از حرم تا محرم

  • کد خبر: ۵۷۸۸
  • ۰۴ مهر ۱۳۹۸ - ۰۸:۰۹
از حرم تا محرم
آداب و رسومی که مورد توجه سیاحان غربی بود

طوبی اردلان - سیاحان غربی هنگام ورود به مشهد تقریبا همه آداب و رسوم ما را با جزئیات و نکته‌بینی بسیار توصیف کرده‌اند اما جالب است بدانید که در میان آداب و رسوم گوناگون این خطه، مراسم «عزاداری در ماه محرم»،« سنت ازدواج»، «کفن و دفن مردگان در حرم» و« آداب ماه رمضان» برای آنان آن‌چنان شگفت‌آور بوده که بیشترین نوشته‌ها را به خود اختصاص داده است.

 

دیدار حرم
در دوران قاجار که غیر مسلمانان حق ورود به حرم را نداشتند، وامبریِ یهودی خودش را به شکل و شمایل مسلمانی زائر در می‌آورد و به صورت ناشناس وارد حرم می‌شود. او یکی از معدود سیاحان غیر مسلمانی است که توانسته‌است داخل حرم را ببیند و آن را توصیف کند: «داخل حرم پوشیده از جواهرات و تزیینات گرانبهاست، آن‌چنان که نمی‌توانستم از دیدن آن‌همه جواهر زیبا و کمیاب چشم بردارم. این‌ها را شیعیان مخلص به امام خود هدیه و پیشکش کرده‌اند. آنجا یک کلاه‌خود الماس با شمشیر و خنجرهای طلای زمرد‌نشان وجود دارد؛ دست‌بندها، گردن‌بندها و یک چلچراغ بسیار بزرگ که زیبایی‌اش تحسین‌کننده است. داخل و بیرون حرم چندان تفاوتی ندارند، یعنی زیبایی هر‌دو مکان در تعادل با هم قرار دارد. تنها چیزی که می‌توانم بگویم این است که زیبایی این مکان مقدس با تزیینات استادانه و جواهراتی که نمی‌توان بر آن‌ها قیمت گذاشت، حیرت‌آور است و دلالت بر درک بالای سازندگان و طراحان آن دارد. فرش‌های زیبای شرقی که در تار‌و‌پود آن الماس و سنگ‌های قیمتی بافته‌ شده است، مدام بر سر حیران کردن من با یکدیگر در رقابت بودند.»

 

عزاداری ماه محرم
سیاحان اروپایی مراسم سوگواری ماه محرم را به دلیل اهمیت آن در بین شیعیان بیش از سایر مراسم مذهبی در سفرنامه‌های خود انعکاس داده‌‌اند. رایس انگلیسی می‌نویسد: «در این ماه مراسم عروسی و جشن برگزار نمی‌شود. مردم بر سردر خانه‌ها پرچم‌های سیاه به نشانه عزا نصب می‌کنند و در اکثر منازل شهر مراسم روضه و عزاداری برپاست و مؤمنان برای ثواب، چای و قلیان رایگان می‌دهند.» موریس پرنو، جهانگرد فرانسوی که در دهه20 به مشهد سفر کرده است، از متوقف شدن فعالیت‌های عمومی و تعطیلی همه مکان‌ها حتی وزارتخانه‌ها می‌نویسد و شهر را ماتم‌زده توصیف می‌کند. لیدی شیل، همسر سفیر انگلستان، اما محرم را ماه استراحت ایرانیان می‌داند و می‌گوید: «این واقعه به قدری ایرانیان را تحت‌تأثیر قرار داده است که همه فعالیت خود را تعطیل می‌کنند. آنان داستان این اتفاق را به صورت نمایشی در کوچه و خیابان به اجرا در می‌آورند. البته در دوران گذشته انگلستان هم برای برگزاری شعائر مذهبی نمایش داشته‌اند و چقدر این آداب مذهبی به هم نزدیک‌اند.» دروویل هم از دسته‌های عزاداری و سینه‌زنی‌ای‌ یاد می‌کند که به صورت گروه‌های پنجاه‌نفری با لباس‌های پاره‌پاره «یا حسین گویان» در کوچه‌ها حرکت می‌کنند: «آنان گاهی دست و سینه خود را به طور وحشتناکی زخم می‌زنند و در کوچه و خیابان حرکت می‌کنند. این نمایش در حضور شاه و درباریان با تشریفات بیشتری انجام می‌شود. در مشهد مردم در روز دهم محرم لباس سیاه روزهای قبل را از تن در می‌آورند و کفن سفید می‌پوشند. من دیدم که ابتدا 2 صف از مردان که قمه و شمشیر به دست داشتند، در 2 سوی خیابان با آهنگ ملایمی به حرکت در می‌آمدند. سپس چهره اصلی مراسم در وسط و بین 2 صف هویدا شد، مردی که بدنش در زیر قمه‌ها، نعل اسب‌ها، عینک‌ها و خرت‌وپرت‌های دیگری که به آن متصل بود، پیدا نبود. یک جفت خنجر در قسمت جلوی سینه و پشت کمرش فرو رفته بود. مقدار زیادی نعل اسب به قسمت شانه‌هایش وصل شده و تعداد بی‌شماری قفل از پوست بدنش آویزان بود. بلافاصله در پشت سر این مرد، تعدادی از مردان که سرها را تراشیده و کفن سفید به تن کرده بودند، پدیدار شدند. »

