روایتی از شماره‌گذارعمودهای نجف تا کربلا

هنرِ حسینی

  • کد خبر: ۴۵۶۰
  • ۱۳ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۱:۲۲
هنرِ حسینی

کاملان
خبرنگار شهرآرا محله

آقا رضا سالاری را همه به نام صلواتی می‌شناسند. آن هم به این دلیل که سی و چند سال است هنرش را خرج نوشتن و چاپ کردن صلوات کرده است. اغراق نیست اگر بگوییم هفتاد هشتاد درصد صلوات‌هایی که روی در و دیوار شهر نوشته یا چسبانده شده کار آقا رضاست. برای نوشتنش هم از احد‌الناسی پول نمی‌گیرد. خلاصه اینکه نه برای آن برچسب‌های معروفِ صلوات و نه این دیوارنوشته‌ها، کسی به آقا رضا پول نداده است و همه را از جیب خودش خرج کرده است. می‌گوید: یک روز از جلو یک کتابفروشی داشتم رد می‌شدم که دیدم پشت ویترینش کتابی گذاشته با این عنوان: درباب فضیلت صلوات. قیمتش هم 40 تومان بیشتر نبود، اما من پول نداشتم که آن را بخرم. فکرم را این مسئله مشغول کرده بود که مگر صلوات چه چیزی در خودش دارد که برایش کتاب نوشته‌اند؟ یا اینکه فرق بین یک صلوات با یازده دوازده‌تا در چیست. صلوات، صلوات است دیگر. مدام از جلو آن کتاب‌فروشی رد می‌شدم و می‌دیدم که آن کتاب هنوز هست و خیالم راحت می‌شد که کسی آن را نخریده است. ریز ریز و به سختی پول جمع کردم، تا اینکه 40تومان جور شد و رفتم کتاب فضایل صلوات را خریدم. حدیث‌ها و نکاتی که در کتاب نوشته شده بود، به قول معروف من را گرفت.
یک حدیث اما زندگی آقا رضا را از این رو به آن رو می‌کند و باعث می‌شود تصمیمی بگیرد و عهدی سی و چندساله با خدا ببندد. اینکه هنرش را خرج صلوات کند و بس: «در همان کتاب حدیثی از امام محمد صادق(ع) خواندم که نوشته بود هرکسی در جایی صلواتی بنویسد، تا زمانی که آن نوشته پابرجا باشد و مردم با دیدنش صلوات بفرستند، برای او پاداش و ثواب می‌نویسند و استغفار می‌کنند. نمی‌دانم در من چه اتفاقی افتاد که این‌قدر تحت‌تأثیر قرارگرفتم. با خودم عهد کردم که از هُنرم در این راه استفاده کنم و هرجایی که توانستم و دستم رسید صلوات بنویسم. از خیابانی رد می‌شدم، می‌دیدم که یک دیوار خالی افتاده است و جان می‌دهد برای نوشتن صلوات. سریع زنگ می‌زدم، استاد کامکار بیاید که صلوات بنویسیم. این بنده‌خدا هم می‌آمد و بی‌هیچ چشم‌داشتی شروع می‌کرد به نوشتن صلوات. خودم هم که کارم برچسب و شبرنگ بود، کلی برچسب صلوات درست کرده بودم و به این و آن می‌دادم یا اینکه اگر جای خالی می‌دیدم سریع یک صلوات می‌چسباندم. باورتان نمی‌شود از جیبِ خودم و بدون اینکه از کسی پول بگیرم، برچسب صلوات چاپ می‌کردم و در جیبم همیشه داشتم. این‌قدر به صداوسیما زنگ زدم و به این مسئول و آن معاون نامه نوشتم و رو انداختم تا اینکه بالاخره حرفم به کُرسی نشست و الان می‌بینید که همه مجری‌ها اول اخبار سلام و صلوات می‌گویند و بعد اخبار را شروع می‌کنند.»آقا رضا انگار ساخته شده است که کارِ متفاوت انجام بدهد. کارهایی که به ذهن هیچ‌کس نمی‌رسد جز خودش. مثلاً همه فکر و ذکرشان موکب زدن در مسیر نجف تا کربلاست و از الان برای این کار دنبال بانی می‌گردند، اما او باز می‌خواهد هنرش را خرج اهل بیت(ع) و زائران امام حسین(ع) کند و قرار است کاری انجام دهد که بعید است حتی از فکر کسی هم عبور کرده باشد. رضا صلواتی می‌گوید: عددهایی که روی عمودها زده‌اند خیلی بالاست و به سختی دیده می‌شود. تصمیم گرفتم خدمت کوچکی به زائر امام حسین(ع) بکنم و تنها کاری که از دستم برمی‌آمد این بود که عددهایی با شبرنگ که کارم است تهیه کنم و روی ستون‌ها بچسبانم که جلو دید زائران باشد. در این کار یک چیزی نزدیک حدود210،220 متر شبرنگ استفاده شده که همه‌اش بانی داشته است. خدا شاهد است به هرکسی که رو زدم و ایده‌ام را مطرح کردم، نه نگفت. یک بخشی از هزینه دو میلیون تومانی را قبول کردند و تعدادی از بر و بچه‌های تابلوساز هم شبرنگ‌هایش را دادند.آقا رضا ادامه می‌دهد: فاصله نجف تا کربلا 1457 عمود است. این تعداد عمود تقریباً به 4260 عدد نیاز دارد که تا حد زیادی آماده شده است. نوشتن و برش این عددها را هم دارم با دست انجام می‌دهم. بالاخره الکی نیست که بین همکارها به کاتر معروف شده‌ام. داریم تلاش می‌کنیم که اگر شرایط مهیا شد و امام حسین(ع) ما را طلبید، تا قبل از اربعین همه این اعداد را روی ستون‌ها بچسبانیم.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.