شکیبا افخمیراد| روز گذشته سومین نشست از سلســلهنشـــستهای تخصصی گفتمان توسعه شـهر با مــــوضوع «جریانشناسی فکری معماری ایران معاصر با تاکید بر شهر مشهد مقدس» با حضور محمدمنصور فلامکی، چهره ماندگار معماری، محسن حبیبی، استاد معماری دانشگاه تهران، محمدهادی مهدینیا، رئیس کمیسیون عمران شورای شهر مشهد و ناصر محسنی، استاد دانشگاه آزاد اسلامی مشهد، برگزار شد. این نشستها مجموعه جلساتی است که کارگروه معماری و شهرسازی کمیسیون عمران و شهرسازی شورای شهر با هدف پر کردن خلأ گفتمان در حوزه معماری و شهرسازی در مشهد برگزار میکند.
هویت شهری؛ در گرو هویت فردی
فلامکی، معمار مطرح مشهدی، که تصمیم گرفته بود درباره معماری هویتی صحبت کند، یادی از عطار نیشابوری کرد و گفت: اگر اینجا مشهد نبود، بازهم بهسراغ عطار نیشابوری میرفتم. وی سپس متنی از مصیبتنامه را مطلع کلامش کرد: «حمد پاک از جان پاک آن پاک را/ کاو خلافت داد مشتی خاک را. هویت از همینجا شروع میشود. اینکه خداوند، ما را از خاک آفریده و تقدس خاک را بر گردن ما نهاده است و اگر برخلاف آن عمل کنیم، میرویم به عقب مصیبتنامه، بنابراین مقوله اصلی میشود خاک.»
چهره ماندگار معماری در سال 89، خاک را مقولهای خواند که در نهایت مقدس بودن، آسیبپذیر هم هست. او سخن شیخاحمد جامی را شاهد دیگری بر تقدس خاک بیان کرد: «خاک یک روند دگرپذیر را میتواند طی کند، خاک میتواند از پاکی مطلق به ناپاکی برسد. این سخن ارجمند، خاک و آب را گلاویز یکدیگر کرده است. برداشتی که من از این سخن دارم، این است که هیچ واژهای را نمیتوان بهجای آب و خاک در متن شیخ جامیگذاشت؛ چراکه آب هیچ پلیدی به خود نمیپذیرد و حتی اگر جسمی ناپاک را به آن بسپریم، آن زشتی را به کالبدی دیگر انتقال میدهد.»
فلامکی آشنا شدن انسان با شهر را محصور در روندی دانست که انسان را به تعمق بیشتری وادار میکند: «زیباترین صحنهای را که امروز میتوانیم بیابیم، عطار نیشابوری دو قرن پیش برای ما به تصویر کشیده است. عطار یک روستایی را به مرو میآورد و چون او هویت شهر را نمیشناخته است، در رویارویی با آن دچار دگرگونی درونی میشود و نمیتواند خودش را بازیابی کند. درماندگی کسی که نمیتواند هویت خودش را بازشناسی کند، درماندگی میان «درد» و «درماندن» است. بحث بر سر هویت است. اگر برای مثال آن کسی که به مرو آمده است، هویت خودش را بازیابی میکرد، دچار آن از خودبیگانگی نمیشد. این اتفاقی است که میتواند دستمایه خلق آثار هنری دیگر شود.»
او در پاسخ به سوال ذهنی خود مبنیبر اینکه هویت و هویت معماری و هویت معماری شهری چطور تعریف میشود، تعریف آنها را اینگونه توصیف کرد: «هویت، مقولهای نیست که بشود به اختصار درباره آن سخن گفت اما هویت، راهی برای دستیابی به سلوک است که برای کمال یافتن است. هویت شهری هم باید انسان را به همین طرف سوق دهد، از همینرو هویت شهری باید به هویت فردی در شهر توجه کند. از همینجاست که پی این میگردیم که معماران و شهرسازان هویت را چطور میتوانند تعریف کنند.»
