پاکبان مسجدساز

  • کد خبر: ۶۲۴۸
  • ۱۱ مهر ۱۳۹۸ - ۱۰:۱۱
پاکبان مسجدساز
گزارشی از مسجد امام‌ هادی (ع) که بانی زمین و ساختش یک رفتگر شهرداری است

ملک خانی
خبرنگار شهرآرا محله

سال‌های دور، آن زمان که هنوز مجتمع‌های تجاری در اطراف حرم مطهر سر بیرون نیاورده بودند و مردم محله پایین‌خیابان را به نام این مجتمع‌های تجاری نمی‌شناختند، مسجد امام هادی (ع) نام و آوازه این محله بود.
این مسجد قدمتی نزدیک به ۷۰ سال دارد و یکی از خیرین محل آن را وقف کرده است. وقفی که محمودآبادی از خود به جا گذاشت روایتی بسیار خواندنی دارد، تا نشان دهد یک پاکبان هم می‌تواند نامش را ماندگار سازد.

زمین هدیه؛ مسجد شد
«محمدعلی محمودآبادی پاکبان بود و به پاس خدمتش از طرف شهرداری زمینی هدیه گرفت، اما او زمین را با خدا معامله کرد. همین معامله بعد از حدود ۷۰ سال برای پدربزرگم باقیات‌الصالحات شد.»
جعفر محمودآبادی که این روز‌ها بعد از ۲ نسل، متولی ارثیه پدربزرگش است، صحبت‌هایش را با همین جمله شروع می‌کند و با گریزی به گذشته تعریف می‌کند: پدربزرگم متولد ۱۲۹۸ و اصالتا بیرجندی بود.
تا دوره جوانی در بیرجند بود و بر روی زمین پدرش کار می‌کرد. بعد از مدتی به مشهد آمد و برای ارادتی که به آقا امام‌رضا (ع) و زوارش داشت، پاکبان شد. می‌خواست زیر پای زائرانش را جارو کند و اجرش را نه با حقوق ماهیانه، بلکه با نظر لطف آقا بگیرد. سال ۱۳۳۰ به پاس خدماتی که پدربزرگم انجام داده بود، از طرف شهرداری زمینی به او هدیه دادند.
زمین را به پاکبان‌ها داده بودند تا برای خودشان خانه بسازند، اما پدربزرگم خانه داشت و همان روزی که زمین را گرفت، در دلش نذر کرد زمین را بسازد و مسجدش کند. بعد‌ها برایمان تعریف می‌کرد همیشه دلش می‌خواسته خانه‌ای برای خدا روی زمین بسازد و برای همین زمین هدیه را فرصتی از سوی خدا دانسته و وقف مسجد کرده است.

مسجد، یک خاندان را خانه‌دار کرد
همه فامیل به محمدعلی می‌گفتند که زمین را خانه‌ای برای خود بسازد و ارثیه‌اش کند برای آیندگانش، اما او در حال و هوای دیگری بود. جعفر ادامه می‌دهد: روزی که پدربزرگم تصمیمش را با برادر و خواهرهایش مطرح کرد، همه او را نصیحت کردند که زمین را بسازد و برای خود و فرزندانش ارث بگذارد.
حتی به او پیشنهاد دادند که زمین را تبدیل به ملک تجاری کند و تجارتی برای خود دست و پا نماید، اما پدربزرگم می‌گفت خدا کسی را که برایش خانه می‌سازد بی‌خانه نمی‌گذارد و گوشش بدهکار این حرف‌ها نبود. یک روز به شهرداری می‌رود و می‌گوید مساحت زمین را بیشتر کنند تا او بتواند مسجد بزرگ‌تری بسازد، مسئولان هم با تشویق و ترغیب این امر خداپسندانه‌اش ۲۵۰ متر دیگر به او زمین می‌دهند.
از فردای آن روز پدربزرگم بعد از اتمام ساعت کارش مسجدش را می‌ساخت. مسجد امام هادی (ع) تنها مسجدی نبود که پدربزرگم وقف کرد. ۲ مسجد دیگر هم هست که مساجد وقفی پدربزرگم هستند، اما نکته جالب اینجاست که تا به امروز کسی از خاندان پدربزرگم بی‌خانه نمانده است.

مزاری در شبستان
دو متر از زمین ۵۰۰ متری وقفی سند دارد، سند این دو متری به نام محمدعلی محمودآبادی است.
نوه محمودآبادی ماجرای این ۲ متر را این‌گونه تعریف می‌کند: تا چند سال قبل از فوت پدربزرگم ما هم حکمت آن را نمی‌دانستیم، اما هرشب جمعه که می‌شد همراه پدربزرگم به مسجد می‌رفتیم و روی همان ۲ متر از زمین، پدربزرگم نماز و قرآن می‌خواند و ساعت‌ها گریه می‌کرد. چند روز قبل از فوتش به پدرم می‌گوید که آن ۲ متر را برای مقبره خودش در نظر گرفته است. بعد از فوتش همین قسمت مزار پدربزرگم شد.
البته سال ۱۳۸۰ که قرار شد بولوار امیرالمؤمنین (ع) کشیده و مسجد امام‌هادی (ع) تخریب شود، این مزار و موقعیتش وسط خیابان افتاد. از دفتر رهبری کسب تکلیف کردیم، دفتر ایشان گفتند که باید قبر بتن‌ریزی و جا‌به‌جا شود، و زمانی که مسجد ساخته شد به مسجد جدید منتقل شود. بعد از ساخت مجدد مسجد، قبر پدربزرگم را شهرداری بتن‌ریزی و به شبستان مسجد منتقل کرد.

مسجد محل درآمد ندارد
جعفر محمودآبادی از بدون درآمد بودن مسجد می‌گوید و می‌افزاید: مسجد اولی چند مغازه برای تأمین مخارج داشت، اما بعد از تخریب و تجمیع شدنش با مسجد درویش‌ها، در مکان جدید (امیرالمؤمنین (ع) ۲) ۱۰۰ متر در ازای مغازه‌ها به زمین مسجد اضافه شد. به ما گفتند که از زیرزمین مسجد برای تأمین امور مسجد استفاده کنید، اما این موضوع هم بعد از مدتی منتفی شد و اکنون امور و هزینه‌های مسجد را متولی و نذر و خیرات مردم تأمین می‌کند.
گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.