خبر ویژه

تجاری سازی فضاهای عمومی

  • کد خبر: ۴۹۶۷
  • ۲۳ شهريور ۱۳۹۸ - ۰۳:۴۷
عباس کاظمی جامعه شناس و عضو هیئت علمی

در دهه۷۰ مراکز خرید فقط به عنوان مکان هایی برای خرید کالا طراحی شده بودند، اما در دهه۹۰ مراکز تجاری هویت فراغتی را در خود غالب کرده اند و مجموعه ای از فضای بازی برای کودکان، فضای رستورانی و فودکورت، فضای هنری و سینمایی و فضای خرید به تفکیک علایق نسلی و سنی را در خود جای داده اند. زنجیره مصرف و خرید و فراغت در این مراکز کامل می شود؛ آن چنان که مال ها خرید را از فعالیتی مبتنی بر نیاز به فعالیتی مبتنی بر فراغت تغییر داده اند. بر اساس آخرین آمار بانک مرکزی، هزینه ناخالص خانواده ها در سال۹۳، به طور متوسط ۳۲میلیون و ۸۰۰هزار تومان بوده است. از این میزان یک میلیون و ۲۴۳هزار تومان برای پوشاک و کفش، ۷۷۲هزار تومان برای تفریح و امور فرهنگی و ۶۵۵ هزار تومان نیز برای رستوران و هتل مصرف شده است. هزینه تفریح و امور فرهنگی در سبد مصرفی خانوارها تا دهک دهم ۷۵۰هزار تومان بوده است و بعد از آن در دهک هشتم به ۹۷۴هزار تومان می رسد. دهک دهمی ها نیز که اوقات تفریحشان را در مراکز تجاری می گذرانند، 2میلیون و ۸۰۰هزار تومان در سال۹۳ برای تفریح و امور فرهنگی و 2میلیون و ۵۹۹هزار تومان برای رستوران و هتل خرج کرده اند. البته این ارقام به صورت میانگین است و نقاط شهری کل کشور را دربرمی گیرد. نکته مهم درباره مراکز تجاری و مال ها این است که این مراکز هیچ کدام پیوست فرهنگی و اجتماعی نداشته و این خود می تواند به عنوان عاملی باشد که مراکز خریدی خارج از استاندارد را ایجاد کرده است. نمی توان وارد وب سایت شهرداری شد و فهمید چه تعداد مراکز خریدی وجود دارد و چه پیوست هایی دارد و بر اساس چه مصوبه ای مجوز گرفته است و آیا پیوست در حال ساخت داشته یا پیوست بعد از ساخت داشته است؟ با نگاهی به سیر اتفاقات و روند تغییر چهره شهر درمی یابیم که با دگردیسی در فضاهای شهر روبه رو هستیم؛ به طور کلی فضاهای عمومی باز که اساسا نداشتیم و ما درواقع با 2پدیده هم زمان عمومی سازی فضای تجاری و تجاری سازی فضای عمومی مواجهیم و فضاهای عمومی شهری به دلیل کنترل مناسبات رفتاری مردم تجاری شده است. درباره عمومی سازی فضاهای تجاری نیز با گسترش مال ها نه به عنوان مراکز خرید، بلکه به عنوان مراکز عمومی شهری مواجهیم. فضاهای عمومی که خصوصی شده اند (مانند دانشگاه ها که فضای عمومی هستند) درهای آن ها به روی مردم بسته است و این درها باید باز شوند. کتابخانه عمومی 18بند محدودکننده برای حضور گذاشته است؛ درحالی که باید برعکس 18بند مشوق بگذارد. با تجاری شدن فضاهای عمومی، این ذهنیت ایجاد می شود که باید برای حضور در یک فضای عمومی هزینه کرد. هر 2وجه عمومی شدن فضاهای تجاری و تجاری شدن فضاهای عمومی خطرناک هستند؛ به طوری که امروز در دل طبیعت نیز با ایجاد مراکز تجاری متنوع مواجه هستیم و گاه جای کافی برای پیاده روی و استفاده از طبیعت باقی نمی ماند و حتی در مساجد، دانشگاه ها و مدارس نیز مراکز تجاری ساخته می شود. در مراکز خرید امروزی، هدف اولیه برای همه آدم ها الزاما خرید نیست؛ هرچند در دهه70 کسانی که مراکز خرید را طراحی و مدیریت کردند، صرفا طوری طراحی کرده بودند که برای خرید باشد. اینجا مناقشه ایجاد می شد بین کسانی که می آمدند و وارد مراکز خرید می شدند و پرسه می زدند، با کسانی که می خواستند اینجا را تنها برای خرید نگه دارند. در طراحی پاساژهای آن زمان، جایی برای زندگی نبود. این فضاها برای خرید طراحی شده بودند، ولی مردم به سبب کمبود فضاهای عمومی از این فضاها برای زیست روزمره و فضای فراغتشان استفاده می کردند. به همین علت به مرور با تغییر شکل و اضافه شدن کاربری های جدید در مال ها مواجه شده ایم. بر خلاف پاساژهایی که در گذشته احداث شده اند، در مراکز خرید امروزی فضاهای فراغتی بسیاری می بینید که آدم ها آنجا بیایند، کافه باشد، رستوران باشد، سینما باشد و آنجا حضور داشته باشند و زندگی کنند.

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* captcha:
* نظر:
سرخط خبرها

{*Start Google Analytics Code*} {*End Google Analytics Code*}