ملیحه ابراهیمییزدی- باید در شرایط متعدد قرار بگیرید تا بتوانید درست اظهار نظر کنید و تصمیم نهایی رضایتبخش را البته با نتیجه مثبت بگیرید. حکایت این روزهای تربیت فرزندانمان با این تفکر بیارتباط نیست. اگر ترس ورود آنها به فضاهای بزرگتر جامعه و اجتماع و همچنین دغدغه آیندهشان را دارید، باید در مسیری قدم بردارید که مقصد نهایی افسوس و پشیمانی نباشد. قبول کنید از کنار مسئله آموزش به خصوص در سنین پایه و گاهی خردسالی نمیتوان به راحتی عبور کرد. موضوعی که اگر نادیده به دست گذر زمان سپرده شود قطعا در آینده به معضلی بزرگ تبدیل خواهد شد. به بهانه دغدغه بسیاری از والدینی که ساعتها وقتشان را در کتابفروشیها و مراکز آموزشی مرتبط گذراندهاند، پای صحبت بعضی از آنها نشستهایم و چندخطی از خلأ بسیاری از موضوعات آموزشی از قبیل کسب مهارتهای زندگی که در آن مشهود است را بیان میکنیم.
حتما شما هم به این شعار رأی مثبت میدهید؛ «کودک باید کودکی کند». این مهم در علم روانشناسی اثبات کرده است که اگر خلاف این شعار اتفاق بیفتد، کودک در بزرگسالی دچار ناهنجاری میشود. شادمانی در زندگی کودکان به صرف اینکه میهمانی یا رستوران بروند تأمین نمیشود. نسلهای قبل که پای ثابت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بودند حتما این مسئله را امروز درک میکنند و نتایجش را در ابعاد زندگی خود به تماشا نشستهاند. از کتابخوانی، قصهگویی، سرک کشیدن به کلاسهای هنری و... میگوییم که امروز خلأ چنین آموزشهایی در بین نسل حاضر به خوبی مشاهده میشود. البته وقتی پای صحبت خیلیهایشان مینشینیم از نبود سرگرمی در زمان خود گلایه میکنند.
ازتحمیل بپرهیزیم. شاید اگر کتابی را که 20سال پیش خواندن خط به خطش برای شما لذتبخش و خاطرهساز بوده است به کودکان تحمیل کنید، تمام فضای فکری او را به کتاب عوض کنید. اگر قصد خرید کتابی برای کودکتان دارید حتما نظر او را هم جویا شوید.سعی کنید قبل از خرید کتاب و ابزارهای آموزشی برای کودکانتان، با اهل فن در این حوزه مشورت کنید و بر اساس شناختی که به سلیقه فرزندتان دارید آموزشهای سبک زندگی و مهارتهای لازم را به خورد او بدهید. این موضوع را هم آویزه گوشتان کنید که حتی در حوزه خرید کتاب باید حواستان به بهروزرسانی باشد.
اگر سرنوشت کودکانتان برایتان اهمیت دارد، مهمترین اقدام شما به عنوان والدین او این است که تعادلی بین معلومات و مهارتها برقرار کنید. نمیشود بیتفاوت از کنار آموزشهای سبک زندگی در سنین پایه گذشت، با این توصیف که علم روانشناسی ثابت کرده است که در دوران کودکی باید به پرورش ذهن فلسفی کمک کرد تا در سایه این تفکر مهارتهای فکری و آموزشی، مهارتهای تصمیمگیری در شرایط متعدد، مهارت داوری، قضاوتهای اخلاقی و پردازش اطلاعات را کودک فرا بگیرد.
نباید دل به آمار و ارقامی خوش کرد که سال به سال سیر صعودی در حوزه نشر و چاپ را گواهی میدهد. باید اهداف ناشرانی را زیر سؤال برد که اهداف مالی خودشان را که در سایه بیتخصصی سیر صعودی به خود گرفته است،به بیتوجهی به مسائل و مشکلات اقتصادی که دمدستیترین آن تهیه کاغذ، تخریب محیط زیست و... است ارحج میدانند و حاضرند تن به چاپ ترجمههایی با موضوعاتی بدهند که هیچ سنخیتی با فرهنگ ما ندارد. اصلا شاید این سؤال برای شما هم پیش آمده باشد که چرا این قبیل ناشران اعتقادی به مقوله کارشناسی اثر قبل از چاپ ندارند؟ و چرا هیچ سیستم نظارتی دروازهبانی این کار را به عهده نمیگیرد؟ راستی چند ناشر سراغ دارید که ارتباط نویسنده با کودک را در اولویت کار خود قرار داده است؟
باید به روحیات و علایق فرزندانتان آگاهی داشته باشید. شاید یک فرزندتان عاشق کتاب باشد اما نه به شکل مکتوب، و دیگری عاشق به دست گرفتن کتاب و درازکشیدن روی کاناپه باشد. این اشکالی ندارد. با خرید کتابهای دیجیتالی یا نرمافزارهای صوتی میتوانید آنها را همراهی کنید. شناخت کامل از احساسات فرزندتان قطعا او را خلاقتر میکند.
