به گزارش شهرآرانیوز، بیست و نهم آذر سال گذشته، مرد ۳۸ سالهای به نام «هادی» پیکر سوخته و نیمه جان همسرش را در روستای سررود، روی صندلی عقب پراید مدل پایین خودش انداخت و پدال گاز را به سوی مشهد فشرد. او در حالی که پسر ۱۲ ساله اش نیز در صندلی جلو نشسته بود با اضطراب و نگرانی عجیبی رانندگی میکرد تا این که بالاخره به کنار بیمارستان امام رضا (ع) رسید. ترس و وحشتی خاص سراپای مرد جوان را فراگرفته بود و میترسید هر لحظه اطرافیان همسرش از راه برسند و او پاسخی قانع کننده برای سوختن هولناک زنش نداشت. به همین خاطر «هادی» پیکر سوخته را از درون پراید بیرون کشید و آن را درحاشیه مرکز درمانی روی زمین گذاشت.
سپس از فرزندش خواست تا با کارکنان بیمارستان تماس بگیرد و مادرش را به بخش سوختگی منتقل کند. او با گفتن این جمله، پشت فرمان پراید نشست و از محل گریخت. از سوی دیگر پسر ۱۲ ساله که خود شاهد صحنه سوختن مادرش بود و شوک عجیب روحی را تحمل میکرد، وحشت زده به سوی کارکنان بیمارستان دوید و بدین ترتیب پیکر نیمه جان مادرش به بخش سوختگی انتقال یافت، اما هنوز چند ساعت بیشتر از این ماجرای تکان دهنده نگذشته بود که خبر مرگ زن ۳۲ ساله، چشمان نوجوان را اشک آلود کرد و گریههای تلخ او در فضای مرکز درمانی پیچید.
طولی نکشید که عوامل انتظامی وارد عمل شدند و تحقیقات پلیسی با دستورهای مقام قضایی درحالی آغاز شد که مرد ۳۸ ساله بعد ازشنیدن خبر مرگ وحشتناک همسرش، به پاسگاه انتظامی زاوین رفت و خود را تسلیم قانون کرد. او در شهرستان کلات به بیان ماجرای این جنایت هولناک پرداخت و مدعی شد قصدی برای کشتن همسرش را نداشت.

در همین حال و با هماهنگیهای قضایی، پرونده این جنایت وحشتناک به شعبه ۲۵۵ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد ارجاع شد و توسط قاضی دکتر صادق صفری (قاضی ویژه قتل عمد مشهد) زیر ذره بین تحقیقات تخصصی قرار گرفت. بررسیهای مقام قضایی به دنبال اعترافات صریح متهم به قتل ادامه داشت تا این که صبح ششم مرداد، مقدمات بازسازی صحنه قتل با دستور قاضی دکتر صفری فراهم شد و این گونه گروهی از افسران پلیس آگاهی استان خراسان رضوی به سرپرستی سرگرد جواد نوری به همراه عوامل بررسی صحنه جرم در کنار قاضی ویژه قتل عمد مشهد عازم روستای سررود از توابع شهرستان کلات شدند تا متهم جزئیات ماجرا و چگونگی آتش زدن همسرش را در حضور قاضی پرونده و مقابل دوربین قوه قضاییه بازگو کند.
«هادی» بعد از تفهیم اتهام ازسوی مقام قضایی که مراقب اظهارات خودش باشد و حقیقت ماجرا را بیان کند با ابراز ندامت از وقوع این حادثه هولناک گفت: من به موادمخدراعتیاد داشتم به همین خاطر چندماه قبل از وقوع این حادثه درحالی به یکی از مراکز ترک اعتیاد رفتم و بستری شدم که وکالتی را برای خودروی «دناپلاس» به همسرم داده بودم، اما روزی که ازمرکز ترک اعتیاد بیرون آمدم و به خانه رفتم تازه فهمیدم که «فاطمه» نه تنها دنا پلاس را فروخته است بلکه ازطلاها نیز اثری نیست. وقتی از او درباره خودروی دنا پرسیدم به من گفت: زندگی خرج دارد! پس فکر کردی دراین مدت چگونه هزینههای زندگی را تامین کردم! با تعجب سوال کردم پس طلاها را چه کردی؟ او یک بار گفت: آنها را در صندوق امانات بانک گذاشتهام! ولی روز بعد ادعا کرد: طلاها درمنزل مادرش است! آن جا بود که به رفتارها و سخنان همسرم مشکوک شدم و از پسرم دراین باره پرسیدم که او پاسخ داد: مادرم طلاها را به دایی (برادر زنم) داده است!
با این حرفهای پسرم، خیلی عصبانی شدم، چون من برادر زنم را عامل بدبختیها و اعتیادم میدانستم! دیگر نتوانستم این موضوع را تحمل کنم به همین خاطر آن روزصبح وقتی از خواب بیدارشدم به طرف پرایدم رفتم و بطری بنزین را که شب قبل خریده بودم به دست گرفتم و به داخل پذیرایی بازگشتم. پسرم نیز درون هال خواب بود ناگهان بالای سر همسرم ایستادم و بطری حاوی بنزین را رویش ریختم. او از جایش بلند شد و درحالی که به طرف من میدوید فریاد میزد این چه کاریه؟ در این شرایط من از شدت عصبانیت سیگاری را روی لبم گذاشتم و فندک را روشن کردم، اما ناگهان به جای روشن کردن سیگار، لباسهای همسرم گُر گرفت و شعلههای آتش زبانه کشید. خیلی ترسیدم درآن وضعیت دست وپایم راگم کرده بودم. من قصد آتش زدن او را نداشتم فقط میخواستم از این حالت عصبانیت من بترسد ولی دیدم شعلهها بیشتر میشود. بلافاصله پتو را از روی فرش برداشتم و آن را دور «فاطمه» پیچیدم تا شعلهها خاموش شد. چاره دیگری نداشتم بی درنگ پیکر نیمه جانش را از روی زمین بلند کردم و به درون پراید انداختم. پسرم نیز که از دیدن این صحنه، وحشت کرده بود درصندلی جلو نشست و من او را به امید نجات ازمرگ به مشهد رساندم چرا که میدانستم در کلات امکانات درمانی مناسبی برای بیماران سوختگی وجود ندارد. ولی وقتی به بیمارستان امام رضا (ع) رسیدم از ترس خانواده و اطرافیان همسرم، پیکر او را همان جا رها کردم تا پسرم آن را به داخل بخش سوختگی ببرد!
همزمان با اعترافات متهم و با دستور قاضی دکتر صادق صفری، بطری حاوی آب در اختیار متهم قرار گرفت و او جزئیات ریختن بنزین و همچنین چگونگی خاموش کردن شعلههای آتش با پتو را به صورت عملی بازسازی کرد و درادامه «هادی-ب» (متهم به قتل) روانه زندان شد تا این پرونده جنایی دیگر مراحل دادرسی را طی کند.
منبع: خراسان