هانیه فیاض
خبرنگار شهرآرا محله
ایام ماه محرم و صفر فرارسیده و حال و هوای کوچه پس کوچههای شهر دگرگون شده است. در هر محله و خیابانی تکیههای عزاداری برپا شده و غم و ناراحتی شهادت اباعبدا... حسین(ع) و یارانش همه جا را سیاهپوش کرده است. هیئتهای سینهزنی و زنجیرزنی عزاداری میکنند و مردم گروه گروه و دسته دسته به مراسم عزاداری میروند و در غم و ماتم سالار شهیدان بر سر و سینه خود میکوبند. عزاداران حسینی از اقصی نقاط کشور به مشهد میآیند و دلشان میخواهد در جوار آقا علیبنموسیالرضا(ع)، بیقرار غم شهادت فرزند فاطمه زهرا(س) باشند.
خیابانهای شهر، مملو از جمعیت عزاداری میشود که صحنههای تماشایی، حیرتانگیز و عاشقانهای را از عشق به اهل بیت(ع) در آن میتوان دید. عزاداریها و سوگواریهایی که به حرممطهر حضرت امام رضا(ع) ختم میشود در این میان هستند کسانی که خالصانه هر آنچه دارند در طبق اخلاص میگذارند و میزبان هیئتهای مسافر میشوند و با جان و دل و با شور حسینی مساجد، تکایا و حسینیهها را آماده میکنند و با انگیزه وصفناپذیر حتی منازل خود را برای عزاداری ماه محرم و صفر سیاهپوش میکنند. آقای حسن سیستانی یکی از همین افرادی است که سالانه به همراه همسرش، شرایطی را فراهم میکنند تا میزبان کسانی باشند که با فرارسیدن ماه محرم و صفر برای پاسداشت نهضت خونین عاشورا و قیام کربلا تلاش میکنند. این مرد سالهاست که مراسم مذهبی گوناگونی را در منزل مسکونی خود برگزار میکند. آنچه در ادامه میخوانید ماحصل گفتوگوی ما با این بانی نیکاندیش است.
محافظ آیتا... عبادی بودم
حسن سیستانی، پاسدار بازنشستهای است که در سال1340 در یکی از روستاهای شهرستان خواف به دنیا آمده است. در یک خانواده مذهبی رشد کرده و همین علت را ریشهای در باورهای دینی، مذهبی و اعتقادات قلبی خود به ائمه میداند.
او دارای 3برادر و 2خواهر است و در توضیح دوران مختلف زندگیاش میگوید: در روستای زوزن متولد شدم و تا سال سوم ابتدایی هم آنجا بودم و سپس به مشهد آمدم. دایی مادرم روحانی بود و به همین دلیل مادرم هم در خانوادهای مذهبی رشد کرده بود. پدرم هم در حوزههای مذهبی و قرآنی آشنایی کامل داشت. شغلش بنایی بود و از همین طریق وارد شهرداری شد و آنجا کار میکرد. پدر در سال95 دو روز بعد از بازگشت از سفر زیارتی کربلا فوت شد.
سیستانی اکنون در یک مؤسسه حفاظتی و مراقبتی مشغول به کار است و سالهای زیادی از عمرش را در امور حفاظتی از شخصیتهای مهم سپری کرده است. بهعنوان نمونه او که از سال1372 به مدت 10سال محافظت از آیتا... عبادی را برعهده داشته است در تشریح ویژگیهای شخصیتی مرحوم عبادی میگوید: ایشان آشنای درد مردم بودند و هیچگاه خود را از آنها جدا نمیدانستند.
مردم را سرمایه اسلام و انقلاب دانسته و معتقد بودند که هر چه به آنان خدمت شود، حقشان ادا نشده است. هرگاه فرصتی به دست میآوردند به مناطق محروم و حاشیه شهر یا بازدید سرزده از خانواده شهدا و جانبازان میرفتند. برای حرف و حضور مردم احترام خاصی قائل بودند و همیشه دغدغه داشتند که مردم از زمانه و مقتضیات آن بهویژه به لحاظ سیاسی و مذهبی آگاه باشند.
او با بیان اینکه اخلاص ایشان از دیگر مواردی بود که سبب جذب مردم میشد، میافزاید: ایشان از علما و طلاب میخواستند با مطالعات به روز، برای افزایش آگاهیهای مردم از تعالیم اسلام تلاش کنند و بیشتر با مردم تعامل، بحث و مشاوره داشته باشند. همچنین هرجا کوتاهی میدیدند طبق سیره نبوی بنا را بر ناآگاهی فرد میگذاشتند و گذشت میکردند.
