به گزارش شهرآرانیوز؛ از جلوههای مظلومیت امام حسن مجتبی (ع) درکنار غربت مزار و نداشتن مرقد و زائر، پنهان ماندن بخش بزرگی از خصایص و فضایل و سبک زندگی ایشان در سایه نرمش قهرمانانه و صلح با معاویه است، این درحالی است که سیره امام (ع) مملو از آموزههایی است که الهام از آنها و عملی کردنشان (حتی به قدر اندک)، میتواند زندگیهای فردی، خانوادگی و اجتماعی ما را متحول کند، از اینرو بهمناسبت فرارسیدن هفتم ماه صفر که بنابر روایتی، سالروز شهادت دومین امام شیعیان (ع) است، با حجتالاسلاموالمسلمین سیدحسین حسینیقمی، خطیب مذهبی، به برخی آموزههای حیات بابرکت ایشان پرداختهایم.
از وجوه بسیار زیبا و الهامبخش سیره امام حسن مجتبی (ع)، غلبه عبودیت و روح بندگی است. شیخصدوق در امالی از امامصادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: «امام حسن مجتبی (ع) عابدترین مردم در عصر و زمان خود بودند.» در ادامه، حضرت امامصادق (ع) به جلوههایی از این عبودیت اشاره میکنند و میفرمایند: «کانَ إِذَا حَجَّ، حَجَّ مَاشِیاً.» یعنی اماممجتبی (ع) پیاده به حج میرفتند و حتی گاهی پای برهنه مسیر را میپیمودند: «وَ رُبَّمَا مَشَی حَافِیاً.»
امامصادق (ع) در ادامه حدیث میفرمایند: «نه اینکه مرکب نبوده باشد، بلکه حضرت دوست داشتند به این شیوه به زیارت خانه خدا مشرف شوند و هرکه ایشان را میدید، به احترام اماممجتبی (ع) پیاده میشد و او نیز مسیر را پیاده طی میکرد.» بنا بر نقل تاریخ، آن حضرت ۲۵مرتبه پیاده به حج مشرف شدند.
فاصله مدینه تا مکه حدود چهارصد کیلومتر است. امام حسن مجتبی (ع) با وجود آنکه محملها و مرکبها در خدمتشان بود، با آن روحیه عبودیت، این سفر را پیاده میرفتند. بیاییم با نگاه به این سیره و سعی در الگو گرفتن از آن، حداقل در واجبات خود کوتاهی نکنیم.
یکی از قلههای اخلاقی در سیره حسنی، غلبه روح کرامت است که باعث شد حضرت به کریم اهلبیت (ع) مشهور شوند. آن امام بزرگوار علاوهبر آنکه سهمرتبه کل اموالشان را بین فقرا تقسیم کردند، در دیگر اوقات هم به فکر نیازمندان و محرومان بودند؛ شبانه به در خانه فقرای مدینه میرفتند و برای آنها غذا میبردند: «وَکانَ یتَفَقَّدُ فُقَرَاءَ أَهْلِالْمَدِینَهِ.»، اما کسی نمیدانست این کمکها از کجا و توسط چه کسی میرسد؟
امام (ع)، محرومان را تحت پوشش گرفته بودند و بهطور پنهانی، این کار را انجام میدادند. این شیوه و کرامت حضرت برای امروز هم که برخی خانوادهها در محرومیت کامل بهسر میبرند و در بعضی سفرهها جز نان خالی پیدا نمیشود، بسیار گرهگشاست و میتواند از آلام و مشکلات فقرا و دردمندان کم کند. خوب است با اقتدا به امامحسن (ع) از ارزاق سفرههای خود کم کنیم تا سفره نیازمندان نیز قدری رونق بگیرد و همانطور که دوست داریم سفرههای ما پررزق باشد و برای مثال زن و فرزند ما در آرامش و آسایش باشند، کمک کنیم که ضعفای جامعه نیز بهرهمند شوند.
امام مجتبی (ع) در اوج خشیت قرار داشتند و این روحیه را به شیوههای مختلف بروز میدادند؛ برای مثال وقتی به یاد مرگ میافتادند، گریه میکردند: «إِذَا ذَکرَ الْمَوْتَ بَکی.» یاد قبر میافتادند، گریه میکردند: «وَ إِذَا ذَکرَ الْقَبْرَ بَکی.» یاد رستاخیز قیامت میافتادند، گریه میکردند، یاد عبور از صراط میافتادند، گریه میکردند و وقتی به یاد زمانی که باید در پیشگاه الهی بایستند میافتادند، از هوش میرفتند (امالی صدوق، ص۱۷۸).
نقل است هنگام وضو، رنگ چهره امام (ع) تغییر میکرد و وقتی از چرایی این حال حضرت میپرسیدند، میفرمودند: «اگر بدانی در پیشگاه چه پروردگاری میایستیم... باید این اضطراب و این خشوع در وجود ما باشد.»
روحیه عبودیت امام حسن مجتبی (ع) در وقت شهادت نیز تجلی داشته است. نقل است حضرت در آستانه شهادت، گریه میکردند. عرض کردند: «چرا گریه میکنید؟ شما نواده پیامبر (ص) هستید و پیامبر (ص) در حق شما فرمودند: «الحسن و الحسین سیدیالشباب» و دهها روایت دیگر در فضایل شما وجود دارد، علاوهبر این، بارها پیاده به سفر حج مشرف شدهاید و سه مرتبه اموال خود را بین فقرا تقسیم کردید، با این دست پر، بازهم گریه میکنید؟»
حضرت در پاسخ فرمودند: «به دو دلیل گریه میکنم؛ لِهَوْلِ الْمُطَّلَعِ وَ فِرَاقِ الاحِبَّه.» «لِهَوْلِ الْمُطَّلَعِ» یعنی خوف قیامت. مرحوم مجلسی در پاسخ به این سؤال که چرا امام از روز قیامت میترسد، به آیه۹۸ سوره مبارک فاطر اشاره میکند که میفرماید: «إِنَّما یخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ: هرچه معرفت انسان بیشتر شد، خشیتش هم بیشتر است.» (فاطر، ۲۸)