به گزارش شهرآرانیوز؛ دویست شب از برگزاری اجتماعات گذشته است؛ دویست شبی که این حضور جمعی، هم زمان با اتفاقات و شرایطی که جامعه پشت سر گذاشته، ادامه پیدا کرده است. اگر در روزهای ابتدایی، ضرورت و واکنش دربرابر جنگ پیش آمده، دلیل شکل گیری این اجتماعات بود، در ادامه احساس اثرگذاری و مشارکت نیز به یکی از انگیزههای تداوم ماجرا تبدیل شد.
اکنون رسیدن شمار این اجتماعات به شب دویستم، فرصت مناسبی برای مرور مسیر طی شده و نگاه به این حضور مستمر از زاویههای اجتماعی است. اما ماندگار شدن یک اجتماع برای دویست شب، فقط با شمارش شبهایی که گذشته است، توضیح داده نمیشود.
پشت این استمرار، دلایل و انگیزههای اجتماعی مختلفی وجود دارد؛ برای درک اینکه اجتماعات در این مدت چه کارکردی پیدا کردهاند و استمرار آنها چه چیزی درباره حال وهوای اجتماعی جامعه میگوید، پای صحبت دو جامعه شناس نشستهایم.
یک پژوهشگر اجتماعی و فرهنگی معتقد است که اجتماعات شبانه از منظر جامعه شناسی، بعدهای مختلفی دارد، اما از نظر او اگر بخواهیم به این مسئله ضریب بدهیم، بخش خیلی زیادی از آن به حس هم بستگی ملی که ایجاد شده است، برمی گردد. علی ایوبی میگوید: افرادی که در اجتماعات شرکت میکنند، به نوعی برای خود و رزمندگان صحنه نبرد تقسیم کار کردهاند؛ به این صورت که افرادی پای لانچر هستند یا از تنگه هرمز محافظت میکنند و سهم مردم، نیز هم بستگی و دفاع از مدافعان وطن در میدان است.
او بیان میکند: این تقسیم کار به طور آشکار به ما نشان میدهد فردی که وارد خیابان میشود، پرچم تکان میدهد یا صرفا حضور فیزیکی دارد، به اندازه فردی که به صورت مستقیم درحال جنگیدن است، کار خود را مهم میداند. درواقع فرد، خودش را مدیون میداند و وظیفه ملی و دینی خویش میبیند که با حضور در اجتماعات خیابانی، آن را بازتعریف کند.
این کنشگر اجتماعی با بیان اینکه تا زمانی که اتفاقات و ماجراجویی دیگران درخصوص کشور ما ادامه داشته باشد، این تجمعات نیز ادامه خواهد داشت، میافزاید: اساس این مسئله بر دفاع ملی تمرکز دارد. البته حضور افراد در تجمعات شبانه، بسته به شرایط، افت وخیز هم دارد، بنابراین گاهی جمعیت کمتر و گاهی بیشتر میشود که این موضوع به پیرنگ اتفاقات برمی گردد.

ایوبی درباره اینکه چه درسی میتوان از حضور مردم در اجتماعات شبانه گرفت، بیان میکند: شاید در چنین وضعیتی، ایستادن درکنار خیابان، سادهترین کار ممکن به نظر برسد، اما همین اقدام میتواند کشوری را از خطر فروپاشی، آشوب و توطئهای که برایش چیده شده و میلیاردها دلار نیز برای آن خرج شده است، حفظ کند.
درواقع درس ماجرا این است که یک کنش اجتماعی خیلی ساده، میتواند با دستاورد بسیار بالایی مساوی باشد. او معتقد است که در مقیاس جامعه شناسی و در طول پنجاه سال گذشته، نظیر چنین اقدامی نداشتهایم؛ مگر در دوران انقلاب اسلامی ایران و سپس ادامه میدهد: آمریکا و رژیم صهیونیستی با تمام توان خود، وارد جنگ با کشور ما شدند. اما حضور مردم در خیابان برای افراد جامعه، اطمینان ملی را به وجود آورد.

پژوهشگر اجتماعی و فرهنگی کشورمان در پاسخ به این پرسش که چرا با وجود اینکه مردم حاضر در خیابان حوادث و رخدادهای مختلفی را تجربه کردند، بازهم این اجتماعات ادامه دارد، میگوید: معمولا بروز کنشهای اجتماعی، مقطعی است و افراد در داخل لایه فردی خودشان زیست میکنند؛ یعنی مسائل خودشان ازجمله خانواده، کار و امور روزمره برایشان مهم است، بنابراین نمود کارهای اجتماعی، کوتاه و لحظهای است؛ مانند اینکه افراد در راهپیمایی شرکت میکنند.
به همین دلیل افرادی که در اجتماعات حضور دارند، بر این باورند که کنش ساده آن ها، تأثیر مثبت بزرگی دارد و آنها میخواهند از ارزشهای جمعی مان دفاع کنند. افراد حاضر در اجتماعات شبانه، ساعتهای زیادی از وقت خود را به این کار اختصاص میدهند، با اینکه میتوانستند به جای این کار، وقت گذرانی شخصی خود را انجام دهند، اما برایشان ثابت شده است که این کار تأثیرگذار است.

استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه علوم اسلامی رضوی نیز، دلیل تداوم تجمعات و رسیدن شمار آن به دویست شب را، به باورها و آگاهی که پشت این کنش اجتماعی است، مربوط میداند و میگوید: البته این کنشهای اجتماعی، محدود به یک دورهمی یا تجمع که صرفا کارکرد سیاسی دارد، نمیشود و با مجموعهای از آیینهای مذهبی و مناسکی همراه شده که در پیوند با آنها معنادار میشود، بنابراین دلیل تداوم اجتماعات شبانه، در یک آگاهی جمعی نهفته است.
حسین مهربانی فر، آگاهی و اراده را، دو مفهوم اصلی در تعریف کنش اجتماعی میداند و ادامه میدهد: زمانی که معنا یا آگاهی را از کنش اجتماعی حذف یا حتی کمرنگ کنیم، کنش نمیتواند استمرار داشته باشد؛ چراکه مبتنی بر یک نظام معانی است و در صورت نبود معنا، دیگر شاهد مانایی و ماندگاری آن نیستیم.
او معتقد است که عجین شدن تجمعات با مناسبتها به عمق معناداری آن اضافه میکند. مهربانیفر میگوید: به طور ساده تر، میتوانیم بگوییم که انسان هرچه درباره اقداماتی که در زندگی انجام میدهد، کنش آگاهانه تری داشته باشد، اراده محکم تری نیز برای انجام و تداوم آن دارد. علاوه بر این، اگر اثر مطلوب آن را ببیند، نیز در این موضوع تأثیرگذاری مثبت دارد.
استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه علوم اسلامی رضوی با اشاره به تجربیات گذشته که منجر به خودآگاهی جمعی شده است، اظهار میکند: قبل از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ آمریکاییها به مصدق گفتند مردم را از خیابان جمع کن، ما امنیت را تضمین میکنیم و کودتا رخ داد. این موضوع در حافظه تاریخی ملت ما مانده است. اما نسل جدید با این جنس مسائل، تجربه عینی جدی نداشتهاند. بعد از اتفاقات ۱۸ و ۱۹ دی ماه سال گذشته نیز حضور جدی مردم را شاهد بودیم که در این حوزه تأثیرگذار بود.
مهربانی فر اضافه میکند: این تجربه نیز نشان میدهد که وقتی دشمن تاریخی به کشور ما حمله میکند، آنچه میتواند امنیت را تضمین کند، حضور حداکثری مردم است. اگر مردم کنار بکشند، طبیعی است که عرصه را برای دشمن باز میگذارند.
او معتقد است که این آگاهی، زمانی غنیتر میشود که افراد حاضر در اجتماعات، حضور خودشان را در یک تقابل فرهنگی و تمدنی با فرهنگ دیگر یعنی غرب، ببینند و در ادامه بیان میکند: این تقابل به امتداد تاریخ است و وقتی به این صورت آن را تعریف میکنند، معنادارتر میشود. فرهنگ غرب به هر شکلی میخواهد از ابزاری استفاده کند که سلطه خود را بر جوامع به ویژه بر ایران داشته باشد.
استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه علوم اسلامی رضوی با اشاره به اینکه در طول تاریخ، تمدن ایرانی همواره یک تهدید جدی برای غرب، و غرب نیز تهدیدی جدی برای ایران محسوب میشده است، بیان میکند: دلیلش این است که ما و نظام غرب، دو نظام تمدنی متفاوت هستیم؛ تمدن ما مبتنی بر توحیدگرایی و نظام آنها مبتنی بر ثنویت (دوگانه پرستی) و حتی انسان گرایی است، بنابراین این موضوع یک نبرد تمدنی، تاریخی و فرهنگی است که ریشههای اعتقادی دارد، اما ممکن است برخی افراد آن را به یک نبرد سیاسی تنزل بدهند.
مهربانی فر حضور مردم در عرصه خیابان را، صرفا از این زاویه نمیبیند که آنها میخواهند امنیت را رقم بزنند و اضافه میکند: این حضور از این نظر هم مهم است که آنها مطالباتی را ناظر به عرصه سیاسی شکل میدهند؛ درواقع میبینند که مشارکتشان در عرصه امنیت اثرگذار است، بنابراین این موضوع خیلی انگیزه بخش است.
او با طرح این پیشنهاد که میتوانیم مشارکت مردم را به حوزههای مختلف بسط بدهیم، بیان میکند: متأسفانه در کشور ما تصدیگری وجود دارد، درحالی که باید در حوزههای مختلف اقتصادی و فرهنگی، زمینه مشارکت مردم برای حل مسائل ایجاد شود. درسی که میتوان از اجتماعات گرفت، همین است که باید فضا را برای ورود مردم به عرصههای مختلف، باز کنیم؛ به طور نمونه در حوزه رسانه وقتی مشارکت مردم را میبینیم، بسیار باورپذیرتر خواهد بود.
«تمرکز جدی بر دو عنصر آگاهی و مشارکت»، موضوعی است که مهربانی فر بر آن تأکید میکند و میافزاید: باید عرصه حکمرانی ما، زمینههای آگاهی بخشی را فراهم کند تا بتوانیم افراد را رشد بدهیم و به خودآگاهی برسانیم که در انتخاب هایشان، آگاهانه و مسئولانه عمل کنند. او معتقد است که این آگاهی را در نسبت با تعبیری که رهبر شهید انقلاب تحت عنوان «بعثت مردم» مطرح کردند، نیز میتوان موردتوجه قرار داد.
مهربانیفر ضمن بیان تعریف بعثت که نوعی برانگیخته شدن است، اضافه میکند: درواقع مردمی که در بی خبری و انفعال بودند، با جریاناتی که اتفاق افتاد، خودبه خود به یک خودآگاهی دسته جمعی دست پیدا کردند. البته پیش از این نیز رهبر شهید ایران، رهنمودها و تبیین گریهایی در این زمینه داشتند که یک نوع برانگیختگی مردمی ایجاد کرد. اکنون نیز مهم این است که بتوانیم این بعثت را بسط بدهیم؛ زیرا اگر محدود بماند، طبیعی است که ممکن است نتوانیم همراهی و هم افزایی جدی در حوزه مشارکت مردمی برای تقابل با دشمن داشته باشیم.