آیتا... عبادی همیشه مسؤلان را به ایجاد زمینه کار و اشتغال برای جوانان توصیه میکرد. جوانان را به رعایت نظم و تقوا و حضور در مساجد و هیئتهای مذهبی سفارش میکرد. به نقش جوان در سازندگی جامعه اعتقاد قلبی داشتند و در برنامههای خود به دیدارهای جوانان اولویت داده و میگفتند جوانان به همراهی ما نیاز دارند. در مدارس و دبیرستانها به شکل عینی شاهد ارادت جوانان و دقتشان نسبت به سخنان ایشان بودم. شاید به همین دلیل است که خودم هم به تلاش برای فراهمکردن محافل ویژه جوانان علاقه دارم.
این محافظ کهنهکار خاطرنشان میکند: آیتا... عبادی را در محافل و مجالس مذهبی گوناگونی همراهی میکردم و به همین علت در قلبم علاقهای باطنی در این امور ایجاد شد و تمایل داشتم زمانی فرارسد که بتوانم بهطور مستقل، خودم مجلس روضه و مذهبی برگزار کنم. در همین راستا، پس از بازنشستگی، از سال80 به بعد، مجالس مذهبی مختلفی را در منزل شخصی خودم راهاندازی کردم.
البته ناگفته نماند قبل از این هم مراسمهای مذهبی ویژه بانوان در خانه ما برگزار میشد اما پس از آن فضایی مهیا شد که این مجالس برای بانوان و آقایان برگزار شود و به همین دلیل از سخنرانان و اساتید برجسته نیز دعوت میکردیم که حضور داشته باشند. کمکم در دهههای مختلف محرم و صفر مراسم عزاداری هم برپا شد. خوشبختانه جوانان خیلی خوب دراین مجالس شرکت میکردند، زیرا سخنرانانی را دعوت میکردم که به نوعی جوانپسند بودند و مطالب بهروز و موردنیاز جوانان را ارائه میدادند.
او ادامه میدهد: این روند تا سال95 ادامه داشت تا اینکه تصمیم گرفتم بنا به دلایلی روضه مردانه بهطور موقتی حذف شود و ما پذیرای هیئت مذهبی خودمان باشیم و هزینه مراسم مذهبی را صرف خدمت به هیئتی کنیم که در سالروز وفات امامرضا(ع) و اربعین راهی مشهد میشوند. در این مسیر توفیقات بسیاری نصیب بنده شد که از جمله آنها میتوان به پذیرش تعدادی از زائراولیها اشاره کنم.
برگزاری مجالس مذهبی
سیستانی به اقدام جالب و ارزنده خود به همراه همسرش اشاره میکند و میگوید: ما یک حساب بانکی جاری داریم که ماهیانه بخشی از درآمد خودمان را به آن واریز میکنیم و در نهایت مبالغ جمعآوری شده را صرف خدمترسانی به همین مراسم مذهبی، روضهها و هیئت میکنیم. همسرم مرا در انجام امور اینچنینی همراهی میکند، حتی خیلی از محافل مذهبی ویژه بانوان توسط همسرم اداره میشود. به عنوان مثال حدود 30سال است که در سالروز تولد حضرت فاطمه زهرا(س) جشنی ویژه بانوان در خانه ما برگزار میشود که مداحان و مولودیخوانهای متبحری هم حضور دارند.
او درباره نحوه اطلاعرسانی مراسم بیان میکند: در آستانه برگزاری محافل مذهبی، در جاهای پرتردد محله مانند سوپرمارکتها، نانوایی، مساجد و... اطلاعیه میزنیم تا مردم باخبر شوند و از این فرصت استفاده کرده و حضور پیدا کنند. از طرفی به دلیل اینکه جلسات قدیمی هستند، خیلی از اقوام و بستگان هم خبر دارند و با پیگیری خودشان مطلع میشوند.
این خادم اهلبیت(ع) ادامه میدهد: حدود 22سال است که در شب 23ماه مبارک رمضان در منزل ما مراسمی ویژه بانوان برگزار میشود که بانی این مجلس همسرم است و از مداحان برجسته برای حضور دعوت میشود. همچنین جلسه دیگری با عنوان «ندبه جوادالائمه»، صبحهای جمعه برگزار میشود که به دلیل تعداد زیاد افراد متقاضی در برگزاری جلسه، سالی یکبار نوبت ما میشود. جلسهای هم با عنوان «عاشقان ثارا...» برای قرائت زیارت عاشورا، مخصوص پاسداران بازنشسته به همراه خانوادههایشان داریم که مؤسس این جلسه خودم بودم و حتی به دلیل اینکه کمی رونق بگیرد تا 10جلسه نخست آن را در منزل خودمان برگزار کردم اما اکنون نوبتی برگزار میشود. تعداد افراد شرکتکننده در این جلسه حدود 114نفر هستند.