در ادامه، فلامکی بحث هویت فردی در شهر را به تحرک اجتماعی افراد کشاند و برای آن دو زمینه ترسیم کرد که در تشریح یکی از آنها گفت: یکی از زمینههای تحرکات اجتماعی به جابهجایی فرد میان طبقات اجتماعی و منزلت و جایگاه او اشاره دارد و باید به این مقوله در مدیریت شهری دقت کنیم؛ چراکه فرد دوست دارد درجات را کسب کند و باید برای این مهم درمیان این فضای شهری ساختهشده تحرک اجتماعی داشته باشد. زندگی زیر سایه تحرک اجتماعی، دشواریهایی دارد که باید با آن مقابله کنیم.
شهری پر از دندان طلا
محسن حبیبی، معمار و استاد دانشگاه، دیگر سخنران این نشست بود. او چهار گزاره برای بررسی معماری مشهد بیان کرد. سنت معماری اولین موضوعی بود که حبیبی از آن سخن گفت. بهگفته وی، سنت معماری در همه سرزمینها با سه دانش تعریف میشود؛ دانش زیست سرزمین، دانش همسازی با اقلیم و دانش فن و فناوری زمانه. این سه دانش در سنت معماری سرزمین ما ترکیب شدند و جریانهای قدرتمند معماری را بهوجود آوردند اما در امر جهانی شدن اندیشههای معماری، دو دانش اول کنار گذاشته میشود و با استفاده از فن و فناوری زمانه، آن چیزی ساخته میشود که میتواند بدون هویت هرجا ساخته شود.
دومین موضوعی که حبیبی به آن پرداخت، چهارگانه «یاد» بود: «ما در زبان فارسی چهارگانهای تحت عنوان یاد داریم که شامل «یاد گرفتن، یاد دادن، بهیاد آوردن و از یاد بردن» میشود. سنت معماری ما با این چهار یاد، همیشه همراه بوده است.»
او موضوع سوم را با مثالی از دندانپزشکی اینگونه توضیح داد: در قدیم وقتی دندانی خراب میشد، بهجای آن دندان طلا میگذاشتند اما این روزها شاخهای به نام ایمپلنت در علم دندانپزشکی وجود دارد و جوری دندان گذاشته میشود که با زمینه هماهنگ باشد. الان معماری شهر مشهد پر از دندانهای طلاست، آنهم در دورانی که ایمپلنت وجود دارد.
این معمار ادامه داد: گزاره چهارم بحث فضاست. فضا درواقع با معماری تعریف میشود. فضا پیام دارد. فضاست که میگوید چگونه رفتار کنیم و این فضا کاملا با قدرت سیاسی و قدرت سرمایه درهم تنیده شده است.
عبور از اندیشههای مبتنیبر بازار
حبیبی به تاثیرگذاری دولتها و حاکمان بر فرایند تولید اشاره کرد و گفت: تقریبا در 400سال اخیر، حاکمان فعالیتهای مختلفی در مشهدالرضا انجام دادهاند. مجموعه حرم نشاندهنده این نگاه در چگونگی تولید شدن فضا و سازماندهی آن است.
بهنظر او، در هر زمانهای نیات دولت وقت در چهره و سیمای مجموعه حرم، انعکاس پیدا کرده است.
این معمار، شهر مشهد را مملو از لایههای تاریخی متفاوت دانست: اگر به این لایهها توجه میشد، در دورههای مختلف با مرکز شهر اینگونه برخورد نمیشد.
بهگفته حبیبی، این روزها فضای معماری شهر، فضایی انتزاعی است نه فضایی که از دل لایههای قبلی بیرون آمده باشد. در این بین دولت هم دیگر قدرت اعمال نظر ندارد و سرمایه سوداگر، تعیینکننده است.
او با اشاره به اینکه شهر گرفتار ارزش مبادله است، صحبتهایش را اینگونه ادامه داد: امروز مترمربع و قیمت زمین بر معماری شهر تاثیر گذاشته است و از همینرو بین ارزش مصرف و آنچه مردم به آن نیاز دارند، با ارزش مبادله که سرمایه سوداگر به آن نیاز دارد، تضاد ایجاد شده است.
