زهرا زنگنه | شهرآرانیوز؛ در تاریخ ایران دوره قاجار، از «بازی بزرگ» معمولا با نگاهی سیاسی و نظامی یاد میشود؛ رقابتی میان روسیه تزاری و امپراتوری بریتانیا برای گسترش نفوذ در آسیا. در پس این کشمکش، اماعرصهای کمتر دیدهشده نیز وجود داشت: بازارهای خراسان و سیستان. در اواخر دوره قاجار، این مناطق تنها گذرگاههای تجاری نبودند، بلکه به صحنه رقابت اقتصادی دو قدرت بزرگ زمان تبدیل شدند؛ رقابتی که از حجرههای بازار مشهد تا مسیرهای کاروانی سیستان امتداد داشت.
شکستهای ایران در جنگهای روسیه و امضای عهدنامههای گلستان و ترکمانچای افزایش نفوذ روسیه در شمال و شمالشرق ایران را به همراه داشت. از طرفی بریتانیا نیز ایران را منطقهای حائل میان روسیه و مستعمره مهم خود یعنی هندوستان میدید و گسترش نفوذ روسها در آسیای مرکزی و نزدیکشدن آنان به مرزهای شرقی ایران، اهمیت خراسان و سیستان را برایش دوچندان کرد.
در چنین شرایطی، هر دو قدرت به این نتیجه رسیده بودند که نفوذ سیاسی بدون پشتوانه اقتصادی شرایط پایداری را تضمین نمیکند؛ بنابراین کالا، سرمایه، بانک، راههای ارتباطی و شبکههای تجاری به ابزارهای تازه رقابت تبدیل شدند.
بریتانیا تلاش میکرد از مسیر هند و بنادر جنوبی خود، نقش پررنگتری در اقتصاد شرق ایران داشته باشد و روسیه نیز با تکیه بر موقعیت جغرافیایی خود و راههای ارتباطی آسیای مرکزی، تسلط بیشتر بر بازار خراسان را هدف قرار داده بود.
اهمیت این رقابت زمانی بیشتر شد که روسیه توانست در نیمه دوم قرن نوزدهم، نفوذ اقتصادی خود را در بخش بزرگی از شمال ایران گسترش دهد. بازارهای استرآباد تا شمال خراسان، به تدریج محل ثابتی برای دادوستد کالاهای روسی شده بودند.
در این شرایط، بریتانیا نسبت به احتمال گسترش همین نفوذ به قائنات و سیستان احساس خطر کرد؛ بهویژه آنکه گسترش راههای ارتباطی روسیه میتوانست تجارت میان مشهد و نوشکی (یکی از شهرهای هندوستان) را نیز تحتتأثیر قرار دهد و روسها را به مرزهای هندوستان نزدیکتر کند.
یکی از مهمترین اقدامات بریتانیا در این برهه، استفاده از شبکه بانکی برای تقویت تجارت بود. با گسترش روابط اقتصادی میان هند و ایران، دولت بریتانیا تصمیم به تأسیس شعبههای بانک شاهنشاهی در شهرهای مهم شرق ایران گرفت. مشهد، بیرجند و سیستان از جمله مناطقی بودند که برای این منظور در نظر گرفته شدند.
تأسیس بانک شاهنشاهی در مشهد، نه تنها به منظور پیشبرد اهداف سیاسی، بلکه با هدف رقابت با بانک استقراضی روسیه به انجام رسید. موقعیت مشهد به عنوان مرکز تجاری خراسان، ظرفیت بالایی برای فعالیت بانکی داشت و بریتانیا امیدوار بود با فراهمشدن امکان نقلوانتقال پول و انتشار اسکناس، تجارت کالاهای انگلیسی و هندی در این منطقه رونق بگیرد.
