المیرا منشادی - کمرکش کوچه باریک بهجت3 یا همان ساسان که از یک طرف به چهارراه شهدا و از طرف دیگر به خیابان آیتا... شیرازی میرسد، خانه تاریخی اکبرزاده، میراث محمدسعید و علی اکبرزاده، هرچند زخمی و شکسته هنوز پابرجاست. خانهای قدیمی که در حصار برج و باروهای مدرن و اسکلت فلزی مانده و گرد ویرانی روی آن نشسته است. این خانه تا قبل از آتشسوزی دهه 60 که به مخروبه و متروکه تبدیل شود، مسکونی بوده و نوادههای اکبرزاده در آن ساکن بودند.
خانه در مقایسه با سایر خانههای تاریخی که در معرض تخریب و ویرانی هستند، پابرجاتر است اما آجرکاریهای ریخته و تخریب شده نمای بیرونی و همچنین آجرهای به شکل دندان موشی شکسته در نزدیک طاق آن، نشان از بنیه ضعیف خانه میدهد.
با این همه، موضوعی که باعث شد خانه تاریخی اکبرزاده این هفته موضوع گزارش ما شود، نصب پلاک برای این خانه به جهت حفظ پیشینه تاریخی آن بود.
اوضاع نابسامان
انتهای بهجت3، کوچه ششمتری ساسان قدیم، خانه تاریخی اکبرزاده که روزگاری جلال و شکوه خاصی برای خودش داشت و راوی روزگارانی از دوره قاجار بود، چشم همگان را به سمت خود میکشاند. با نگاهی به سردر ورودی خانه و کاشیکاریهای زیبای ورودی به دوران هنر ناب ایرانی – اسلامی سوق داده میشوی، اما آجرکاریهای ریخته و طاق شمسی زیبای آن که نیاز به مرمت و بازسازی دارد، گذر بی مهر سالها را بر پیکره خانه نشان میدهد.
با این همه، آنچه از لابهلای پنجره شکسته و شکاف در دیده میشود، تلی از خاک، الوارها، تختهچوبها و خار و خاشاک است و به دلیل تنگی کوچه و عبور خودروها بخشی از پایههای آجرکاریشده دور طاق خانه نیز تخریب شده و چهارچوبهای چوبی پنجرههای بیرونی خانه نیز بنیه خود را از دست داده و تنها به یک لولا وصلاند و هر لحظه خطر سقوط را دارند. مالک برای جلوگیری از ورود و خروج افراد ناباب و معتاد، درِ چوبی خانه را با 2 میله آهنی مهر و موم کرده است.
در طرح مصوب خانه تاریخی اکبرزاده هنوز تعیین کاربری نشده و پیشنهاد کاربری در بستر تاریخی اثر از سوی این سازمان به مشاور طرح اعلام شده است.
بزازی که خانه چارقدوز را خرید
همسایهها، غلامحسین اکبرزاده را مالک اصلی خانه میدانند؛ درحالیکه به گفته محمدسعید اکبرزاده، پسر غلامحسین اکبرزاده، این خانه متعلق به حاجآقا چارقدوز بوده است.
اکبرزاده میگوید: فردی متمول به نام حاج عبدالجواد چارقدوز که شغلش چارقدوزی بوده، خانه را در دوره قاجار ساخته است. میگویند حاجآقا فردی بسیار باسلیقه و باذوق بوده و به هنر بسیار علاقه داشته است. پدرم میگفت که او خانهاش را به دست یک معمار روسی – ایرانی داده و خودش برای نظر دادن هر روز بر سر ساختمان میآمده است.
تزئینات 2 حیاط تودرتو که در اصطلاح آن زمان اندرونی و بیرونی میگفتند، از ویژگیهای منحصربهفرد خانه محسوب میشده و اکبرزاده در اینباره میگوید: هنوز حیاط کوچک خانه که اندرونی بود، پابرجاست اما از سنگهای مرمر و کاشیکاریهای زیبای خانه بعد از آتشسوزی دهه 60 هیچ خبری نیست. خانه بعد از آتشسوزی دیگر قابل سکونت نبود و ما هم به همین دلیل از آنجا نقل مکان کردیم.
اکبرزاده از شاهنشین و اتاقهای بزرگ خانه یاد میکند و ادامه میدهد: خانه در زمانی بسیار زیبا و در بین خانههای اطراف تک بود. شاهنشین آن بسیار هنرمندانه ساخته شده بود و اتاقهای بزرگ و دلبازی داشت. وقتی وارد خانه میشدی، میتوانستی روح تجملگرا و باشکوه سازندهاش را در جایجای خانه با معماری خاص و زیبایش ببینی. پدرم میگفت برای ساخت این خانه در زمان خودش 10هزار تومان مصالح خریده شده و هزینه دستمزد معمار و بناهای آن 24 هزار تومان شده بود.
پلاک تاریخی خانه اکبرزاده
درحالیکه خانه اکبرزاده این روزها نه قابل سکونت است و نه حتی سازمان میراث فرهنگی برای آن فکری برمیدارد، شهرداری مشهد برای حفظ هویت و پیشینه تاریخی آن اقدام به نصب پلاک تاریخی برای این خانه کرده است.
مهدی زارع، معاون شهردار و رئیس سازمان اجتماعی و فرهنگی شهرداری مشهد در آیین پردهبرداری از پلاک تاریخی خانه اکبرزاده نصب پلاک تاریخی را بسیار مؤثر عنوان میکند و میگوید: نصب پلاک تاریخی در ثبات، ثبت و نگهداری خانههای تاریخی و حس تعلق و افتخار هویتی به محله بسیار مؤثر است. ضمن اینکه دست سودجویان که فکر تغییر کاربری و تخریب بناهای تاریخی را دارند، کوتاه میکند.
حسن زمانیبیدختی بهعنوان مشاور مدیرکل و رئیس اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شهرستان مشهد نیز در این آیین ضمن اشاره به کمکاری سازمان میراث فرهنگی در حفظ و نگهداری بناهای تاریخی منطقه ثامن میگوید: متأسفانه ما در سازمان میراث هیچ برنامهای برای حفظ بناها و خانههای تاریخی نداریم و از همین روی هر روز شاهد تخریب یا خارج شدن پلاکهای ثبت ملی از فهرست میراث هستیم. البته اقدام شهرداری جای امیدواری دارد و جان تازهای در حفظ کالبد تاریخی و هویتی منطقه خواهد دمید.