تمبرهایی که دیگر نیست!

  • کد خبر: ۶۶۹۶
  • ۱۸ مهر ۱۳۹۸ - ۰۸:۲۴
تمبرهایی که دیگر نیست!
در گفت‌وگوی شهرآرامحله با سرنامه‌رسان پست صدف بیان شد
فهیمه شهری - آخرین باری که نامه نوشتم حدود ۲۴ سال پیش بود. یکی از فانتزی‌های آن زمانمان این بود که داخل پاکت نامه کارت پستال بگذاریم یا آن را عطر بزنیم و با گل خشک تزیین کنیم. آلبوم‌های تمبر جذابیت و ارزش زیادی داشت و دارندگانش در نگهداری آن دقت زیادی می‌کردند. برای کسانی که عزیزی در شهر دیگر داشتند، هیچ راه ارتباطی بهتر از نامه نبود. آن زمان آن‌قدر قناعت‌گر و صرفه‌جو بودیم که به جای مکالمه‌های تلفنی هزینه‌بر، با عشق، نامه را انتخاب می‌کردیم. این‌طوری می‌توانستیم کلی حرف بنویسیم. خوش خط بودن نامه را نوعی احترام به خواننده می‌دانستیم و نامه‌ها را حداقل دوبار بازنویسی می‌کردیم تا خط خوردگی نداشته باشد. خیلی وقت‌ها آن عضوی از خانواده مسئولیت نوشتن نامه را بر عهده داشت که از دیگران خوش خط‌تر بود. کلی هم دقت می‌کردیم در این نامه‌ها چیزی ننویسیم که خواننده را ناراحت کند. بعد با کلی ذوق و شوق، از بقالی محل یک پاکت و تمبر می‌گرفتیم و دنبال جعبه‌های زردرنگ پست می‌گشتیم تا نامه را در آن بیندازیم. سپس روز‌ها منتظر می‌ماندیم تا پاسخ نامه به دستمان برسد. انگار صبورتر بودیم و با همین سبک زندگی، مفهوم انتظار را بهتر درک می‌کردیم. آن زمان هیچ وقت گمان نمی‌کردیم روزی بیاید که اینترنت و فضای مجازی جای نامه‌های کاغذی را بگیرد. چند سال پیش، هنوز ایمیل و جی‌میل به خوبی جا نیفتاده بود که با آمدن تلگرام و فراهم شدن امکان مکالمات صوتی، تصویری و نوشتاری، نامه‌ها را به صندوقچه خاطرات سپردیم. امروز، نامه‌رسانان به جای نامه‌های پر احساس، حامل خرید‌های اینترنتی، اسناد اداری و امثال آن هستند و مهر‌ها جای تمبر‌ها را گرفته‌اند. در این نوشتار به مناسبت روز جهانی پست، سراغ کسی رفتیم که ۱۰ سال نامه‌رسان بود و اکنون ۳ سال است مسئولیت سرنامه‌رسانی را بر عهده دارد.