او همسرش را هم اینگونه توصیف میکند: همسرم، خانم فخری حیدرزاده است که متولد 1344 است. ما در سال1361 ازدواج کردیم و ماحصل زندگی مشترک ما 2پسر و 3دختر است که تمام همّ و غم من و همسرم تربیت صحیح آنها در فضای معنوی و مذهبی است و خوشبختانه خوب هم جواب گرفتهایم. همسرم که دوشادوش من در امور خیر و فعالیتهای مذهبی حرکت میکند، حافظ چندین سوره قرآن است که همین ارادت او به دین و مذهب، شرایط را برای برگزاری محافل قرآنی و مذهبی در خانهمان فراهم کرده است. 2پسرم با نامهای محمدجواد و محمدحسین هر دو در روز شهادت امامرضا(ع) به دنیا آمدهاند. به یاد دارم که شب ازدواجمان، طبق رسم و رسوم، به طواف حرممطهر رضوی رفتیم و آنجا نیت کردیم اگر فرزند اول ما پسر شد، نامش را جواد و اگر دختر شد، نام مادر امامجواد(ع) را بر روی او بگذاریم که پسر شد و به عهد خود عمل کردیم.
گریه کردن را یاد نداشتم
سیستانی نخستین مراسم مذهبیای که در آن شرکت کرده است به خاطر دارد و تعریف میکند: سال اول ابتدایی بودم که به همراه مادرم به مسجد روستایمان رفتیم. دعای جوشنکبیر قرائت میشد و من با شنیدن و تکرار عبارتهای آن علاقهمند شده و کمکم خودم به تنهایی راهی مسجد شدم.
حتی به یاد دارم آن اوایل گریهکردن را هم یاد نداشتم، هنگامی که در مراسم عزاداری شرکت میکردم، دستم را جلو صورتم میگذاشتم و حالت عزاداری و گریه را میگرفتم. به مرور زمان و در پی شرکت در محافل مذهبی گوناگون آموختم که در مناسک حج باید استطاعت مالی، بدنی، مسیر تردد و... داشته باشیم اما در مناسک مذهبی بهویژه مجالس آقااباعبدا...حسین(ع) هیچ شرطی وجود ندارد، پیر و جوان، بیمار و سالم و افراد در هر حرفهای میتوانند حضور داشته باشند، تنها شرط لازم، طهارت است و الباقی توفیق خدمت و حضور است. بخش مهمی از برقراری ارتباط با ائمه را اخلاص تشکیل میدهد و باید توجه کنیم که فقط با خلوص نیت میتوان به ائمه اطهار(ع) نزدیک شد.
او درباره هیئتی که چندسالی است میزبانی آن را برعهده دارد، توضیح میدهد: «هیئت ابوالفضلیها» نامی است که بر آن نهاده شده است، دلیل نامگذاری آن هم این است که اهالی دیار ما، در کنار توجه و احترام به دیگر ائمه(ع)، اردات خاصی به حضرت عباس(ع) دارند و به همین دلیل نام این هیئت از همان ابتدای شکلگیری آن، «هیئت ابوالفضلیها» نهاده شد. این هیئت هر سال از شهرستان ما راهی مشهد میشوند و شهرستانیهای مقیم مشهد هم به آنها میپیوندند.
از چندی قبل به همراه اعضای هیئت امنای آن، برنامهریزیهای لازم را انجام میدهیم و تدارکات استقبال و پذیرایی از آنها را فراهم میکنیم. هیئت حدود 200نفر عضو دارد که 7نفر آنها مسئولیت هیئت امنا را برعهده دارند. این 7نفر متشکل از رئیس هیئت امنا، معاون، مسئول پشتیبانی، مسئول هماهنگیها، مسئول فراهمکردن ادوات مذهبی و الباقی دستاندرکاران میباشند.