شعبه بانک شاهی بیرجند نیز در سال ۱۹۱۷میلادی به ریاست اف. هیل افتتاح شد. این شعبه با یک رئیس و یک یا دو کارمند فعالیت میکرد و اگرچه ریاست آن در اختیار انگلیسیها بود، سمتهایی مانند معاونت یا همان تحصیلداری و مترجمی در اختیار ایرانیان قرار داشت. بانک خیلی زود وارد فعالیتهای تجاری شد و انتقال پول و کالاهای موردنیاز تجار، حاکمان و مردم را بر عهده گرفت.
هرچند برخی از شعبههای این بانک در مناطقی از کشور فعالیت اقتصادی چندان سودآوری نداشتند، اما ملاحظات سیاسی اهمیت بیشتری داشت. برای نمونه، شعبه بانک شاهی در نصرتآباد سیستان با وجود کسادی، به دلیل اهمیت سیاسی منطقه و نگرانی دولت هند بریتانیا از نفوذ روسها حفظ شد. حضور بازرگانان هندی در سیستان نیز بخشی از همین شبکه اقتصادی بود.

فعالیتهای اقتصادی بریتانیا در بیرجند، به تدریج سیمای تجاری این شهر را نیز دچار تغییر کرد. بازرگانانی که در این شهر مستقر بودند، در شهرهایی مانند مشهد، سبزوار، اصفهان و یزد نمایندگی ایجاد کردند. با اتصال راهآهن کراچی به زاهدان و میرجاوه، موقعیت تجاری بیرجند بیش از گذشته تقویت شد. مسیرهایی که از بندرعباس و کرمان به بیرجند و از آنجا به سیستان و هند میرسیدند، در عمل بخشی از شبکه تجاری تحت نفوذ بریتانیا را تشکیل میدادند.
از آغاز قرن بیستم، بیرجند نه تنها محل تجمع تجار ایرانی، بلکه محل رفتوآمد بازرگانان هندی و حتی برخی تجار انگلیسی برای مذاکره و گسترش مبادلات بود. ارتباط بیرجند با هند و حضور سیکها در این شهر به اندازهای گسترش یافت که آنان معبدی نیز برای خود در بیرجند ساختند.
به این ترتیب بیرجند به مرکز توزیع کالاهای وارداتی از هند، خاور دور و اروپا تبدیل شد؛ کالاهایی مانند چای، شکر، ادویه و کبریت از این مسیر وارد میشد و در مقابل، محصولاتی مانند پشم، زیره، زعفران، پوست و خشکبار از قائنات و خراسان صادر میشد. بخشی از این کالاهای وارداتی حتی از طریق بیرجند به بازارهای شمال ایران، قفقاز و ترکستان هم میرسید.
در این رقابت، راههای ارتباطی به اندازه تأسیس بانک و تجارتخانه اهمیت داشتند. یکی از مشکلات اصلی بریتانیا، فاصله زیاد میان هند و بازار خراسان بود. کالاهای انگلیسی برای رسیدن به مشهد باید مسیرهای طولانی را از هند یا خلیج فارس طی میکردند؛ در حالی که روسها به دلیل نزدیکی جغرافیایی و توسعه راهآهن ماوراخزر، امکان انتقال سریعتر و ارزانتر کالا به خراسان را داشتند.
بریتانیا برای مواجهه با این چالش، به توسعه راههای ارتباطی در شرق ایران روی آورد. مسیر نوشکی ـ سیستان و تسهیلات ایجادشده در امتداد آن، امکان انتقال کالا از راهآهن به کاروانها و برعکس را آسانتر کرد. همچنین احداث مسیر جدید در بخش ایرانی نوشکی ـ سیستان، در امتداد پلنگکوه تا علیآباد در مسیر بیرجند، موجب شد کاروانها با زمان و هزینه کمتری میان بیرجند و سیستان رفتوآمد کنند.
در اوایل قرن بیستم نیز توافقهایی میان هند، بریتانیا و ایران برای بهبود حملونقل منعقد شد. تجار میتوانستند انتقال کالا از نوشکی به کوه ملک سیاه را درخواست کنند و از امکانات حملونقل، از جمله شترهای کرایهای، استفاده کنند. تعیین زمان سفر و هزینه حمل کالا نیز به ساماندهی مسیر تجاری کمک میکرد.