مسئولیت سنگین مالی و اخلاقی
هادی حسین‌زاده، کارمند ۳۷ ساله اداره پست در محله دانش‌آموز سکونت دارد. او پس از اینکه در مقطع کاردانی رشته کامپیوتر دانش‌آموخته می‌شود، به خدمت سربازی می‌رود و پس از اتمام آن، در حالی که جویای شغل بود به وسیله یکی از آشنایانش از آزمون استخدامی اداره پست آگاه می‌شود. حسین‌زاده در آزمون مربوط شرکت می‌کند و از سال ۸۵ تاکنون، کارمند اداره پست است. ۱۰ سال کار نامه‌رسانی را به نحو احسن انجام می‌دهد و به دلیل دقت و امانتداری که در کارش داشته، اکنون سرنامه‌رسان ناحیه ۸ پستی است.
او در توصیف شغل نامه‌رسانی می‌گوید: کاری جذاب، متنوع و در عین حال بسیار سخت است. هر روز نامه‌رسان با روز دیگر فرق دارد و، چون ۹۰ درصد کار ما را ارتباط با مردم تشکیل می‌دهد، روزی نیست که خاطره نداشته باشیم. وقتی شناسنامه متوفی را می‌بریم، غم و ناراحتی بازماندگان را می‌بینیم و وقتی شناسنامه‌های تولد، گذرنامه، هدایای تولد، گواهی‌نامه و امثال آن را به دستشان می‌رسانیم خوش‌حال می‌شوند و این حس خوب را به ما هم منتقل می‌کنند. چون ابلاغیه‌های دیوان عدالت اداری، نامه‌های ثبت اسناد و اوراق مالیاتی را نیز نامه‌رسانان می‌رسانند، مسئولیت مالی سنگینی بر عهده دارند. کار ما به چشم خیلی‌ها ساده است، اما سختی‌های زیادی دارد. نامه‌رسان باید امانتدار خوبی باشد و دقت کند بسته‌ای را اشتباهی به فرد دیگری تحویل ندهد. همچنین در زمان رساندن محموله‌ها باید مراقب باشد بسته آسیبی نبیند. این در حالی است که نامه‌رسان هر روز تعداد زیادی بسته دارد که مراقبت از آن‌ها کار سختی است. حتی گاهی اوقات وقتی در حال تحویل دادن بسته‌ای هستیم، بسته دیگری به سرقت می‌رود. گاهی هم از روی موتور و داخل خورجین، به دلیل تعداد زیاد بسته‌ها، بدون اینکه متوجه شویم، در حین مسیر، بسته‌ای می‌افتد. پیش آمده که یکی از شهروندان بسته را پیدا کند و آن را به آدرسی که رویش نوشته بوده، رسانده است، اما در هر حال اگر خسارتی وارد شود، نامه‌رسان باید غرامت را به طور کامل پرداخت کند. البته بعضی چیز‌ها با غرامت جبران نمی‌شود و نامه‌رسان با مسئولیت سنگینی که دارد باید دقت زیادی در نگهداری از امانات مردم داشته باشد. به عنوان مثال اگر گذرنامه کسی گم شود، تا ۶ ماه بعد به او گذرنامه نمی‌دهند همچنین نامه‌های مالیاتی اگر به موقع دست افراد نرسد، با مشکل مالی مواجه می‌شوند.

تصادف‌های متعدد نامه‌رسان‌ها
مسئولیت سنگینی بر عهده نامه‌رسان است. افزون براین، آن‌ها در گرما و سرما، تعطیلی ندارند؛ در دمای بالای ۴۰ درجه یا زیر صفر درجه که افراد عادی حتی چند دقیقه در خیابان ماندن برایشان سخت است، سوار بر موتور باید کارشان را انجام دهند. تابستان‌ها زیر آفتاب داغ عرق می‌ریزیم و زمستان‌ها روی برف و یخ، موتورمان سر می‌خورد. همسران ما هر روز صبح که از منزل خارج می‌شویم دغدغه این را دارند که آیا به سلامت بازمی‌گردیم یا نه. به جرئت می‌توانم بگویم نامه‌رسانی نیست که حداقل یک بار تصادف نکرده باشد، خود من سه بار تصادف کرده‌ام. یک بار در محدوده احمدآباد، داشتم با موتور، خلاف جهت حرکت می‌کردم، ناگهان سر تقاطع ماشین پیچید و با هم تصادف کردیم. تا مدت‌ها درد داشتم. به ماشین آن فرد هم کلی خسارت وارد شد. با وجود اینکه من مقصر بودم هرچه اصرار کردم خسارت نگرفت و گفت همین که زنده مانده‌ای برای من بس است. البته از آن به بعد دیگر در هیچ خیابانی خلاف جهت نرفتم.
او به مشکلات کاری این روزهایشان اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد: متأسفانه تعداد زیادی از مردم ما کارهایشان را دقیقه ۹۰ انجام می‌دهند، اکنون هم که نزدیک اربعین است با حجم بالایی از گذرنامه مواجه هستیم. افرادی که چند روز پیش برای گذرنامه اقدام کرده‌اند هر روز می‌آیند پست و دنبال آن هستند درحالی‌که باید زودتر کار‌های لازم را انجام می‌دادند. همچنین کارت سوخت‌ها تراکم زیادی دارد. ۱۵۰ هزار کارت سوخت وارد مشهد شده است که باید توزیع شود. از طرفی برای تحویل کارت سوخت، طبق قانون باید مدارک خودرو به وسیله نامه‌رسان رؤیت شود و سپس کارت را تحویل دهند، اما بعضی مردم همکاری نمی‌کنند و توقع دارند بدون بررسی‌های لازم، کارت سوخت را تحویلشان دهیم. این موضوع باعث چالش‌هایی بین نامه‌رسان با مردم می‌شود. هر فردی اخلاق خاص خودش را دارد و نامه‌رسان هر روز، به تعداد افرادی که با آن‌ها مواجه است، برخورد‌های متفاوتی می‌بیند. گاهی افراد از جای دیگری ناراحت هستند یا پاکت دریافتی‌شان حاوی مطلبی است که آن‌ها را ناراحت می‌کند و رفتار نادرستی با نامه‌رسان انجام می‌دهند. وقتی هم مردم برای دریافت بسته پستی‌شان به اداره مراجعه می‌کنند و از آن‌ها کارت شناسایی می‌خواهیم عده‌ای توقع دارند با نشان مدارک نامعتبر یا عکس مدرک در گوشی‌همراه و ... بسته را تحویل دهیم، درحالی‌که این امر خلاف قوانین بود و رعایت آن باعث محافظت از امانات مردم می‌شود، اما در چنین مواقعی عده‌ای از شهروندان سر به ناسزاگویی می‌گذارند.

