قهرمانی یا فقط کسب سهمیه یکی از مهمترین پرسشها همچنان درباره سرنوشت فصل گذشته استقلال همین است. استقلال در شرایطی لیگ را نیمهتمام گذاشت که صدرنشین بود و هواداران انتظار داشتند مدیریت باشگاه برای تعیین تکلیف قهرمانی، پیگیری جدی و مستمری داشته باشد. انتظار از مدیر باشگاه این نبود که صرفاً منتظر تصمیم نهادهای بالادستی بماند؛ انتظار این بود که استقلال مطالبه خود را به شکل حقوقی، مدیریتی و رسانهای دنبال کند و از تمام ظرفیتهای موجود برای رسیدن به نتیجه استفاده کند. اما خروجی این پیگیریها، دستکم برای هواداران، قانعکننده نبود.
موضوع مهمتر، پنجره نقلوانتقالات است. مدیریت باشگاه وعده داده بود این مشکل حل خواهد شد، اما در عمل پنجره آنگونه که باید باز نشد و برنامه نقلوانتقالاتی استقلال تحت تأثیر قرار گرفت. اینجا نیز بحث فقط خود پنجره نیست؛ مسئله اصلی این است که چرا وعده مدیریت با نتیجه عملی فاصله پیدا کرد و چرا فرآیند حل مشکل به شکلی پیش نرفت که تیم در آستانه فصل جدید متضرر نشود؟
حتی برگزار نشدن جام حذفی نیز بر همین ابهام میافزاید. اگر استقلال واقعاً معتقد بود ادامه فصل و تعیین تکلیف مسابقات باید به شکل دیگری انجام شود، انتظار میرفت مدیریت باشگاه برای برگزاری جام حذفی نیز پیگیری مشخص و قابل مشاهدهای داشته باشد.
حالا مسئله برای هوادار استقلال ساده است: مدیریت باید توضیح بدهد چه پیگیریهایی انجام داده و چرا نتیجه این پیگیریها به آنچه وعده داده شده بود، نرسید؟
نه بحث فنی است، نه مسئله کمبود زمان. اینجا پای مدیریت و میزان اثرگذاری آن در میان است؛ مدیریتی که اگر نتواند برای مطالبات اصلی باشگاه نتیجه بگیرد، دیر یا زود باید درباره عملکرد خود پاسخگو باشد.