از بشکه سیمکو تا مغازه لبنیاتی

  • کد خبر: ۴۴۸۸
  • ۱۲ شهريور ۱۳۹۸ - ۰۷:۴۱
از بشکه سیمکو تا مغازه لبنیاتی
کسبه قدیمی کوچه چهنو از کسب و کار خود می‌گوید

نجمه موسوی‌زاده - مغازه بسیار قدیمی است، پیرمرد روی چهارپایه چوبی نشسته و همان‌طور که دستش را زیر چانه‌اش زده به بیرون نگاه می‌کند. چنان در فکر فرورفته است که پلک هم نمی‌زند، با ورود ما از دنیای خودش خارج می‌شود. محمد آشفته پیرمرد 76ساله و یکی از کسبه‌های‌ قدیمی کوچه چهنو است که نزدیک به 48سال است در همین کوچه مغازه لبنیاتی دارد. او که در روستای شهرآباد در نزدیکی مشهد متولد شده است می‌گوید: روستای شهرآباد نزدیک جاده کِنویست است البته بعد از تقسیم اراضی آب روستا خشک و این باعث شد تا بیشتر روستائیان آنجا را ترک کنند.
پدرش کشاورز بوده و خودش مغازه کوچک عطاری داشته است اما برای خرج زندگی‌اش هر روز صبح شیر دام‌های روستائیان را جمع می‌کرده و با دوچرخه‌ای که داشته آن‌ها را برای مغازه‌داران لبنیاتی مشهد می‌آورده است: «شیرها را در بشکه‌های سیمکو می‌ریختم و روزی حدود 27مَن یا همان 60کیلو شیر را با رکاب‌زدن دوچرخه به شهر می‌رساندم.»
کمی مکث می‌کند، انگار که دوباره آن روزها در جلو چشمانش نقش می‌بندد: «کار سختی بود چون باید تا قبل از ظهر تمام شیرهایی را که به همراه داشتم بین مغازه‌ها توزیع می‌کردم وگرنه خراب می‌شد و ضرر می‌کردم.»
مدتی که می‌گذرد تصمیم می‌گیرد با سرمایه اندکی که توانسته است پس‌انداز کند برای خودش مغازه لبنیاتی در شهر راه بیندازد برای همین هم سال50 یک مغازه در کوچه چهنو می‌خرد: «جوان بودم و خیلی هنوز از کار و کاسبی بازار سردرنمی‌آوردم یکی از مغازه‌های لبنیاتی که در کوچه چهنو بود و ورشکست کرده بود قصد فروش مغازه خود را داشت، من هم که از موضوع ورشکستگی او بی‌خبر بودم مغازه را خریداری و کار خود را شروع کردم.»
او ادامه می‌دهد:« کل سرمایه من 10تومان بود که با آن، هم مغازه خریدم و هم مقداری شیر و لوازم کار، اما چون ابتدا خیلی آشنایی به کار نداشتم زمانی که ماست و پنیر می‌زدم بسیاری از آن‌ها خراب می‌شد به‌طوری که قابل فروش نبود، همچنین چون یخچالی برای نگهداری این محصولات وجود نداشت هر چند روز باید کلی از محصولات خود را دور می‌ریختم.
نمی‌شد با یخدان ماست و پنیر را خنک نگه داشت چون یخ آب می‌شد بنابراین پنیر آب می‌افتاد و باز محصول خراب می‌شد تنها راه نگهداری در سردخانه‌ای بود که در نزدیک سازمان آب قرار داشت اما استفاده از آن و رفت و آمد برای کسبه مشکل بود برای همین هم اکثرا روزمره کار می‌کردند.»
حاج آقا آشفته که کم‌کم نگران کار و بار خود شده بود امیدش را از دست نمی‌دهد و سعی می‌کند این‌بار با دقت بیشتری کارش را ادامه دهد: «ابتدا تصمیم گرفتم ماست، پنیر، کره و سرشیر به اندازه بسیار کم که در همان روز فروش می‌رود درست کنم، کم کم خم و چم کار نیز دستم آمد و این‌گونه بود که کارم راه افتاد و توانستم از همان سال تاکنون در همین محله مغازه خود را داشته باشم.»
وی یادآور می‌شود:« آن زمان محصولات لبنی کارخانه‌ای بسیار کم بود و بیشتر مغازه‌ها لبنیات محلی می‌فروختند، مردم نیز اعتقادی به خرید کارخانه‌ای نداشتند و محلی‌ها را بهتر و سالم‌تر می‌دانستند، جوان‌های امروز خیلی دنبال بسته‌بندی و کارخانه‌ای هستند وگرنه ماست محلی را امتحان کنید قطعا طعم و مزه آن نسبت به کارخانه چیز دیگری است.»
نفس عمیقی می‌کشد و پی حرفش را این‌گونه می‌گیرد:« دیگر زمان آن گذشته که پشت پاچال می‌ایستادم و اهالی می‌آمدند و می‌گفتند 2قرون ماست یا 3قرون پنیر بده الان دیگر توان درست‌کردن ماست و پنیر را ندارم و محصول مغازه را از دیگر همکاران می‌خرم.»
وی با اشاره به اینکه کار لبنیاتی کار بسیار سختی است و پسرانش اول با او کار می‌کردند اما بعد از ازدواج هر کدامشان سراغ کسب و کار خود رفتند، می‌گوید:«اغلب همان قدیمی‌ها که می‌شناسم هنوز ماست و پنیرشان را از من می‌خرند و زائرانی هم که چند روزی اینجا ساکن هستند و از قدیم می‌آمدند سراغ من می‌آیند، چون می‌دانند محصول سالم دست آن‌ها می‌دهم.»
حاج آقا آشفته درباره کوچه چهنو نیز برایمان این‌گونه تعریف می‌کند: «سال50 که مغازه را در این کوچه خریدم پر از خانه‌های قدیمی بود و مسافری نمی‌آمد و فقط افراد محلی ساکن بودند و شاید 5 یا 6مغازه در کوچه وجود داشت. از آن‌زمان تاکنون شاید بافت خانه‌ها خیلی تغییر پیدا نکرده باشد و طول و عرض کوچه و قدمت آن به‌نوعی حفظ شده باشد اما بسیاری از افراد قدیمی محله یا این کوچه را ترک کرده‌اند یا با فوت آن‌ها فرزندانشان خانه‌ها را فروخته‌اند، به طوری که اکنون شاید کمتر از انگشتان دست از قدیمی‌ها هنوز ساکن کوچه چهنو باشند.این روزها، آپارتمان‌هایی که در کنار مغازه‌های قدیمی در کوچه پس کوچه‌های شهر بنا شده صفای قدیم دیگر وجود ندارد.»

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.