وقتی نام استقلال به میان میآید، اولین چیزی که به ذهن بسیاری میرسد، نه جامهای قهرمانی، بلکه انبوه پروندههای حقوقی، بدهیهای سنگین و بحرانهای مالی است. باشگاهی که سالهاست از تصمیمهای پرهزینه و مدیریتهای پرابهام آسیب دیده، حالا به جای سبک کردن بار گذشته، ظاهراً در حال ساختن سازوکاری جدید برای تحمیل هزینههای تازه است.
تشکیل شرکتی با عنوان «استقلال نوین» برای اداره حدود ۶۰ تیم غیر فوتبالی، آن هم در سکوت و بدون ارائه توضیحی روشن درباره مأموریت، بودجه و سازوکار مالی، بیش از آنکه نشانه اصلاح باشد، این نگرانی را ایجاد میکند که قرار است یک لایه جدید از هزینه و تعهدات به ساختار مالی باشگاه اضافه شود.
سؤال ساده است؛ استقلالی که هنوز نتوانسته تکلیف بدهیهای گذشته، مطالبات انباشته و پروندههای مالی خود را مشخص کند، با چه منطقی وارد پروژهای میشود که از همان ابتدا نیازمند بودجه، نیروی انسانی، قرارداد، دفتر، تشکیلات و هزینههای مستمر است؟ آیا اولویت امروز استقلال، پرداخت بدهیهاست یا تراشیدن بدهیهای جدید؟
در چنین شرایطی، سکوت مدیران نه تنها کمکی به آرامش فضای باشگاه نمیکند، بلکه شائبهها را پررنگتر میکند. هواداران حق دارند بدانند منابع مالی این شرکت از کجا تأمین میشود، چه نهادی بر عملکرد آن نظارت میکند و آیا صورتهای مالی و قراردادهایش در معرض دید افکار عمومی قرار خواهد گرفت یا خیر.
فوتبال ایران سالهاست از شرکتهای اقماری، ساختارهای موازی و پروژههایی که با شعار توسعه آغاز شدند، اما در نهایت فقط بر حجم هزینهها افزودند، خاطرات خوشی ندارد. استقلال نباید دوباره همان مسیر را طی کند.
مدیران اگر واقعاً به دنبال اصلاح هستند، قبل از تأسیس هر ساختار تازه باید کارنامهای روشن از وضعیت مالی باشگاه ارائه دهند؛ بگویند چه میزان بدهی تسویه شده، چه میزان باقی مانده و این شرکت جدید دقیقاً چه درآمدی ایجاد خواهد کرد که هزینههایش را توجیه کند. در غیر این صورت، این نگرانی کاملاً طبیعی است که «استقلال نوین» نه نماد یک آغاز تازه، بلکه نام جدیدی برای تولید بدهیهای تازه در یکی از بزرگترین بدهکاران فوتبال ایران باشد.
اعتماد هوادار با شعار ساخته نمیشود؛ با شفافیت، پاسخگویی و انضباط مالی ساخته میشود. تا زمانی که این سه اصل رعایت نشود، هر ساختار تازهای بیش از آنکه نویدبخش آینده باشد، سایهای از گذشته پرهزینه استقلال را تداعی خواهد کرد.