این خادم اهلبیت(ع) بیان میکند: در ابتدا در منزل خود و همسایه پذیرای هیئت بودم اما کمکم مکانی را با کمک دوستان اجاره کردیم که یک باشگاه ورزشی بود و تا چند سال اعضای هیئت در آنجا مستقر میشدند. اکنون هم که در مسجد جوادالائمه واقع در خیابان شهید صادقی در خدمت هیئت هستیم و با فرشکردن و راهاندازی بساط ایستگاه صلواتی و... به استقبال آنها میرویم. حتی اعلام کردیم اگر کسی برای حضور در این هیئت و سفر به مشهد، توان مالی خوبی ندارد، اعلام کند تا رایگان پذیرای او باشیم.
سالانه به طور میانگین حدود 10میلیون تومان برای هیئت هزینه میکنیم که این هزینه از محل کمکهای مردمی بهطور نقدی و غیرنقدی تأمین میشود. هیئت ما روز قبل از وفات پیامبر(ص) و شهادت امام رضا(ع)، با اتوبوس حرکت و در بین راه استراحت میکنند، پس از آن ناهار میخورند و دوباره به مسیر خود ادامه میدهند تا اینکه قبل از اذان مغرب و عشا همان روز به مشهد میرسند. بعد از نماز مغرب، خیر مقدم و ذکر مصیبت کوتاهی قرائت میشود و سپس برنامههای هیئت اعلام میشود. افراد گروهبندی میشوند. متصدی چای، پذیرایی، نظافت و... مشخص میشود. امکانات اولیه و مورد نیاز در اختیار زائران قرار داده میشود و طبق برنامه عزاداری انجام میشود. در طول 3روز اقامت آنها در مشهد، نصف روز را در اختیار امور شخصی زائران قرار میدهیم تا به دیدن بستگان خود بروند یا تفریح کوتاهی داشته باشند.
آشنایی کودکان با فضای معنوی
او با اشاره به حضور و استقبال جوانان از این هیئت میافزاید: خوشبختانه درصد زیادی از اعضای هیئت را جوانان تشکیل میدهند که این امر مرا برای برگزاری اینگونه مراسم بیشتر ترغیب میکند. حضور جوانان در محافل مذهبی، عنایت و لطف پروردگار است، توفیقی که در راستای لقمه حلال و دعای خیر پدر و مادر نیز حاصل میشود. البته مبارزه جوان با نفس و شیطان هم اهمیت خاصی دارد. ناگفته نماند که نقش خانوادهها بهویژه مادر خانواده در گام برداشتن جوانان در این مسیر حائز اهمیت است. این مادر است که طریقه و راه و روش زندگی صحیح را با گفتار و رفتار خود به فرزندان آموزش میدهد. به عنوان مثال فرزندان، همسرداری را به خوبی از رفتار والدین خود یاد میگیرند. خداراشکر میکنم که این مسائل به نحو احسنت در زندگی من رعایت میشود و فرزندانم از حال و هوای مذهبی به دور نیستند. آنها از زمانی که متولد شدند، با فضای مذهبی در خانه رشد کردند و به قول خودمان با قیمه امام حسین(ع) کامشان باز شده و ریشه مذهب و دین آنها از دوران طفولیتشان شکل گرفته است.
سیستانی تأکید میکند: اگر بنا باشد فرزندی سبب آبروی والدین خود شود، باید از کودکی او را با فضای معنوی و مذهبی آشنا کنیم. فرزندی میتواند عاشورایی باشد که از همان ابتدا با زبان کودکانه و در حد فهم خودش با فلسفه و درسهای عاشورا آشنا شود. محبت اگر بر پایه شناخت نباشد، عمق چندانی نمیگیرد و نمیتواند تأثیر خود را در تمام ابعاد زندگی فرد گسترش دهد. موضوع دیگری که باید به آن توجه کنیم همراهی تمام اعضای خانواده برای شرکت در مراسم عزاداری یا مدیحهسرایی است. محرم که میآید باید حال و هوای خانهمان هم تغییر کند. فرزندان از ظاهرمان نیز باید متوجه شوند که این روزها با باقی ایام سال فرق میکند؛ شاید بعضی کارهای به ظاهر ساده ما بسیار تأثیرگذار باشد.
او با یادآوری خاطرهای شیرین از زندگی خود ابراز میکند: روزی در حرم مطهر رضوی در قسمت پایین پای حضرت کشیک بودم. توسلی کردم و شب را همانجا مشغول بودم.
فردای آن روز در حال برگشت به خانه بودم که ناخودآگاه به دفتر زیارتی یکی از دوستانم واقع در سناباد راهی شدم. دوستم با لبخندی از من پرسید:« کربلا میری؟» من هم خندیدم و گفتم: «دوست دارم بروم اما پول ندارم!» و او پیشنهاد قسطی رفتن را به من داد و من نیز پذیرفتم. راهی کربلا شدیم. همانجا حاجتی را در ذهن خود مرور میکردم که ناگهان چشمم به حرم مطهر امام حسین(ع) افتاد و در لحظهای حاجتم روا شد. حاجتی که زندگیام را بیمه کرد و من هیچوقت این خاطره شیرین را فراموش نخواهم کرد.