ارتباط دوسویه شهروندان و نامه‌رسانان
حسین‌زاده درباره جذابیت‌های کارش اظهار می‌کند:، چون نامه‌رسان‌های هر محله ثابت هستند، یک نامه‌رسانی که روابط عمومی‌اش خوب باشد، تقریبا بعد از ۳ سال، با نیمی از مردم محل آشناست و خصوصیات اخلاقی آن‌ها را می‌داند. خیلی افراد هم که دائم بسته‌های پستی دارند، نامه‌رسان را عضوی از خانواده خودشان می‌دانند طوری‌که حتی بعضی کار‌های متفرقه‌شان را به او می‌گویند یا به عنوان مثال برای دریافت بسته پستی‌شان با نامه‌رسان تماس می‌گیرند و می‌گویند امروز منزل مادرم هستم بسته را فلان ساعت به آنجا بیاورید. گاهی پیرمرد‌ها و پیرزن‌ها آن‌قدر با نامه‌رسان‌ها راحت هستند که از آن‌ها می‌خواهند کار‌هایی مثل نصب یا برداشتن پرچم عزاداری و امثال آن را برایشان انجام دهند. این‌ها از نظر من خیلی جذاب است و وقتی نگاه می‌کنم و می‌بینم در طول دوران کاری‌ام این‌قدر روابط گسترده با شهروندان داشته‌ام لذت می‌برم. البته این روابط معمولاً دو طرفه است به عبارتی دیگر، هر کدام از شهروندان، در مشاغل و موقعیت‌های کاری متفاوتی هستند و در این بین ممکن است به عنوان مثال به نامه‌رسان بگویند اگر فلان خرید را داشتی از فروشگاه ما انجام بده تا برایت تخفیف دهیم. این روابط صمیمی باعث می‌شود که خستگی را کمتر احساس کنیم و هر روز با احساس بهتری کارمان را انجام دهیم. در واقع کار، بخشی از زندگی شخصی ما را تشکیل می‌دهد.

