سعید جلائیان
خبرنگار شهرآرا محله
گروه دوچرخهسواری ارادتمندان به امام رضا(ع) برای سومین سال پیاپی با دوچرخه راهی پیادهروی اربعین حسینی شدند. اولین سالی که این گروه به انجام این کار تصمیم گرفت تنها 12مرد در این مسیر رکاب زدند اما سال بعد گروه با 22رکاب زن به زیارت سالار شهیدان شتافت. امسال نیز به تعداد رکابزنان این گروه افزوده شد و 33رکابزن از سنین 25تا 70سال به شوق زیارت اهل بیت پیامبر راهی سفری شدند که معتقدند سختی و دشواری سفر آن را شیرین میکند.
پیش از عزیمت این گروه دوچرخهسوار به سراغ آنها رفتیم و با حاجیان سرپرست گروه درست در زمانی که توشه راهش را میبست به گفتوگو پرداختیم. حاجیان در ابتدا درباره مسیری که به وسیله این گروه با دوچرخه طی میشود به شهرآرا محله میگوید: ما در این سفر ابتدا همراه با دوچرخههایمان با قطار به خرمشهر میرویم و از آنجا به سمت نجف اشرف رکاب میزنیم. پس از زیارت امیرالمؤمنین(ع) گروه مسیر خود را به قصد زیارت امام حسین(ع) به سمت شهر کربلا آغاز میکند. در ادامه به سامرا و کاظمین خواهیم رفت. در مجموع این سفر ما 1300کیلومتر را در طول 20روز رکاب خواهیم زد.
پیر و جوان پا در رکاب امام حسین(ع)
سرپرست گروه دوچرخهسواری ارادتمندان امام رضا(ع) با اشاره به اعضای این گروه بیان میدارد: امسال در گروه ما جوانی با 25 سال سن و پیرمردی با 70سال حضور دارد. افزون بر آن 2جانباز دفاع مقدس و یک نفر که عمل قلب باز انجام داده است نیز همسفر ما هستند.حاجیان از سابقه این گروه در سفر به عتبات در اربعین حسینی اظهار میدارد: امسال در واقع هفتمین سالی است که اعضای این گروه توفیق حضور در راهپیمایی اربعین حسینی را بهدست میآورند. ما 4سال پیاپی همچون دیگر زائران پیاده در پیادهروی اربعین شرکت میکردیم اما در سفر چهارم یکی از اعضای گروه پیشنهاد داد برای یک سال این سفر را با دوچرخه انجام بدهیم که ما هم استقبال کردیم و اربعین سال بعد با دوچرخه راهی این سفر معنوی شدیم.
استقبال عراقیها از دوچرخه سواران
شهروند محله پروین اعتصامی از استقبال با شکوهی که در کشور عراق از این گروه میشود، میگوید: جدا از استقبالی که در کشور عراق از زائران امام حسین(ع) در اربعین میشود، زمانی که 3سال پیش برای اولین بار با دوچرخه راهی این سفر شدیم آنقدر این سفر تأثیرگذار و همه چیز خوب بود که تصمیم گرفتیم در سالهای بعد نیز با دوچرخه به این سفر برویم. در عراق بسیار از ما استقبال میشود. حتی از یک ماه پیش میزبانان ما در کشور عراق مدام تماس میگیرند و میخواهند امسال نیز به منزل آنها برویم و جویای زمان سفر ما میشوند. آنقدر عراقیها از زائران حسینی در اربعین استقبال میکنند اما هر سفر برای ما عجیب است.
حال و هوای زیارت پس از اسارت
در ادامه با اصغر کربلایی یکی از اعضای گروه دوچرخهسواری ارادتمندان به امام رضا(ع) در آخرین لحظات حضور گروه در مشهد به گفتوگو میپردازیم. کربلایی جانباز 60درصد است و 7سال در کشور عراق اسیر بوده و در زمان اسارتش یک چشمش را از دست داده است. شاید حال و هوای او با دیگر اعضای گروه متفاوت باشد چرا که او در زمان اسارت نیز توفیق زیارت حرم سیدالشهدا را به دست آورده است.کربلایی از سابقه زیارتش در اربعین حسینی میگوید: افزون بر همراهی با این گروه من 3سفر با پای پیاده و یک بار نیز همراه با یکی از دوستانم با دوچرخه به زیارت امام حسین(ع) در اربعین رفتم و3سال است که با این گروه به زیارت امام حسین(ع) میرویم.
تعبیر شدن یک خواب
او در زمان اسارتش زمانی که کشور با عراق هنوز در جنگ بود خواب سفر پیاده زائران امام حسین(ع) را میبیند. او از خوابش میگوید: یک شب جمعه در اسارت من را بسیار شکنجه کردند. پس از بازگشتم دیگر اسرا به من گفتند بیا میخواهیم دعای کمیل بخوانیم. من که آنجا تنها 18سال داشتم گفتم این قدر گریه و حسین حسین کردید یک بار او آمده به شما بگوید چه میخواهید؟ من این را گفتم و در گوشه دراز کشیدم و خوابم برد. در خواب گروهی را دیدم که با پای پیاده به سمتی میروند. سرم را چرخاندم تا مقصد آنها را ببینم که امام حسین(ع) را سوار بر اسب دیدم. از خواب پریدم و بلند یا حسین گفتم. به نگهبان بعثی گفتم روزی میشود که ما ایرانیها از کشورمان به زیارت امام حسین(ع) میرویم که او من را مورد تمسخر قرار داد. تنها چند روز پس از این خواب اسرای اردوگاهی که در آن بودم به زیارت امام حسین(ع) و سپس به نجف بردند.
بهبود زائر سیدالشهدا
کربلایی که برای زیارت اباعبدا... بی طاقت است خاطرهای از سال قبل نقل میکند: پیش از دیگر اعضای گروه در حال رکاب زدن بودم که یک نفر در حاشیه جاده دستم را گرفت و من را پرت کرد. آنجا دستههای چرخ به دندههایم فرو رفت و خودم حس کردم دندههایم خرد شدند. اعضای گروه من را راهی بیمارستان کردند. در بیمارستان دکتر معاینه که کرد گفت دندههایم به داخل فرو رفته است. در آنجا به امام حسین(ع) گفتم من این همه راه برای زیارت شما آمدم و حالا باید تنها بازگردم؟ پس از آن از من عکس گرفتند و دکتر با دیدن عکسها متعجب به من گفت هیچ مشکی ندارم. اگر در مسیر عادی بودم یک قدم نمیتوانستم بردارم اما من به ادامه مسیر با دوچرخه پرداختم و نزد گروه بازگشتم.