا بسکتبال را ادامه ندادید؟
متأسفانه در مدارس آن‌قدر که به فوتبال و والیبال اهمیت می‌دهند، به دیگر رشته‌های ورزشی بها داده نمی‌شود. مثلا من خیلی دوست داشتم که در مدارس رشته شنا می‌بود؛‌ مگر نه اینکه یکی از ورزش‌هایی که ائمه توصیه کرده‌اند، شناست؟ اما چون هزینه‌بر است و استخر آموزشی به اندازه کافی وجود ندارد، در کشور به آن بهایی داده نمی‌شود. در واقع بسکتبال اولویت من نبود. از طرفی در مدرسه هم اهمیت چندانی به این ورزش داده نمی‌شد. مسابقات ما‌ بین‌ مدرسه‌ای بود و تمام ذوق بچه‌ها این بود که معلم ورزش بازی آن‌ها را تماشا می‌کند؛ اما مسابقات فوتبال و والیبال، منطقه‌ای بود.


از کی به طور جدی به سراغ شنا رفتید؟
تابستان‌ها از هر فرصتی برای رفتن به استخر استفاده می‌کردم. حتی چون هزینه‌ها بالا بود در بخش خدمات مجموعه آبی مشغول شدم. آنجا وقتی مربی به هنرجویی آموزش می‌داد، به‌دقت گوش می‌کردم و بعد در ساعات استراحت تمریناتی داشتم. بعد از مدتی مربی‌ها که علاقه‌ و تسلطم در شنا را دیدند، از من می‌خو‌استند به هنرجویانشان تمرین دهم. مربیگری من تقریبا از همان دوران شروع شد.

 

گرفتن مدرک مربیگری سخت نبود؟
نه. بعد از گرفتن دیپلم، در کنکور شرکت کردم و در رشته نقشه‌کشی ساختمان دانشگاه یزد پذیرفته شدم، اما چون‌ خانواده تمایلی به ادامه تحصیل در شهری به جز مشهد نداشتند، با رفتنم به دانشگاه‌ مخالفت کردند. در فاصله تلاش مجدد برای کنکور در استخر راد مشغول به کار شدم. همان حضورکوتاه مدت که به یک سال و نیم می‌رسید زمینه‌ای برای گذراندن دوره مربیگری شنا شد. بعد هم دوره‌های نجات‌غریق را گذراندم. سال‌ بعد، دانشگاه علمی-کاربردی رشته تربیت‌بدنی را راه انداخت. رشته تخصصی من شنا بود، اما چون تعداد داوطلبان آن به حد نصاب نرسید، والیبال را انتخاب کردم.

 

از رقابت‌های این رشته و فراز و فرودهای آن بگویید
اولین مسابقه جدی من مسابقات دانشجویی بود که موفق شدم در بخش انفرادی نفر دوم دانشجویی کشور شوم؛ اما در رده تیمی مقام اول کشوری را کسب کردیم. مسابقات دیگری هم در همدان، شیراز و شهرکرد داشتیم که رتبه‌های دوم تا چهارم به ما اختصاص یافت.

 

 تجربه‌ای هست که بخواهید آن را نقل کنید؟
زمانی که در استخر راد بودم، یکی از 3 نجات‌غریق با هماهنگی 2نفر دیگر برای نماز خواندن محل را ترک کرد. در این فاصله پیرمردی که درون آب بود تشنج کرد و بدون دست‌و‌پا زدن به زیر آب رفت، به این نوع غرق شدن بدون سر‌و‌صدا، غریق خاموش گفته می‌شود. نجات‌غریق‌ها زمانی متوجه شدند که فرد در سطح آب افقی شده بود. سریع با کمک هم او را بالا آوردیم و عملیات احیا شروع شد، گرچه آنجا برگشت؛ اما 2 روز بعد در بیمارستان فوت کرد. این بزرگترین تجربه برای من بود که وقتی به‌عنوان نجات‌غریق کنار استخر هستم تا پایان ساعت چشم از آب برندارم و تمام حواسم به آن‌هایی باشد که در آب هستند. اتفاق آنی است و هر کسی ممکن است دچار مشکلی شود.

 

چه توصیه‌ای به نوجوانان و جوانان هم‌محلی دارید؟
قبل از توصیه به نوجوانان و جوانان محله درخواستی از پدر و مادرها و مسئولان دارم. از پدر و مادرها می‌خواهم به خواسته‌ها و علایق فرزندانشان بها بدهند.‌ برای آن‌ها وقت بگذارند و در اوقات‌فراغت کنارشان باشند و در برنامه‌ریزی به آن‌ها کمک کنند. بها دادن به خواسته‌ها و علایق فرزندان و وقت گذاشتن‌‌، سرمایه‌گذاری برای فرداست. از مسئولان هم می‌‌خواهم امکانات تفریحی و ورزشی را افزایش دهند.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.