 

مراسم کفن و دفن
کفن و دفن اموات در جوار حرم رضوی در نگاه سیاحان غربی یکی از شگفت‌آورترین آدابی است که دیده‌اند، تا آنجا که بیشترین نوشته‌ها درباره این رسم است. فریزر می‌نویسد: «مردم ایران به دلیل احترامی که برای حرم مقدس حضرت رضا(ع) قائل هستند، اموات خود را در این مکان مقدس به خاک می‌سپارند تا آنجا که متمولان ایرانی مبلغ گزافی برای دفن اموات خود در صحن‌ها و رواق‌های حرم می‌پردازند که بین 20 تا200 تومان برای دفن یک مرده متغیر است.» پولاک هم می‌گوید: «اجساد مردم ثروتمند و متدین بلافاصله پس از مرگ یا نبش قبر به یکی از اماکن متبرکه کربلا، مشهد، قم و یا شهر ری حمل می‌شود. قیمت هر مکان بسته به تقدس مکان و دوری و نزدیکی از بقعه متبرکه متفاوت است. برای انتقال جسد ابتدا آن را در نمدی می‌پیچند و با 2 میله از پهلو محکم می‌کنند. سپس جسد را به صورت افقی به روی قاطر می‌گذارند. معمولا کار حمل به عهده خود چهارپادار است ولی گاهی هم گروهی از خدمه و غلامان به همراه جنازه می‌روند. ما در اغلب سفرهایمان با کاروان حمل جنازه روبه‌رو می‌شویم. بویی که از فاصله دور از این اجساد متصاعد می‌شود، مثل زنگی، دوری یا نزدیکی آنان را خبر می‌دهد. البته برخی از ساربانان معمولا برای اینکه فساد نعش را به تعویق بیندازند توی تابوت مرده را پر از سیب می‌کنند، زیرا معتقدند که بوی خوش سیب گندی نعش را به تعویق می‌اندازد.» او همچنین در خاطرات خود توضیح می‌دهد که این رسم تنها به ایرانیان محدود نمی‌شود و تقریبا رسمی است که بین شیعیان تمام جهان رواج دارد، تا آنجا که گویا در دوره‌ای‌ جنازه‌های بسیاری از طریق دریا و با کشتی از هند به مشهد و کربلا فرستاده می‌شده است. او تعریف می‌کند که در یکی از این موارد، 300 جنازه را با کشتی از هند به ایران فرستاده‌اند اما گویا جنازه‌ها در راه دچار فساد می‌شوند. ناخدای کشتی هم برای جلوگیری از شیوع بیماری اجساد را به دریا می‌ریزد. بعد یک جواز کفن و دفن جعلی درست می‌کند و به صاحبان عزا می‌گوید که جنازه‌ها را برده و دفن کرده است اما چندی بعد حقیقت فاش و غائله‌ای ‌بر پا می‌شود. این رسم گرچه برای آنان عجیب است اما آن را منسوخ یا سیاه نمی‌دانند، به‌طوری‌که لیدی شیل می‌نویسد: «این رسمی‌ است که در سراسر جهان وجود دارد و تنها شکل برگزاری آن متفاوت است. در اروپا هم مرده را قبل از دفن آرایش می‌کنند و مقامات‌بلند پایه را در کلیسا به خاک می‌سپارند.» او حتی توضیح می‌دهد که رسمِ دفن اموات در کنار اماکن مقدس ربطی به ورود اسلام به ایران ندارد و پیش از این هم ایرانیان برای مردگان خود احترام بسیار قائل بوده‌اند و همیشه بهترین جایگاه یا آداب دفن را به نشانه احترام به کار
می‌برده‌اند.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.