امیری - «داخل کوچه ما، واقع در خیابان شهید صدوقی، چند خانه به انبار لوازم چوبی تبدیل شده است. گاه از داخل خانه ها بوی گاز می آید. انگار در آنجا از کپسول گاز استفاده می شود. نگرانیم نکند آتش سوزی اتفاق بیفتد.»در راسته خیابان شهیدصدوقی فروشگاه های بزرگ مبلوسرویس های چوبی 2 طرف خیابان را گرفته اند. وقتی داخل چند فروشگاه می رویم، اثری از انباری داخل فروشگاه ها نیست و طبیعتا هر فروشگاه باید انبار جداگانه ای برای خود داشته باشد و احتمالا کوچه های اطراف محل مناسبی برای این انبارها هستند. بهترین راه برای سردرآوردن از وضعیت این انبارها ورود به آن هاست. وقتی به یکی از فروشگاه ها می رویم و بیشتر از یک کمد چوبی سفارش می دهیم، فروشنده شاگردش را راهی انبار می کند تا ببیند چند کمد در انبار وجود دارد. بهترین فرصت است تا همراه شاگرد مغازه به انبار برویم.
برای رفتن به انبار از خیابان شهید صدوقی می گذریم و به یکی از کوچه های فرعی اطراف می رویم. مرد کلید را در قفل درِ خانه ای می اندازد و آن را باز می کند. یک محوطه کوچک با باغچه ای خشکیده و بعد از آن در ورودی خانه که آن هم قفل است. داخل خانه، اجناس چوبی روی هم انباشته شده ،یا کنار هم قرار گرفته اند. فضاهای خالی را نیز اجناس کوچک تر مثل میزها و کمدهای کوچک تر پر کرده است. به سختی از فضای بسیار باریک میان اجناس عبور می کنیم و به فضایی می رسیم که یک گاز پیکنیک، چند ظرف غذا و یک بخاری برقی در میان اجناس قرار دارد. با نوک پا به کبریتی که کنار پیکنیک افتاده است ضربه می زنم. شاگرد مغازه می گوید: می بینید، این نگهبان ما بساط غذاخوردنش را هم جمع نکرده است. در دلم می گویم اگر همکار این آقا که ظرف ها را از روی زمین برنمی دارد یک وقت بی احتیاطی کند و گاز را باز بگذارد، یا بدون اینکه متوجه باشد شعله گاز خاموش شود، چه فاجعه ای رخ می دهد!
از انبار خارج می شویم و همان جا با شاگرد مغازه خداحافظی می کنیم و به سمت چند نفر از ساکنان خانه های اطراف انبار می رویم. مرواریدی، از ساکنان نزدیک به این انبار، در ابتدا از مزاحمت های فراوان این محل و رفت وآمد زیاد در آن می گوید و بعد در میان حرف هایش به خطر پنهان آن هم اشاره می کند. می گوید: همه اجناس داخل این انبار چوب است. می دانید یعنی چه؟ یعنی کافی است اتفاقی بیفتد. خود انبار و اجناس داخلش هیچ، حتی فرض کنیم کسی هم داخلش نباشد تا جانش به خطر بیفتد اما اگر این همه جنس آتش بگیرد شعله هایش فروکش کردنی نیست. اول از همه خانه من که به این انبار چسبیده است در آتش می سوزد. دشتی که پسر جوانی از ساکنان است، نیز می گوید:خانم من داخل این انبارها را دیده ام. همه سیم های برقشان اتصالی دارد و سال هاست کسی در آنجا زندگی نکرده است. کافی است سیمی جرقه بزند و وسایل گرمایشی آن مشکلی داشته باشد. یکی از اهالی خطاب به پسر جوان می گوید: یادت نیست سال گذشته یک انباری در خیابان امت آتش گرفته بود و جوانی در آن سوخت؟
انبارهای فرسوده چرم در بولوار امت
بولوار امت مقصد بعدی ماست، محلی که خیابان های اصلی و فرعی آن را فروشگاه های چرم مصنوعی و تولیدی های کفش تشکیل می دهد. وقتی به این محل می رویم نشانی چند انبار چرم مصنوعی را پیدا می کنیم. یکی از انبارها خانه ای کوچک با در فلزی یک لت است و هیچ فرقی با دیگر خانه های اطراف ندارد. بامدادی، بانوی ساکن در خانه همجوار این انبار، می گوید: از بوی چرم مصنوعی که همیشه باعث سردردمان می شود بگذریم همیشه نگران حادثه هستیم. او به حادثه ای که چند سال پیش در یکی از انبارها اتفاق افتاده بود اشاره می کند و می گوید: هیچ نظارتی روی این انبارها نیست و کاملا مخفی هستند. اصلا کسی غیر از صاحبان اجناس از وجود آن ها باخبر نیست. برای همین وقتی یک بار به آتش نشانی زنگ زدیم و خواستیم برای بررسی موضوع ایمنی آن به اینجا بیاید گفتند اجازه ندارند وارد ملک شخصی دیگران شوند.
