میگوید: برای سازمانمان یک مدیر روابطعمومی میخواهیم، کسی را سراغ نداری؟
میگویم: جوانی بسیار توانمند و لایق هست که خیلی هم خوشاخلاق و خندهرو است و تحمل و صبر زیادی هم دارد و همه به صداقت و درستکاری میشناسندش و او را امین میدانند، اما نمیدانم برای فضای کاری شما مناسب باشد یا نه، چون موهایش بلند است و آنها را روغن میزند و خیلی بهظاهر و تیپش اهمیت میدهد و کلی هم برای عطر و اودکلون خرج میکند و به لباس مرتب و تمیزش میرسد! میگوید: میدانی که محیط سازمان ما خیلی مذهبی است و طبیعتا این سر و شکلی که تو تعریف میکنی با آن مجموعه خیلی سازگار نیست، ولی حالا شاید بتوانیم قانعش کنیم که موهایش را کوتاه کند! چون فضای عمومی بروبچههای ما بیشتر جوّ رفقای هیئتی و حزباللهی است و حالوهوایشان اینطوری نیست.
ادامه میدهم که راستش دور و برش هم آدمهای مختلفی هست و با همهجور آدمی کنار میآید. موضع اعتقادی قاطع و شفاف و صریحی دارد، اما روابطش خیلی وسیع و متنوع است و بعضی رفقایش چندان مثل خودش نیستند. بعد میگویم: البته مشکل دیگری هم درباره بستگانش هست که فکر نمیکنم راهحلی داشته باشد! دوتا از عموهایش از سران ضدانقلاب هستند که پرونده سنگین دارند! میگوید: این موضوع را اصلا نمیشود کاری کرد؛ چون جواب استعلام از همان اول معلوم است!
میگویم: بله، میفهمم، شما حق دارید؛ چون محیط کارتان خیلی مذهبی است، چنین آدمی به درد شما نمیخورد! اما آیا میدانی تمام اوصافی که من گفتم، خصوصیات رسول خدا صلىا... علیه و آله بود؟
نگاهم میکند و دیگر چیزی نمیگوید!
هردو سکوت میکنیم!