ضرورت آگاهی از نتایج ناخواسته

  • کد خبر: ۵۹۷
  • ۰۱ تير ۱۳۹۸ - ۰۵:۲۶
ضرورت آگاهی از نتایج ناخواسته
عباس عبدی تحلیلگر اجتماعی و سیاسی

شاید با قاطعیت بتوان گفت که تحلیل و فهم جامعه و مسائل آن موضوعی سهل و ممتنع است. هرکس به راحتی درباره مسائل و امور جامعه و شیوه حل آن اظهار نظر می‌کند؛ به‌ویژه آنکه بسیاری از گزاره‌های آن در حدی شیوع دارد که نوعی اتفاق نظر عمومی را به ذهن متبادر می‌کند. برای نمونه کافی است که بخواهیم جرم کم شود، بلافاصله دستور تشدید مجازات صادر می‌شود. بعد هم زحمت فکر کردن به این نکته را به خود نمی‌دهیم که اگر با تشدید مجازات، جرم از میان می‌رفت، تا کنون حتما جرم از جامعه بشری رخت بسته بود. یا فکر نمی‌کنیم که اگر این گزاره درست بود جوامعی که مجازات‌های شدیدتری دارند، باید جرائم کمتری داشته باشند و بر عکس؛ در‌حالی‌که واقعیت جز این است. یکی از اهداف دانش و علم جامعه‌شناسی این است که ما را به نتایج و تبعات سیاست‌های اجتماعی آگاه کند. تبعات و نتایج ناخواسته‌ای که به وفور دیده می‌شود. در واقع این علم به ما نشان خواهد داد که اگر برای گریز از وضعیتی مجبور شویم سیاست ویژه‌ای را انتخاب کنیم، چه بسا ممکن است که این سیاست، ما را با سرعت بیشتری به آن وضعیت نامطلوب نزدیک‌تر کند. گویی که روی یک دایره قرار داریم که برای فرار از نقطه معینی در روی دایره از آن دور می‌شویم، غافل از اینکه دیر یا زود به آن نزدیک‌تر خواهیم شد. پیدا کردن این فرایندها و شناخت و تحلیل آن‌ها بسیار مهم است.
برای نمونه اجازه دهید از حوزه فنی آغاز کنیم؛ حوزه‌ای که در آن کمترین احتمال را در شکل‌گیری این مشکل می‌دهیم. یکی از کارکردهای ساختن سد، جلوگیری از سیل است. این کارکرد آن‌قدر بدیهی و روشن است که به قول معروف تصورش موجب تصدیق می‌شود. هنگامی که سیل می‌آید، با وجود سد، تمامی سیلاب پشت سد آرام می‌گیرد و این مسئله منجر به افزایش آب سد می‌شود و اجازه نمی‌دهد مناطق زیر سد دچار سیل شوند، ضمن آنکه آب‌های سیل ذخیره می‌شوند؛ ولی قضیه به این سادگی نیست، زیرا در میان‌مدت و بلندمدت ممکن است همین سد موجب افزایش خسارت سیل شود، چون هنگامی که سد ساخته می‌شود، جلوی سیلاب‌های سالانه و عادی در زیر سد گرفته می‌شود، رودخانه و کل منطقه زیر سد دچار تغییر می‌شود، به دلیل رسوب، توان عبور آب از رودخانه برای مواقع سیلابی کمتر می‌شود، تأسیسات بیشتری در حریم رودخانه ساخته می‌شود و الی آخر. ولی اوضاع همیشه همین طور نمی‌ماند. پس از یک دهه یا 2 دهه، سیل بزرگ‌تری می‌آید که حجم سد ظرفیت نگهداری آن را ندارد، مثل اتفاقی که امسال در گلستان و خوزستان رخ داد. در چنین شرایطی وجود سد مانع جدی سیل نیست، بلکه سد سرریز می‌شود و همه آب را باید عبور دهد ولی رودخانه و مناطق زیر سد دیگر چون گذشته ظرفیت عبور این حد از آب را ندارند و ابعاد خسارت و سیل به یکباره افزایش پیدا می‌کند. چرا؟ به این علت که مناطق زیر سد به مرور زمان خود را با وضعیت عادی سد تطبیق می‌دهند و این مسئله موجب می‌شود که توان مقابله آن‌ها با سیل‌های بزرگ کمتر و کمتر و خسارات احتمالی بیشتر و بیشتر شود.
نمونه دیگر ساخت بزرگراه است. هنگامی که به ترافیک خیابان نگاه می‌کنیم به شکل ساده‌انگارانه‌ای به این نتیجه می‌رسیم که اگر به جای آن خیابان معمولی، یک بزرگراه یا یک پل بزرگ یا یک تونل وجود می‌داشت، ترافیک به کلی از میان می‌رفت. ولی با ساخت این‌ها می‌بینند که ترافیک کمتر نمی‌شود، بلکه بیشتر هم می‌شود، زیرا توجه نداریم که وقتی رفت‌و‌آمد روان می‌شود بلافاصله خودروهای بیشتری وارد خیابان می‌شوند و همین امر دوباره ترافیک را به وضع قبلی یا حتی بدتر برمی‌گرداند.
این فرایند در حوزه امور فرهنگی و سیاسی بسیار بیشتر دیده می‌شود. نمونه مهم آن استفاده از رسانه است. هر فرد یا گروه یا حکومتی علاقه دارد که مؤلفه‌های قدرت از جمله رسانه‌ها را در اختیار خود داشته باشد. ولی مشکل از آنجا آغاز می‌شود که کاربرد رسانه با محدودیت‌های خاص خود همراه است، همان‌طور که بریدن چوب با کارد آشپزخانه ممکن است ولی به سرعت آن را کُند و از دایره استفاده خارج می‌کند، رسانه نیز هنگامی کارآیی دارد که حد معقولی از بی‌طرفی و آزادی را داشته باشد. اگر یک نظام سیاسی با شدیدترین شیوه‌های سانسور از رسانه استفاده کند، کاری جز تخریب آن رسانه نکرده است و فقط هنگامی متوجه این مشکل می‌شود که نیاز به آن رسانه دارد ولی در می یابد که رسانه‌اش فاقد کارآیی است و هیچ دردی از او را درمان نمی‌کند.
نمونه‌های فرهنگی پیچیده‌تر است. فشار حکومت پهلوی برای برداشتن حجاب در میان‌مدت و بلندمدت نتیجه عکس داد و این وضع امروز به گونه دیگری در حال انجام است. کوشش برای شیرفهم کردن دانش‌آموزان از طریق کتاب‌های آموزشی، امروز نتیجه کاملا معکوسی را به بار آورده است. کوشش‌های رسمی و حکومتی برای حفظ اصالت ارزش‌ها و نیروهای انقلابی منجر به حذف جوانان از گردونه امور و دور شدن بیشتر نسل جدید از آن آرمان‌ها شده است. آیا کسی آمادگی درس‌آموزی از این وضع را دارد؟ گمان نمی‌کنم. شاید هم هست ولی بنده نمی‌بینم.

 

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.