میترا صدر - اولین نمایشگاه خانگی نقاشیهای ایلیا میرزایی هفته گذشته با نام «سرزمین ایلیا» و با حضور محمد جعفری استاد و مدرس نقاشی و طراحی، سهیلا دیزگلی نقاش، مدرس و شاعر و الیاس علوی نقاش، مدرس و شاعر در منزل پدری ایلیا در گلشهر برگزار شد.
ایلیا متولد سال 91 است و از دو سالگی نقاشی میکشد. از پنج سالگی کشیدن نقاشی برایش جدیتر شده است. در همین مدت کوتاه توانسته با خلاقیت و دنیای ذهنی کودکانهاش آثار زیادی خلق کند. نمایشگاه در فضای صمیمی و دوستانه برگزار شد و بازدیدکنندگان از دوستان و آشنایان هستند. دیوار سالن پذیرایی پر شده از نقاشیهای ایلیا. انتخاب نقاشیها از سوی الیاس علوی، شاعر و نقاش، انجام شده است. نقاشیها در سایزهای مختلف و روی کاغذ معمولی کشیده شده است. ایلیا از مداد رنگی و مداد شمعی برای رنگآمیزی نقاشیها استفاده کرده است. الیاس علوی نقاشیها را بر حسب موضوع طبقهبندی کرده است و پدر و مادر ایلیا آنها را در چیدمانی دقیق روی دیوار نصب کردند.
پدر ایلیا، امانا... میرزایی که از شاعران بنام افغانستان در مشهد است و سالهای80 هم مدتی به صورت حرفهای نقاشی میکرد درباره آموزش نقاشی ایلیا میگوید: «ایلیا تاکنون هیچ آموزش نقاشی نداشته است. از همان ابتدا هم دنیای ذهنی خودش را نقاشی میکرد و مثل دیگر همسن و سالهایش در نقاشیهایش خانه و درخت و کوه دیده نمیشود. همین امر باعث شد تا با مربی مهد کودکش دچار اختلاف شود و مدتی نقاشی کشیدن را کنار گذاشت. مربیان مهد انتظار داشتند ایلیا مثل دیگر بچهها نقاشیهای معمول و روزمره بکشد. بعد از صحبتهای مکرر من و مادرش، ایلیا دوباره تصمیم به نقاشی کشیدن گرفت. از آن به بعد هم به مهدکودک نرفت.»
امانا...میرزایی در ادامه با نشاندادن بعضی از نقاشیهای فرزندش، میگوید: «خیلی از هنرمندان نگاه هنری به نقاشی کودکان دارند. هنرمندانی همچون خانم دیزگلی معتقدند کودکان دنیای ذهنی خودشان را دارند و در آموزش هنر به آنها باید ذهن کودک را آزاد گذاشت و در خلق اثر با او همراهی کرد و نکات را به آنها آموزش داد.»
راضیه علوی، مادر ایلیاست. او هم شاعر و بازیگر تئاتر است و سابقه بازی در جشنواره تئاتر فجر را دارد. از او که درباره برگزاری نمایشگاه میپرسیم، میگوید: « ایلیا نقاشی زیاد میکشید و چون مهدکودک هم نمیرفت کارهایش دیده نمیشد. پیشنهاد برگزاری نمایشگاه را برادرم آقای الیاس علوی داد. برادرم خودش طراحی میکند و با دیدن کارهای ایلیا سطح نقاشیهای او را تأیید کرد و به ما گفت: «حداقل کاری که میتوانید برای ایلیا انجام دهید برگزاری نمایشگاه خانگی است. تا انگیزه ایلیا بیشتر شود و کارهایش را جدیتر دنبال کند.»
خانم علوی میگوید: «ایلیا از همان کودکی نقاشیهایش متفاوت بود و بیشتر از تخیلش استفاده میکند. خیلی وقتها داستان میگوید و از ما میخواهد که داستانهایش را برایش بنویسیم.»
آقای میرزایی میگوید: «ایلیا در خانوادهای هنرمند به دنیا آمد، خانواده مادریاش شاعر یا نقاش و مستندساز هستند. دوست داریم ایلیا خودش هنر مورد علاقهاش را انتخاب کند و آن را ادامه دهد. ما هم تا جایی که بتوانیم از او حمایت میکنیم. هنر باعث میشود روح لطیف و اخلاقی داشته باشد.»
آقای میرزایی و خانم علوی تا جایی که امکان دارد زمان و انرژیشان را برای ایلیا میگذارند. همراه او فیلم نگاه میکنند و برایش کتاب میخوانند یا قصه میگویند تا در پرورش خلاقیتهای ذهنی به فرزندشان کمک کنند.
ایلیا در حال بازی با دوستان همسن و سال خودش است و بعضی وقتها هم نقاشیهایی را که خودش بیشتر علاقه دارد به آنها نشان میدهد. بخش اول نقاشیهای چیده شده روی دیوار را صورتها تشکیل میدهد که اغلب تمام صفحه را پوشانده و برخلاف صورت طبیعی دایره مانند نیست و مکعب است و همه آنها هم لبخند دارند. معمولا به 4قسمت مساوی تقسیم شدند، چشمها و لبها رنگ دارند یا با مداد سیاه کشیده شدند. چند دقیقهای هم با او گفتوگو میکنیم. ایلیا میگوید: «اوایل فقط با مداد روی کاغذ خط خطی میکردم. بعد تو همان خطوط چشم گذاشتم دیدم شبیه اژدها شد. بعد از چند وقت آدم کشیدم و سراغ کشیدن حیوانات و تلفن و هواپیما و هرچه که به ذهنم میرسید، رفتم.»
ایلیا تصاویر چهرههایی که کشیده نشان میدهد و میگوید: «اون چهره آبی چهره غول است. یکبار فیلمی دیدم که غولها با هم در آن میجنگند برای همین آنها را کشیدم.»
او شور و انرژی زیادی دارد و دوست دارد مثل داییاش حرفهای نقاشی کند.