سرقتی‌های داخل صندوق پست
او به خاطرات تلخ و شیرین دوران کاری‌اش اشاره می‌کند و می‌گوید: شهروندی بود که هفته‌ای ۲ تا ۳ بار برایش بسته‌های پستی می‌بردم. پیرمرد بود، جلوی در می‌نشست و هر بار من را می‌دید کلی احوال‌پرسی می‌کرد. چون پزشک بود همیشه سفارش می‌کرد وقتی سوار بر موتور هستم سرم را بپوشانم تا سرما نخورد. یک روز که از مقابل منزلش رد شدم، دیدم فوت کرده و برایش پرچم سیاه زده‌اند. به شدت ناراحت شدم و این از بدترین خاطرات من بود. یک بار هم در کوچه‌ای خلوت بودم که دیدم در انتهای کوچه، یک موتور با دو سرنشین، شیشه ماشینی را شکستند و کیف داخلش را برداشتند. صاحب ماشین از کسانی بود که برایش بسته‌های پستی می‌بردم. دنبال دزدان رفتم، به پلیس زنگ زدم و مشخصات موتور و محل فرارشان را گفتم. سپس برگشتم موضوع را به صاحب ماشین اطلاع دادم. او هم، چون رمز‌های عابربانک‌هایش در کیفش بود، بلافاصله رفت تا حساب‌هایش را مسدود کند و کلی از من تشکر کرد.
حسین‌زاده در ادامه با اشاره به اینکه صندوق‌های پستی را نامه‌رسانان باز می‌کنند، می‌افزاید: ۸۰ درصد مدارکی که در صندوق‌های پستی انداخته می‌شود، سرقتی است. بعضی دزدان وقتی کیفی را می‌دزدند، پول‌هایش را برمی‌دارند و مدارک آن را داخل صندوق پست می‌اندازند. ما این‌ها را برمی‌گردانیم اداره پست، آنجا در سامانه «پست یافته»، ثبت سیستم می‌شود و شهروندانی که مدرک یا سندی را گم کرده‌اند با وارد کردن نام و کد ملی‌شان در این سیستم، می‌توانند ببینند گم شده‌شان در صندوق‌های پستی بوده یا نه. من و همکارانم بار‌ها در این صندوق‌ها مدارک با ارزشی مثل سند خانه، دسته چک، گوشی‌های تلفن همراه و ... پیدا کرده‌ایم و از طریق سامانه پست یافته به دست صاحبانش رسانده‌ایم.
او گواهی‌نامه خودش را نیز از طریق این سامانه پیدا کرده است و بیان می‌کند: وقتی متوجه شدم گواهی‌نامه‌ام را گم کرده‌ام، هر روز وارد سامانه پست یافته می‌شدم تا اینکه بعد از یک ماه از طریق همین سامانه آن را پیدا کردم.

جذابیت و خاطره‌سازی نامه‌های کاغذی
حسین‌زاده در ادامه به محدود شدن استفاده از تمبر در دوران جدید اشاره می‌کند و می‌افزاید: در گذشته تمام نامه‌ها و مرسولات پستی با تمبر جابه‌جا می‌شد، اما اکنون حدود ۳ سال است که استفاده از تمبر خیلی محدود شده و به جای آن روی بسته‌ها، مهر‌های نقش تمبر می‌زنند. البته برای افرادی که آلبوم تمبر دارند ماهیانه یا چند ماه یک بار، نمونه تمبر‌هایی ارسال می‌شود. ارسال نامه‌های شخصی فرد به فرد هم تقریبا به صفر رسیده است. هر از چند گاهی نامه‌هایی از سوی کودکان داریم که از سوی اولیای مهدکودکشان از آن‌ها خواسته می‌شود برای والدینشان بنویسند. در بیشتر موارد، مدارک، چک، گذرنامه، کارت خودرو و امثال این‌ها از طریق پست ارسال می‌شود و اغلب مردم از اینترنت و فضای مجازی برای نوشتن نامه‌های مکتوب استفاده می‌کنند، اما به عقیده من نامه‌های الکترونیکی آن جذابیت نامه‌های کاغذی قدیم را ندارد و با گذشت زمان شاید مردم باز متقاضی نامه‌های کاغذی شوند.

حس شیرین نامه نگاری
در نامه‌های کاغذی همین که فرد دستخط طرف مقابل را می‌بیند، حس بهتر و نزدیک‌تری پیدا می‌کند، از طرفی ماندگارتر است و نوعی خاطره‌سازی دارد که در نامه‌های الکترونیکی نیست. بسیاری افراد هستند که نامه‌های دوران قدیم را یادگاری نگه داشته‌اند و هر از چندگاهی با خواندن آن‌ها روحی تازه می‌کنند، اما این حس در نامه‌های الکترونیکی کمتر است و من فکر می‌کنم همان‌طور که مردم در دکوراسیون و لوازم منزل، امروز به اجناس قدیمی تمایل پیدا کرده‌اند، در مورد نامه هم ممکن است چند سال دیگر باز به نامه‌های کاغذی روی آورند تا حس شیرین آن را تجربه کنند.
او از خرید‌های اینترنتی، به عنوان کار جدید و البته گاهی دردسرساز نامه‌رسانان یاد می‌کند و می‌گوید: در همین پست صدف، روزانه ۸۰ تا ۱۰۰ مرسوله اینترنتی جابه‌جا می‌شود، اما مشکل وقتی آغاز می‌شود که مردم از روی عکس، کالایی را از طریق اینترنت سفارش داده‌اند، اما وقتی بسته به دستشان می‌رسد و می‌بینند با آنچه دیده‌اند فرق دارد، ناراحت می‌شوند و به مأمور پست اعتراض می‌کنند در حالی‌که این موضوع ربطی به پست ندارد و خود شهروندان باید دقت کنند از سایت‌هایی خریدشان را انجام دهند که معتبر هستند. همچنین مواردی بوده که وقتی بسته پستی را به دست گیرنده رسانده‌ام طرف گفته این کالا را چند روز پیش برایم آوردند و خیلی هم بی‌کیفیت بود. به نظر می‌رسد، این سایت‌ها حک شده باشند، یعنی وقتی فردی به صورت اینترنتی سفارشی را داده، فرد دیگری آن را حک کرده و بسته‌ای مشابه آنچه سفارش داده شده است به دست گیرنده می‌رساند و وجه آن را دریافت می‌کند، اما کالای داده شده قلابی است.