سیاستمداران بریتانیا همچنین برای مقابله با برتری روسیه، پیشنهادهایی برای توسعه جادهها و حتی ایجاد خطوط راهآهن مطرح کردند. لرد کرزن معتقد بود با نظارت کنسولگریهای بریتانیا بر جادههای تجاری، تعمیر مسیر کرمان ـ مشهد و ایجاد راهی از بلوچستان به سیستان و بیرجند، میتوان ابتکار عمل را از روسها پس گرفت.
با وجود تمام تلاشهای بریتانیا، روسها در عمل در بازار خراسان، بهویژه مشهد، موفقتر ظاهر شدند. توسعه خط آهن ماوراخزر و اتصال عشقآباد به شبکه حملونقل روسیه، مهمترین عامل در موفقیت آنان بود. عشقآباد تنها حدود ۱۵۰ مایل با مشهد فاصله داشت و کالاهای روسی میتوانستند با هزینه بسیار پایینتری نسبت به کالاهای انگلیسی به بازار خراسان برسند.
گزارشهای تجاری بریتانیا نیز از سرعت پیشروی روسها در بازار خراسان حکایت داشت. در اواخر قرن نوزدهم، کالاهای روسی بخش بزرگی از بازار مشهد را در اختیار گرفته بودند و حتی گزارشهایی وجود داشت که نشان میداد در قاین و بیرجند، بخش عمده کالاهای موجود روسی بوده است.
روسها علاوه بر مزیت جغرافیایی، از سیاستهای گمرکی نیز برای جذب تجار ایرانی استفاده میکردند. برخی کالاهای ایرانی از تخفیفهای قابل توجه گمرکی برخوردار میشدند و همین امر صادرات ایران به روسیه را تقویت میکرد. از طرفی، دولت روسیه برای تشویق تجار به صادرات کالاهایی مانند قند از مسیر بندر گز، مشوقهای مالی نیز در نظر میگرفت.
روسها حتی در انتخاب نوع کالا نیز سیاست حسابشدهای داشتند. نمایندگان تجاری آنان با بررسی سلیقه مصرفکنندگان ایرانی، کالاهایی متناسب با ذوق بازار تولید و عرضه میکردند. پارچههای رنگارنگ روسی که با نقشها یا تصاویر و مضامین موردعلاقه ایرانیان تزیین میشدند، نمونهای از همین سیاست بود. مزیت دیگر قیمت پایین این کالاها بود که قدرت رقابت آنها را افزایش میداد.
بانک استقراضی روسیه نیز در کنار شبکه تجاری و حملونقل، نقش مهمی در تثبیت نفوذ اقتصادی روسها داشت. شعبههای این بانک در مشهد و بیرجند، در کنار کارکردهای اقتصادی، به پیشبرد اهداف سیاسی روسیه نیز کمک میکردند.
در سیستان، همکاری بانک روس با بازرگانان و روستاهای بزرگ، به توسعه تجارت کمک کرد. در بیرجند نیز بانک روس توانست بخشی از تجارت منطقه را در مسیر ارتباطی سیستان در اختیار بگیرد. خرید قالی قائنات و ارسال آن از طریق روسیه به قسطنطنیه و سپس اروپا و آمریکا، نمونهای از این سازماندهی منظم تجاری بود.
نزدیکی جغرافیایی، هزینه پایین حملونقل، تعرفههای ترجیحی، سیاست حمایت از تجار و شناخت بازار محلی عواملی بودند که سبب شد روسها با وجود محدودیتهایی در سرمایه و حجم کالا، سهم بزرگی از تجارت خارجی ایران را به دست آورند. در این شرایط اگر بریتانیا میکوشید از مسیر هند و سیستان راهی به بازار خراسان باز کند، روسیه با تکیه بر راهآهن و نزدیکی جغرافیایی، از شمال به سوی همین بازار پیش میآمد.