در تمام دنیا ارتباط بین شهرداریها، مردم و ارگانها، نسبتبه آنچه در ایران هست متفاوت میباشد. مثلا مسئولیت حتی نیروهای نظامی، فرماندهان و ادارات در زمان بحران یا شرایط خاص بهصورت خودکار به شهردار داده میشود؛ یا روابط بین مردم و شهرداری به اینگونه است که شهرداری برای رفع مشکلات و دادرسی عمومی مردم در مسائل مختلف پناه مردم است. ولی متأسفانه آنچه در خاطر بنده و خیلی از مردم این منطقه از گذشتههای دور شهرداری در ذهنشان است خاطرات شیرینی نیست و همراه با تقابل میان مردم و این مجموعه بوده است، البته نمیشود خدمات مسئولان گذشته را نادیده گرفت، ولی این امر با روابط دوستانه که نیاز مهم این ارتباط است همراه نبوده است.
در این میان وجود چند مورد برای بهبود این وضعیت بهنظر لازم است که خوشبختانه بخشی از آن مهیا میباشد و سایر موارد در شرف پدید آمدن است. اولین مورد را میتوان تغییر نگاه مدیریت شهری از نگاه درونگروهی به شایسته سالاری دانست که با تغییر سیستم مدیریتی مهیا شد.
دومین مورد که بسیار مهم و کاربردی بود، حلقه مفقوده ارتباط درست بین مردم و شهرداری است که آن هم تقریبا با تشکیل شورای اجتماعی محلات به سبک جدید و انتخاب نمایندگان از ساکنان محلات و حضور آنها در بدنه شهرداری برای ارتباط برقرار کردن با مردم حل شد، و امیدوار کنندهتر از گذشته باعث بهبود اعتماد ازدسترفته میان شهروندان و شهرداری شده است.
سومین مورد، انتخاب درست و کارشناسی نحوه خدمترسانی با استفاده از متخصصان و مشورت مردم میباشد. اجرای این مورد در بهبود کیفیت خدمات ارائهشده به شهر و شهروند ضروری است؛ زیرا موارد بسیاری درگذشته بوده است که مردم از نوع اقدام شهرداری در محل رضایت نداشته و گفتهاند این موضوع اولویت محل ما نبوده است.
گام بعدی مطلع بودن مسئولان شهرداری از مشکلات منطقه و حضور مستمر در کنار شهروندان میباشد. البته در بخش عمدهای از محلات منطقه میتوانیم تصدیق کنیم باتوجه به بومیبودن شهردار منطقه که خود از ساکنان همین منطقه میباشد، آگاهتر از هر فرد دیگری میتواند نیازهای منطقه را درک کرده و راه چارهای درست برای آن پیدا کند.
شهرداریها توان ایجاد مشارکتهای مردمی را دارند، چه برای ایجاد طرح و برنامه و چه برای تفریح و سرگرمی، و این یکی از موارد بسیار مهم در زمینه ایجاد روحیه امید و حس محلهدوستی در شهروندان میباشد. در یک محله بهوجودآمدن مسئولیت اجتماعی در وجود اینگونه برنامههاست و زمانی که این اتفاق افتاد، خودبهخود مسائلی که شهرداری برای آن باید فرهنگسازی بکند تا درست اجرا شود به شکل سادهتری حل میشود. به طور مثال وقتی من درباره محله خودم حس تعلق داشته باشم، بامشارکتهای گروهی شهروندان بدون هیچ فرهنگسازی از ریختن زباله در آن خودداری میکنم. این امر در بخش عمده برنامهریزیهای شهرداری گوهر کمیابی شده است و ضعفی است که هرچه سریعتر باید برطرف گردد تا بتوانیم به آن نتیجه آرمانی و دلخواه برسیم.
و کلام آخر آنکه شهرداری را نباید یک ارگان یا نهاد یا جایگاهی در مقابل مردم دانست، شهرداری مکانی برای مدیریت شهر میباشد، پس شهروندان اصلیترین بازیگران آن هستند. شهرداری خانه مردم شهر است و باید شرایط حضور و ظهور آنها در آن فراهم گردد.