پاییز فقط با خود برگریزان نمیآورد، فقط سوز و سرما هم نمیآورد، اندکی که با دقت بنگریم پاییز با خود یک بهار هم میآورد و آن بهار تعلیم و تربیت است، بهاری که برای سالها بهار و تابستان و پاییز و زمستان این مملکت را میسازد.
آنچه باید به طور اصولی در باب چگونگی کار تعلیم و تربیت بررسی شود از انتهای مسیری در خیابان تعلیم شروع میشود و در انتهای مسیری در خیابان تربیت به اتمام میرسد، اما اینجا صحبت ما از سیستم آموزش یا نحوه اصلاح آن نیست، بلکه قصد داریم تا به فرصتی اشاره کنیم که در همین بهار تعلیم و تربیت باید غنیمت شمرده شود.
اصولا شخصیت ما انسانها در دوران کودکی شکل میگیرد و موارد بسیاری در ساختار شخصیتی ما تأثیر دارند که بدون شک مورد نخست آن خانواده است، اما از خانواده که بگذریم همانطور که در دوران دانشآموزی یاد داده میشود، خانه دوم فرزندان این مرز و بوم مدرسه است. اما آیا مدرسه به آن عنوانی که فکر میکنیم و نمایان است فقط جایی برای درس خواندن است؟ پس چه زمانی و در چه مکانی قرار است کودک و نوجوان کشور ما آداب و فرهنگهایی را که لازمه حضور در جامعه است یاد بگیرد؟
بخشی از تربیت هر دانشآموزی آموختن فرهنگ صحیح به اوست، بنابراین دانشآموزانی که با آغاز ماه مهر راهی مدارس میشوند بهترین فرصت را برای فرا گرفتن فرهنگ درست زندگی در اجتماع دارند.
بخشی از فرهنگ زندگی، فرهنگ صحیح زندگی در شهر است، چرا که بخش عمدهای یا تمام مشکلات شهری ناشی از فرا نگرفتن آداب صحیح شهرنشینی از سوی شهروندان است، نخستین موضوعی که در این باره حائز اهمیت است و لازم است که مجموعه مدیریت شهری با ارتباط با آموزش و پرورش بهویژه در ابعاد مناطق پیگیری کند، آموزش فرهنگهای حمل و نقلی است که باید فرزندان امروزه فرا بگیرند تا در سالهای آینده کاری را که پدران و مادرانشان الان با شهر میکنند تکرار نکنند، اگر در راستای آموزش مباحث این حوزه برای دانشآموز امروز، زمان صرف شود، چند سال دیگر استفاده از مترو و اتوبوس و استفاده نکردن از خودرو تکسرنشین برای او موضوع عجیبی نیست و شاید فرصتی شود تا شهر هم مثل ما انسانها در آن زمان نفسی بکشد.
موضوع دیگری که بسیار هم برای مجموعه مدیریت شهری پرهزینه است، اقدامات حوزه خدمات شهری است، بخشی از اقدامات حوزه خدمات شهری به نوعی اقدامات دوبارهکاری ناشی از نداشتن آگاهی شهروندان است، به عنوان مثال جمعآوری زباله از در منازل باید یک بار در شبانهروز انجام شود اما حقیقت این است که به دلیل همکاری نکردن تعداد زیادی از شهروندان در زمان مقرر، لازم است این کار بیشتر از یک بار تکرار شود که مستلزم هزینه است، در حالی که میتوان در مسئله مدیریت شهری پا را از امروز فراتر گذاشت و با آموزشهایی از جمله تفکیک زباله شهروندان شهرمدارتری برای آینده تربیت کرد.
نکته دیگری که در بطن استفاده صحیح از فرصت آموزش قرار گرفته این است که میتوان دانشآموزان را سفیران شهر در هر خانواده دانست و از طریق آموزشهای فرهنگ شهروندی به آنها، فضای خانوادهها را با فرهنگ شهروندی بیشتر آشنا کرد.