بوی خطر در انبارهای 17 شهریور
در کوچه پس کوچه های خیابان 17 شهریور تعداد زیادی انبار پوشاک قرار دارد. وقتی نشانی چند انبار را در کوچه های خیابان صدر می گیریم، ساکنان آن محل از تعداد زیادی انبار خبر می دهند که رفت و آمد و سر و صدایشان امان اهالی را بریده است. پروین، یکی از اهالی محل، می گوید: زمان تخلیه بار دیده ام همه اجناسی را که داخل انبار می برند در محفظه ای پلاستیکی هستند. این محفظه ها اشتعال زاست. او ادامه می دهد: این انبارها آتش زیر خاکستر هستند و کافی است حادثه ای در آن ها رخ دهد، آن وقت است که همه این کوچه را آتش می سوزاند. به گفته پروین افرادی که به این انبار رفت و آمد دارند مسائل ایمنی را رعایت نمی کنند. خیلی وقت ها معلوم می شود از داخل انبار بوی غذا می آید. این یعنی در آنجا آشپزی می کنند. می گوید: توی انباری که همه جایش را اجناس اشتعال زا پر کرده است روشن کردن آتش خیلی خطرناک است. سلطان پور، ساکن دیگر خیابان صدر، به نکته دیگری اشاره می کند و می گوید: درون هر خانه اجناس به شکل فشرده روی هم قرار می گیرند و احتمالا به لوله کشی های گاز خانه فشار وارد می کنند. یک شب در محل بوی گاز پیچیده بود و همه ما ترسیده بودیم یکی از این انبارها آتش بگیرد. خدارا شکر بعد از چند دقیقه بوی گاز قطع شد.
غفلت از انبارهای مخفی
آتش نشانی اولین گزینه برای پاسخ دادن به وجود این انبارهای غیر ایمن به نظر می رسد. وقتی با مدیر روابطعمومی، بینالملل و فرهنگی سازمان آتشنشانی و خدمات ایمنی شهرداری مشهد تماس می گیریم ، ماجرا شکل دیگری به خود می گیرد. آتشیار رضا حیدری با بیان اینکه موضوع انبارهای مخفی در دل بافت مسکونی موضوعی کاملا مغفول مانده است، می گوید: این انبارها موضوعی است که تا کنون از هیچ زاویه ای به آن ها پرداخته نشده است. به گفته حیدری، آتش نشانی کاملا از خطر بالقوه انبارهای مخفی آگاه است اما اصلا اجازه ورود به آن ها را ندارد، چرا که این انبارها غیررسمی هستند و جزو حریم شخصی محسوب می شوند.
دست بسته آتش نشانی
او در پاسخ به این سؤال که چرا سازمان آتش نشانی با وجود آگاهی از خطرات و حوادث پیش آمده در این زمینه پیشگام نمی شود می گوید: متأسفانه در بسیاری موارد دست آتش نشانی برای تصمیم گیری در ایمن سازی مکان ها بسته است و نمی تواند اظهار نظر کند، گرچه مدتی است دادستانی و دستگاه قضایی در این زمینه همراهی بیشتری میکنند. این موضوع سبب شده تا وقتی حادثه ای اتفاق نیفتاده اجازه ورود به آن حادثه را نداشته باشیم.به گفته حیدری اتحادیهها باید هنگام بررسی مجوزهای هر واحد صنفی، انبار مورد استفاده آن ها را هم بررسی و مسائل ایمنی آن را در نظر بگیرند. در این صورت می توان برای ایمن سازی و نظارت بر این انبارها چاره ای اندیشید.
54 آتش سوزی در انبار
بر اساس آماری که رئیس کارگروه برنامه ریزی و توسعه سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرداری مشهد در اختیار ما می گذارد طی 6ماه نخست سال جاری از 175 انبار در سطح شهر مشهد بازدید پیشگیرانه انجام شده است که 14 انبار کاربری بسیار بزرگ و 161 انبار کاربری تجاری داشته اند. به گفته کاظم مقدسی، 36 درصد این انبارها در منطقه 6 شهرداری ، 16 درصد در منطقه 8 و 12 درصد در منطقه 5 شهرداری واقع شده اند. بر اساس این آمار در 6 ماه نخست سال جاری 54 آتش سوزی در حوزه انبارها اتفاق افتاده که 11مورد آن ها در منطقه 2 شهرداری بوده و 10مورد هم خارج از محدوده شهرداری قرار داشته است.
از وجود انبارها مطلع نیستیم
برای پیگیری موضوع با رئیس اتاق اصناف مشهد هم تماس می گیریم. محمود بنانژاد با بیان اینکه همه توصیه های ایمنی و تذکرات آتش نشانی هنگام ارائه مجوز و در جلسات پیش از دریافت پروانه کسب به صاحب هر واحد صنفی ارائه می شود، می گوید: صاحب هر واحد صنفی می داند در صورت بروز حادثه اولین کسی که آسیب می بیند خودش است و سرمایه خودش از بین می رود، بعد دیگران آسیب می بینند. بنابراین باید همه مسائل ایمنی را رعایت کنند و انبار هایشان دارای مجوز و استاندارد باشد.رئیس اتاق اصناف مشهد در بخشی دیگر از صحبت هایش می گوید: به طور کلی نه از وجود این انبارها مطلع هستیم و نه شناسه ای از آن ها برای ما ثبت می شود. بنانژاد در پاسخ به این سؤال که آیا قرار نیست با سازمان آتش نشانی برای شناسایی و بازدید از انبارهای مخفی سطح شهر رایزنی شود می گوید: تعاملات در حوزه های عمومی با آتش نشانی برقرار است اما راه مناسب تر استفاده صاحب واحدهای صنفی از سامانه ای با عنوان سامانه جامع انبارها و مراکز نگهداری کالا، برای ثبت انبارهاست. در واقع با ثبت شناسه بار، انبارهایشان را می توان پیگیری کرد.او با بیان اینکه اکنون حدود 40 هزار انبار استان در این سامانه ثبت شده است می گوید: با وجود فعال بودن سامانه همچنان بسیاری از افراد به دلیل نگرانی از پرداخت مالیات و... از ثبت انبارشان در آن جلوگیری می کنند.