فضاهای معنوی را گسترش دهیم
این محافظ پیشکسوت به حضورش در جبهه هم اشاره میکند و میافزاید: در سال1359 راهی جبهه شدم و 28بهمن همان سال بازگشتم و بلافاصله دورههای آموزشی حفاظت شخصیتها را گذراندم و مشغول به کار شدم تا اینکه در سال1381 بازنشست شدم. پس از آن هم تاکنون به آموزش نیروهای حفاظتی پرداختهام.
سیستانی درباره اهالی محله سجاد بیان میکند: حدود 8سال است که در این محله سکونت داریم.
محله سجاد به لحاظ اینکه رفاه بیشتری دارد، از فرهنگ خوبی هم برخوردار است. به نظر من انجام یکسری فعالیتها به فرهنگسازی احتیاج دارد که این فرهنگسازی به خوبی در این محله به چشم میخورد. اهالی محله، از مراسم مذهبی ما به خوبی استقبال میکنند و به همین دلیل است که من سعی میکنم در محافل خود از بهترین وعاظ و سخنرانان بهره بگیرم زیرا مردم به نوع بیان و سطح اطلاعات سخنران توجه ویژهای میکنند.
او میگوید: طبق فرمایش حضرت امام(ره) که تأکید میکنند « ما هرچه داریم از محرم و صفر است» من نیز معتقد هستم که هرچه روضهها، هیئتها، تکیهها، محافل ائمه اطهار، حسینیهها، ایستگاهها و مجالس مذهبی رونق بیشتری داشته باشند، بهره بهتری خواهیم برد و جامعه با رشد بیشتری حرکت میکند. باید تلاش کنیم که پذیرفتن اصل عزاداری را فرهنگسازی کنیم و من به این نتیجه رسیدم هرچه این فضاها بیشتر باشند، باز هم کم است. برگزاری مراسم مرثیهسرایی، نوحهخوانی، تشکیل هیئتها و دستههای سوگواری، سینهزنی، ذکر مصیبت، مجالس وعظ و روضهخوانی باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.
مؤسس مراسم مذهبی به خانوادهها توصیه میکند: خواهش من از والدین این است که شرایط را برای حضور جوانان و فرزندان خود در محافل و مجالس قرآنی مهیا کنند، یادمان نرود هرچه خوراک به خورد فرزندانمان بدهیم، نتیجهاش به خودمان برمیگردد. نان حلال تأثیر بسزایی در تربیت آینده آنها دارد که باید به آن توجه داشت.
او با بیان اینکه محرم که میرسد بساط نذری و نذریپزی برپا میشود، بیان میکند: افرادی که برای رفع مشکل و گرفتاری خود، دل به صاحب سفره و صاحب این ماه عزیز گره زده بودند، در این ماه سفرهای پهن میکنند تا عزاداران حسینی را اطعام کنند اما این روزها خیلی از افراد بر این باورند که در روند سوگواری بسیاری از بانیان دیگر نشانی از سادگی و یکرنگی وجود نداشته و جایی برای زندهماندن سنت تواضع در این آیین مذهبی به جای نمانده است. از طرف دیگر برخی بدعتها و تحریفها نگرانیهایی را برانگیخته و زمینه تحریف فرهنگ عاشورا را در پی دارد که باید تلاش کنیم این بدعتها کمرنگ شود و مسائل اصلی جایگزین مباحث حاشیهای شود.
او در پایان به ساخت حسینیه و مسجدی در بولوار توس اشاره میکند و میگوید: هماکنون در حال ساخت فضایی برای اسکان هیئت هستیم که در قالب مسجد و حسینیه است.
زمین این مکان با مساحت 700متر توسط 2خیّر در خیابان توس53 اهدا شده و اکنون خاکبرداری آن شده است. مقرر است که زیربنای آن هزار و 200متر در 3طبقه باشد، طبقه 1- حسینیه برای هیئت، همکف مسجد برای نمازخانه آقایان و بانوان و طبقه نخست هم برای خانه عالِم، کتابخانه، خانه خادم و سالن چندمنظوره در نظر گرفته شده است. اگر خیران ما رادر این راه همراهی کنند طی 6ماه آینده این پروژه به پایان خواهد رسید.