به نظر حبیبی بهدلیل همین اقتصاد سوداگر، فضای شهر متعلق به همهجا و متعلق به هیچجاست.
این معمار ابراز امیدواری کرد در دو سالی که از عمر این دوره شورای شهر مشهد باقی مانده است، بتوان با نگاه متفاوتی به شهر، از اندیشههای مبتنیبر بازار عبور کرد.
او به منشور تدوینشده برای شهر مشهد اشاره کرد و عملی شدن مفهوم حق در شهر را اتفاق خوبی دانست: «مردم حق دارند فضای شهرشان را تغییر دهند و در سرنوشت شهرشان سهیم باشند، بنابراین ارتقای کیفیت زندگی شهری باید در دستورکار قرار گیرد.»
به نظر این معمار، باید با رها کردن فضای انتزاعی به فضای اجتماعی روی آورد و اجازه داد شهر، شهری بودن و مدنیت خودش را پیدا کند.
نداشتن چهرهای مشخص
بهگفته ناصر محسنی نیز معماری و شهرسازی متولی ندارد، بنابراین در این زمینه، کنترل، ارزیابی و نظریهپردازی صورت نمیگیرد.
او طرحهای آمادهسازی و موضوع توسعه را مشکل عموم شهرها دانست و گفت: بهنظر من تا وقتی مرکز شهر و بافتهای میانی شکل نگرفته است، نباید به توسعه پرداخت.
محسنی با اشاره به اینکه درباره موضوع معماری ایرانی و اسلامی همیشه بحث شده است، تصریح کرد: به نظر من ما تاحدی معنا را در عملکرد بهصورت نسبی درک کردهایم اما برای نما و چهره ساختمانهایمان، موفــقیتی نداشتهایم و چهره مشخصی نداریم.
او ادامه داد: اصفهان با یک دستورالعمل ساده که 40درصد نما باید آجر باشد، یک شکل مشخص پیدا کرده است، اما ما در مشهد تقریبا چنین موضوعی نداریم.
دیگر موضوعی که محسنی بیان کرد، بحث مصالح مربوط بود. از دید او بهدلیل نداشتن متولی، معماری ما درزمینه مصالح کار هدفمندی انجام نداده است و همه مصالح وارداتی است: «ما در مشهد به اندازهای سنگ اصفهان مصرف میکنیم که خود اصفهانیها مصرف نمیکنند.»
نشانی برای معماری
محمدهادی مهدینیا، رئیس کمیسیون عمران شورای شهر مشهد، نیز این جلسه را فتح بابی در بحث معماری معاصر شهر مشهد و شناخت جریانشناسی آن با استفاده ار نظرات صاحبنظران دانست و ابراز امیدواری کرد برگزاری این جلسات گفتوگو بتواند آشوبی ایجاد کند تا در حوزه اجرا اتفاقی رخ دهد.
او در این نشست از ارائه درخواستی برای شکلگیری خانه گفتوگوی شهرسازی و معماری در شهر خبر داد؛ خانهای که مستقل از شورای شهر همیشه باقی بماند.
مهدینیا همچنین از مصوب شدن مصوبهای در شورای شهر تحت عنوان نشان شهر در حوزههای چندگانه سطح مشهد خبر داد. بهگفته او، یکی از این دستهبندیها هنر و یکی از زیرمجموعههایش معماری است.
رئیس کمیسیون عمران شورای شهر مشهد ادامه داد: من امیدوارم جایزه معماری سال شهر مشهد را، زیرمجموعه این نشان شهر بتوانیم تعریف کنیم تا از این طریق، معماریهایی که میتوانند جریانساز باشند و ممکن است در کوچهپسکوچههای شهر گم شوند، در یک فرایند مشخص درقالب این مجموعه مصوب نشان شهر، تحت عنوان جایزه معماری سال شهر مشهد، ماندگار شوند.
گفتوگو روزنامه شهرآرا با محمدمنصور فلامکی را بهزودی در صفحه هنر خواهید خواند.