امام حسین(ع) معیار و مقیاس تشخیص حق از باطل است و حرکت ایشان حرکتی جاودانه است که استمرارش به درازای تاریخ بشریت از خلقت حضرت آدم تا روز قیامت است. به این معنا که انبیای گذشته مقدماتی را فراهم کردهاند تا در سال61 هجری به وسیله سبط نبی اکرم(ص) حادثهای خلق شود که انسانهای هر عصری را غربال کند و سره از ناسره جدا سازد. این حرکت دارای دو بُعد ظاهری و باطنی است که در تحلیلی کوتاه بررسی میشود.
امام حسین(ع) در 27رجب سال60 هجری از مدینه خارج شد در حالی که آیه21 سوره مبارکه قصص را با صدای بلند تلاوت میکرد؛ این آیه مربوط به خروج حضرت موسی(ع) از مصر میباشد و آن آمده است: «موسى ترسان و نگران از آنجا بیرون رفت [در حالى که] میگفت پروردگارا مرا از گروه ستمکاران نجات بخش». امامحسین(ع) مسیر مدینه تا مکه را شش روزه طی میکند و در سوم شعبان سال60 هجری وارد مکه میشود. گویا امام(ع) خوفی در دل دارد و آن خوف از بیدینی مردم است. همان خوفی که حضرت موسی(ع) نیز داشت؛ خوف از اینکه مردم بین عصای او و جادوی جادوگران فرقی نگذارند. وقتی امام به انتهای سفر نزدیک شد و آثار و دیوارهای مکه دیده شد این آیه را تلاوت فرمود: «امید است پروردگارم مرا به راه راست هدایت کند »(قصص/22) که در واقع سخن حضرت موسی هنگام رسیدن به مدین است و این موضوع نشان میدهد که بین خط سیر حضرتموسی(ع) و امامحسین(ع) اشتراک فراوانی وجود دارد و هر دو یک خطِ سیر را دنبال میکنند.
مکه محل امن بوده و خروج امام از مکه در 8ذیالحجه نشان ترس آن حضرت نبوده است. از طرف دیگر حضرتموسی(ع) برای رسیدن به ارزش نبوت یک برنامه 10ساله و برای دستیابی به تورات برنامهای 40شبانهروزی را دنبال میکند و تمام انبیا چنین برنامههایی برای رسالت و نبوت خویش داشتهاند. امامحسین(ع) در واقع میخواهد زحمات و تلاشهای 124هزار پیامبر را تثبیت کند و باید این آمادگی را داشته باشد، بنابراین حقیقت کربلا در مکه متجلی شد و اگر امام به کلاس آمادگی مکه نمیرسید اثر شهادت در کربلا بروز و ظهور نمییافت. براین اساس خروج امام از مکه در 8 یا 10ذیالحجه بدون هیچگونه خوف و ترسی بوده است.
عشق به شهادت و بیان آن و دعوت حرکت به سوی قربانگاه باعث میشود که امام(ع) از مرگ و شهادت در میعادگاه، عاشقانه صحبت کند. در دعوت به حرکت بیان میکند که هر کس میخواهد خون خود را در راه ما بریزد با ما همراه شود. در واقع امام میخواهد انرژی عظیمی در نهضت خویش ایجاد و مشعلی را روشن کند که تا روز قیامت خاموش نشود بهطوریکه هر کس از آن نور روشنایی بگیرد به انحراف نخواهد رفت. این نهضت و حرکت زمانی ماندگار است که خالصانه و مخلصانه باشد. حرکتی که با اخلاص انجام شود خداوند استمرار و تبلیغ آن را ضمانت میکند هر چند دشمن با آن مخالفت کند و تلاش نماید آن نور را خاموش کند. بحث امامحسین(ع) و جریان حرکت و شهادتش صحبت مکتب و دین است. کسی که میخواهد یاری کند باید عاشقانه همراه باشد. بنابراین بر هر انسان مسلمانی لازم است که به امامحسین(ع) چنگ بزند و از سفینه نجات ایشان پیاده نشود چرا که ممکن است دچار سرنوشت شوم و ناگواری شود.