در ستایش کلماتی که از گزند باد و باران در امان ماند

  • کد خبر: ۵۸۰۷
  • ۰۴ مهر ۱۳۹۸ - ۱۱:۱۷
در ستایش کلماتی که از گزند باد و باران در امان ماند
سید مسعود ریاضی رئیس کمیسیون توسعه و عمران شهرتوس

«شاهنامه فردوسی» بزرگ‌ترین اثر فارسی تاریخ است. منظومه‌ای گران‌بها که بیش از 50هزار بیت و سروده را در سینه پررمز و راز خود جای داده است. همان سینه که به امن‌ترین صندوقچه برای ثبت و پاسداری از اساطیر و افسانه‌های ایرانی تبدیل شده و امروز تمام آنان که دل در گرو فرهنگ، تاریخ و تمدن ایران و ایرانی دارند، بدان د‌ل‌بسته و عجین‌اند.
واژگان و ابیات آن از چنان شکوه، صلابت و درعین حال ظرافتی برخوردار است که بسیاری از بلندقامتان ادبی جهان چون «گوته» ، «کوپه» و «هوگو» را به وجد آورده و مستشرقان و دیلماج‌های بسیاری را مجاب به ترجمه این اثر جاودان کرده است. از این رو می‌توان گفت یادگار بزرگ حکیم توس از مهم‌ترین تابلوهای فرهنگی ما در جهان و از بزرگ‌ترین بسترها برای معطوف‌کردن توجه جهانیان به این خاک بوده و هست.
شاهنامه همچنین داستان‌ها و افسانه‌هایی را روایت کرده و در قلب رنگارنگش جای داده است که در فقدانش این افسانه‌ها که گاه به تاریخ پهلو می‌زنند برای همیشه از یادها می‌رفتند و ردشان در پستوهای نیمه روشن تاریخ گذشته گم می‌شد. پس شاهنامه پاسدار دلاور تاریخ، فرهنگ و دستاوردهای تمدنی ما نیز هست. آری، شاهنامه همه این‌ها هست اما همه این‌ها شاهنامه نیست.
در عظمت، اهمیت، شگرفی و هنرمندانه‌بودن شاهنامه، ایرانیان و جهانیان بسیاری گفته، نوشته و سروده‌اند و دریچه‌ای که من اما می‌خواهم بگشایم، موضوعی جز ارزش ادبی شاهنامه را در چشم‌انداز خود جای داده است. برای ورود به این حوزه، در ابتدا باید دید و بررسی کرد شاهنامه در چه مقطعی از زمان و با چه مختصات فرهنگی و اجتماعی، پدید می‌آید.
عصر فردوسی و شاهنامه زمانه استیلای ترکان آسیای میانه است، آثار علمی به زبان عربی نگارش می‌شوند و جامعه ایرانی هرگونه ارتباط و پیوندی با عقبه و تاریخ غنی و پرافتخار خود را از دست داده است، یعنی جامعه‌ای مستعد برای تن‌دادن به فرهنگ، سبک زیست و ادبیات بیگانه. در این فضاست که فردوسی برمی‌خیزد، قلم به دست می‌گیرد، می‌خواند، می‌سراید و عمر و جان نازنین خویش را به پای سرودن این منظومه بزرگ می‌ریزد تا قد بکشد، شاخ و برگ باز کند و بر فرهنگ و تاریخ یک ملت سایه بگستراند. چنان که از باد و باران‌ و گذر تاریخ مصون بماند.
به زعم بنده بیش و پیش از هر چیز، این مهم، بزرگ‌ترین خدمت شاهنامه است به جامعه‌ و ملتی بزرگ و تمدن‌ساز که در امتداد یورش‌، نفوذ و ایلغارهای تاریخ فرسوده شد، شکست، صدمه دید اما از پای درنیامد.
موضوعی که «حسنین هیکل» اهمیت و عظمت آن را درمی‌یابد. آن‌گاه که از نبود پیوند جامعه امروزین مصر با تاریخ و فرهنگ قبطی خویش گلایه می‌کند و علت تداوم نداشتن پیوند فرهنگی، تاریخی و زمانی جامعه خویش را نبود بزرگانی چون «فردوسی» در جامعه و تاریخ مصر می‌داند.
آری فردوسی، اهورا مردی که از یک نقطه تاریخ بیرون آمد و بر پاسداری از میراث فرهنگی و تاریخی ملت خویش این چنین پا‌یوری کرد و دغدغه خویش را در دیگران نیز انتشار داد.
آری، این دغدغه انتشار می‌یابد و سرایش شاهنامه شریان نهضت حفظ میراث تمدن ایرانی را روح و جان جدیدی می‌دمد. از آرزوها، افسانه‌ها، خاطرات، آیین‌ها و مرزهای مشترک می‌سراید و به یکی از کلیدی‌ترین عناصر تکوین هویتی و دولت-ملتی ایران در طول تاریخ تبدیل می‌شود.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.