در تنش میان نظامیان خراسان به سرکردگی کلنل محمدتقی خان پسیان با دولت مرکزی در روزگار نخستوزیری احمد قوامالسلطنه در سال 1300 خورشیدی، پای پرآوازهترین مجموعهدار نسخههای خطی و آثار تاریخی و بزرگترین واقف تاریخ معاصر ایران به میان میآید که با وجود پرهیز دوراندیشانه از حضور در مناسبات سیاسی کوشید برپایه دوستداری کلنل جوان از یکسو و پیوند احترامآمیز با نخستوزیر از سوی دیگر، نقشی میانجیگرانه بر دوش گیرد. حاج حسین آقا ملک، بنیانگذار و واقف کتابخانه و موزه ملی ملک اما آنگونه که دوست میداشت نتوانست جان محمدتقی خان پسیان را از آن هنگامه بیرون بَرد. حاج حسین آقا ملک، پس از درگذشت پدر نیمی از دارایی افسانهای او را به ارث برد. او در پی اداره زمینهای گسترده پدری در خراسان، همچنین به بیان خویش، به دلیل شیفتگی به «بارگاه ملایکپاسبان حضرت علیبن موسیالرضا (ع)»، با آن دیار پیوندی ناگسستنی یافته بود، در میانه واپسین دهههای سده سیزدهم و نیمه نخست سده چهاردهم خورشیدی از رجال بانفوذ، پرآوازه و خوشنام خراسان و شرق ایران به شمار میآمد. او که آرمانی دگر بر بنیاد فرهنگ در سر داشت، همواره کوشید «بار شیشه» فراهمآمده از دههها کوشش در گردآوری نسخههای خطی و آثار تاریخی این سرزمین دیرینه را تندرست به مقصد برساند. ورود میانجیگرانه او به هنگامه تنش میان محمدتقی خان پسیان و دولت مرکزی اما از کمشمار رخدادهای سیاسی به شمار میآید که حاج حسین آقا ملک در روزگار عمر دراز خویش بدان تن داده بود و بیشتر به نظر میآید برپایه دوستی و دوستداری محمدتقی خان، تا نقشآفرینی و جاهطلبی سیاسی بوده باشد. دکتر باقر عاقلی در کتاب «میرزا احمدخان قوامالسلطنه در دوران قاجاریه و پهلوی» حاج حسین آقا ملک را شخصیتی در میان رجال شهر مشهد برمیشمرد که «در فکر التیام روابط کلنل با مرکز بود». عاقلی از جایگاه محوری حاج حسین آقا ملک در مذاکره میان دولت مرکزی و پسیان سخن رانده، در اینباره مینویسد: «محور مذاکره با کلنل در دست همین حاج حسین آقا بود. در آن مذاکرات ملک توانست کلنل را مجاب کند و موافقت او را مبنی بر خروج بر دولت مرکزی را ابلاغ کرد». علاقه ملک به محمدتقی خان تا آنجا بود که به تعبیر عاقلی «تلگرافی از جانب خود به قوام مخابره کرد و ضمن تشریح اوضاع و احوال خراسان بهویژه مشهد، متذکر شد که کلنل از بیمهری وی به هراس افتاده و معتقد است که از او انتقام خواهد گرفت». او سپس به نخستوزیر پیشنهاد میدهد «بهتر است به هر ترتیبی که قوام صلاح بداند در رضایت خاطر کلنل بکوشد». احمد قوامالسلطنه به گواهی منابع تاریخی به حاج حسین آقا مأموریت میدهد «کلنل را از این خیالات واهی منصرف کند». ملک، در جایگاه یکی از بانفوذان منطقه خراسان و شرق ایران آن روزگار، هرچند به نظر میآید به خواسته دولت مرکزی به میانه این هنگامه وارد شد اما علاقه شخصی وی به محمدتقی خان پسیان در این زمینه بیتاثیر نبود، از آنروی که پس از کشتهشدن پسیان، به روایت منابع و گواههای تاریخی «همیشه از احساسات کلنل تجلیل مینمود و تاسف داشت چرا نصایح او را نپذیرفته است». او با سفر به قائنات کوشید با امیر شوکتالملک علم حکمران قائنات و سیستان در جایگاه نماینده دولت مرکزی مذاکره کرده و با میانهداری زمینهای را فراهم آورد که به تصریح باقر عاقلی «هر طور مصلحت اقتضا کند کلنل را از ایران خارج سازند». هندوستان مقصدی بود که برای کوچ ناگزیر محمدتقی خان مناسب و در دسترس به نظر میآمد. کوششهای حاج حسین آقا ملک اما به تحریک پارهای بدخواهان فرجام نیک نیافت. منابع تاریخی به نقش مهدی معتصمالسلطنه فرخ کارگزار خراسان در جایگاه «مشاوری نادان و مغرض» اشاره کردهاند که «زحمات ملک را هدر داد.»