شهرآرانیوز؛ هوش مصنوعی شاید پرتکرارترین کلیدواژه الکامپ ۲۹ بود. از سامانههای سازمانی گرفته تا ابزارهای ارتباط با مشتری، بسیاری از شرکتها تلاش کردند بخشی از محصولات خود را با برچسب هوش مصنوعی به نمایش بگذارند. اما حضور گسترده این عبارت در غرفهها الزاماً به معنای وجود همان میزان نوآوری نبود.
در بخش قابل توجهی از محصولات، آنچه بهعنوان دستاورد هوش مصنوعی معرفی میشد، بیش از آنکه حاصل توسعه یک فناوری جدید باشد، استفاده از مدلها و APIهای آماده و اتصال آنها به سرویسها و محصولات موجود بود.
استفاده از فناوری دیگران فینفسه ایرادی ندارد و اساساً بخش مهمی از صنعت فناوری بر توسعه محصولات جدید بر بستر فناوریهای موجود بنا شده است. مشکل از جایی آغاز میشود که مرز میان «استفاده از فناوری» و «خلق فناوری» برای مخاطب مبهم میشود و یک شرکت، استفادهکننده یا یکپارچهساز فناوری را در جایگاه سازنده آن به نمایش میگذارد.
ربات انساننمای غرفه داتوان را میتوان یکی از مصداقهای قابل بحث این مسئله دانست.
این ربات که از نظر ظاهر شباهت زیادی به G۱ شرکت چینی Unitree دارد و به نظر میرسد محصول خریداریشده از این شرکت باشد، در جریان نمایشگاه با انجام حرکات تعاملی، از جمله دست دادن با بازدیدکنندگان، توجه زیادی به خود جلب کرد.
درباره این ربات گفته میشد که در مرحله «آموزش» و ارتقای قابلیتها قرار دارد. چنین توضیحی طبیعتاً این تصور را برای مخاطب ایجاد میکند که رفتارهایی که مقابل او انجام میشود، بخشی از قابلیتهای هوشمند ربات یا دستکم نتیجه فرایندی است که تیم ارائهکننده در حال توسعه و آموزش آن است.
اما ویدئویی که اکنون منتشر شده، بخش دیگری از ماجرا را نشان میدهد: اپراتوری انسانی که با استفاده از کنترلر، حرکات ربات را هدایت میکند.
اینجا دیگر مسئله صرفاً یک نکته فنی درباره نحوه کار ربات نیست؛ مسئله، صداقت در نحوه ارائه فناوری به مخاطب است.
کنترل ربات توسط انسان یا Teleoperation نه عجیب است، نه غیرفنی و نه حتی نقطهضعف محسوب میشود. در پروژههای حرفهای رباتیک نیز از کنترل انسانی برای آموزش، آزمایش و اجرای وظایف مختلف استفاده میشود. اما اگر مخاطب مقابل یک ربات قرار بگیرد، حرکات آن را مشاهده کند و این حرکات بهعنوان بخشی از «آموزش» یا قابلیتهای ربات معرفی شوند، در حالی که بخش مورد نمایش عملاً با فرمان مستقیم یک انسان اجرا میشود، دیگر نمیتوان مسئله شفافیت را نادیده گرفت.
اگر کنترل انسانی در زمان نمایش به مخاطبان اعلام نشده باشد، آیا با یک دموی فناورانه روبهرو بودهایم یا با نمایشی طراحیشده برای ایجاد تصوری بزرگتر از توان واقعی محصول؟
این پرسش زمانی جدیتر میشود که مخاطب عمومی الزاماً دانش فنی لازم برای تشخیص تفاوت میان یک ربات خودمختار، یک ربات مبتنی بر هوش مصنوعی و یک ربات تحت کنترل اپراتور را ندارد. در چنین شرایطی مسئولیت ارائهکننده کمتر نمیشود؛ بیشتر میشود.
این اتفاق را میتوان نمادی از نقد بزرگتری دانست که به بخشی از الکامپ ۲۹ وارد است؛ نمایشگاهی که در آن گاهی فاصله میان «داشتن فناوری»، «استفاده از فناوری» و «ساختن فناوری» به اندازه کافی برای مخاطب روشن نبود.
خرید یک ربات پیشرفته خارجی ایرادی ندارد. کنترل آن توسط اپراتور هم ایرادی ندارد. توسعه نرمافزار روی آن یا آموزش قابلیتهای جدید نیز میتواند کاری کاملاً فناورانه و ارزشمند باشد.
ایراد از جایی شروع میشود که محصول دیگران، توانایی اپراتور انسانی و دستاورد واقعی تیم ارائهکننده در یک قاب قرار بگیرند و مرز میان آنها برای مخاطب مشخص نباشد.
نمایشگاه فناوری نباید به مسابقهای برای ساختن بزرگترین «تصویر فناورانه» تبدیل شود. ارزش یک شرکت فناوری را نه نورپردازی غرفه تعیین میکند، نه حضور یک ربات انساننما و نه تکرار واژه هوش مصنوعی؛ بلکه مشخص بودن این موضوع تعیین میکند که آن شرکت دقیقاً چه چیزی ساخته، چه چیزی خریده، چه چیزی توسعه داده و چه چیزی صرفاً در حال نمایش است.
ماجرای ربات داتوان نیز دقیقاً به همین دلیل ارزش نقد کردن دارد. پرسش اصلی این نیست که چرا یک ربات چینی در غرفه این شرکت حضور داشته یا چرا اپراتوری آن را کنترل کرده است؛ پرسش این است که آیا بازدیدکننده از ابتدا میدانست آنچه مقابلش میبیند، تا چه اندازه رفتار مستقل ربات و تا چه اندازه حرکت دستان انسانی در پشت صحنه است؟
اگر پاسخ این پرسش روشن نباشد، مسئله دیگر فقط فناوری نیست؛ مسئله اعتماد مخاطب است.