افکار بچههای امروزی را نمیتوان با نسلهای قبل در یک کفه ترازو گذاشت. کودکان امروز به همت و همراهی فضایمجازی بیشتر از سنوسال خود ادراک خرج و مصرف میکنند. پس بدیهی است که آموزش مکتوب باید خیلی سفت و سختتر وارد این مقوله از کار آموزش شود؛ از پیدا کردن راههای ارتباطی با کتاب از طرف والدین یا مربیان گرفته تا کتابهایی که همسو با افکار کودکان نگاشته و تصویرسازی میشود. باید پذیرفت نظام آموزشی باید فراتر از فضایمجازی که ثانیه به ثانیه تنوع ایجاد میکند گام بردارد. البته ما هم قبول داریم کتابهای موضوعی که صرفا جنبه کاربردی داشته باشد در بازار کتاب بسیار نایاب است؛ اینکه مثلا کودک سهسالهای قصد کاشت گلی را داشته باشد یا غذایی بدون خطر را درست کند.
گاهی باید خودتان را با کودکتان همسو و همجهت کنید. اینقدر کودک شوید تا فرزندتان با شما احساس راحتی کند. چرا راههای تشویقی را امتحان نمیکنید؟ مثلا ازطریق بازیهای مورد علاقهاش او را وادار به خواندن کتاب کنید. اگر کمتر از شما حرف شنوی دارد، مثلا میتوانید با کتابهایی شروع کنید که به بروز احساساتی مثل خندیدن، ترسیدن، تقویت اعتماد به نفس،در صف ایستادن،صرفه جویی در مصرف آب،رد شدن از خیابان و... پرداخته است.
................................................
آموزش های حیاتی
مترجم: عادل نجفی| نگاهی به هرم جمعیتی جوامع مختلف و بهویژه کلانشهرها و قدمت تاریخی آنها به ما میگوید که پدیده شهرنشینی به سرعت در حال گسترش است. آنگونه که آمارها و برآوردهای سازمان ملل نیز نشان میدهد؛ تا سال2050 بیشاز 70درصد از جمعیت جهان یعنی تعدادی در حدود 5/6میلیارد انسان در کشورهایمختلف شهرنشین خواهند بود.آنطور که برآوردهای جمعیتشناسی نشان میدهند، جمعیت جهان تا سال2050 با افزایش 5/2میلیارد نفری روبهرو خواهد بود و آمارها میگویند تا 90درصد از این افزایش جمعیت در قارههای آسیا و آفریقا رخ میدهد. مسئله ای که در چنین شرایطی برای جامعهشناسان و فعالان فرهنگی مهم است، فرهنگ شهرنشینی و شهروندی است.
آموزش فرهنگ شهری و شهروندی امکانپذیر است؟
همانطور که در تعاریف و ویژگیهای فرهنگ آمده است به نظر میرسد، مسئله فرهنگ و مصادیق آن چندان قابل آموزش و انتقال به نسلهای بعدی نباشد. بسیاری از ما چنین مسائلی را به واسطه تجربه و مشاهدات عینی از رفتارهای دیگران آموختهایم.اما در کشورهای توسعهیافته، آموزشهای فرهنگ شهروندی و شهری برای 2گروه دنبال میشوند؛ گروه اول مهاجراناند که با توجه به حضور در جامعه میزبان و تجربه زندگی جدید نیازمند آموزشهای بیشتری هستند، گروه دوم کودکان و نوجوانان هستند که برای ادامه زندگی به چنین آموزشهایی احتیاج دارند.
طراحی برنامههای فرهنگی در مدارس
کشور کانادا به عنوان یکی از مهاجرپذیرترین و جوانترین کشورهای غربی تلاش میکند تا از طریق اجرای برنامههای آموزشی در مدارس، فرهنگ شهروندی را در میان نسل جوان خود ارتقا دهد. کاناداییها با استفاده از مصادیق و نمونههای فرهنگ عامه، آنها را با مفاهیم و موضوعات شهری پیوند زدهاند؛ برای نمونه با استفاده از افسانهها و داستانهای خلقت در مهدکودکها، مفاهیم زندگی جمعی و ارزشهای همزیستی مسالمتآمیز را تشریح میکنند، با استفاده از سرودها و ورزشهای جمعی به اهمیت کار گروهی میپردازند، از شاخههای مختلف هنری مانند نمایش و نقاشی نیز برای ترویج فرهنگ کمک به افراد با نیازهای خاص در جامعه(مانند توانیابان یا کهنسالان) استفاده میشود، قوانین و هنجارهای شهری از طریق بازیهای گروهی تمرین میشوند تا کودکان با دریافت پاداش و یا مجازات نسبت به اثرات اقدامات خود در زندگی آشنا شوند، برنامههای طراحی شده محدود به داخل کلاسهای درس مدارس یا مهد کودکها نیستند و برای ارتباط بهتر با طبعیت و جلوگیری از افزایش آلودگی هوا در روزهای مختلف سال(روزهایی با آلودگی هوا، درختکاری و دیگر مناسبتهای زیست محیطی) به مناطق مختلف شهر برده میشوند تا از نزدیک نتایج فعالیتهای انسانی در محیط شهری را مشاهده کنند. طراحی تقویم فرهنگی با مشارکت دستگاههای حاکمیتی غیرآموزشی و همچنین والدین دانشآموزان میتواند به غنای چنین برنامهریزیهایی برای انتقال هرچه بهتر تجربیات شهروندی کمک کند.