آدرس‌های پر دردسر
از تأثیر پیک‌های موتوری بر کارشان که می‌پرسم حسین‌زاده پاسخ می‌دهد: گسترش پیک‌های موتوری چندان تأثیری بر کار ما نداشته است، چون مردم آن اعتمادی که به پست دارند به پیک‌های موتوری ندارند و همچنان کالا‌ها و اسناد با ارزششان را از طریق پست ارسال می‌کنند. بعضی شرکت‌ها و اداره‌ها هم هستند که به موازات پست کار می‌کنند، اما فقط در چند کلان‌شهر فعالیت دارند این در حالی است که اداره پست، مرسوله‌ها را به دورترین نقاط و محروم‌ترین روستا‌ها می‌رساند و هیچ شرکتی نمی‌تواند چنین پوشش گسترده‌ای داشته باشد.
او با اشاره به آدرس‌های اشتباه، ناقص و بدخط، می‌گوید: چنین آدرس‌هایی کار را خیلی سخت می‌کند به عنوان مثال فردی برای آدرس نامه نوشته بود؛ آزادشهر، خیابان .... ما در محدوده آزادشهر خودمان دنبال این آدرس می‌گشتیم، اما بعد فهمیدیم منظور آن فرد، آزادشهر گرگان بوده است. بعضی افراد هم آن‌قدر بد خط هستند که حتی چند نفری نمی‌توانیم آدرس نوشته شده را بخوانیم. در چنین مواقعی اگر بسته، دارای کدپستی باشد، از روی کدپستی آدرس را پیدا می‌کنیم، اما اگر کدپستی هم نباشد، چنانچه روی پاکت، شماره تلفن همراه نوشته شده باشد با آن تماس می‌گیریم، اگر شماره هم نداشته باشیم و نتوانیم آدرس را پیدا کنیم آن را به مبدأ برگشت می‌زنیم بنابراین شهروندان اگر می‌خواهند بسته‌شان بدون اتلاف وقت به مقصد برسد، باید در نوشتن آدرس دقت داشته باشند. اما فراتر از این‌ها بعضی مناطق به دلیل اینکه پلاک‌گذاری نشده و میلان‌هایشان اسم و شماره ندارند، نمی‌توان به راحتی آدرس درست را پیدا کرد. به عنوان مثال فردی از قلعه ساختمان برای آدرس نوشته بود: میلان سوم، روبه‌روی ستون برق پنجم. از شهرداری می‌خواهیم برای نام‌گذاری و پلاک‌گذاری این مناطق اقدام کند. همچنین تغییر نام خیابان‌ها و بولوار‌ها خیلی کار ما را سخت می‌کند. در بعضی مناطق که سال‌ها پیش نامشان عوض شده است، گاهی پیش می‌آید فردی با همان نام قدیم، آدرس را می‌نویسد و نامه‌رسان‌های جدید و جوان، نمی‌توانند آدرس را پیدا کنند.

مهم‌ترین ویژگی‌های یک نامه‌رسان
حسین‌زاده به نحوه توزیع بسته‌ها اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد: پاکت‌ها و بسته‌های پستی مردم با کامیون به اداره پست مرکزی می‌روند و از آنجا دسته‌بندی شده و به هر منطقه پستی فرستاده می‌شوند. پست صدف، ناحیه ۸ پستی است و هر روز ساعت ۶ صبح، وقتی کامیون‌ها بسته‌ها را به اینجا می‌آورند، نیرو‌های توزیع یا همان نامه‌رسانان، کیسه‌ها را باز می‌کنند. ما در اینجا ۱۲ نیروی توزیع داریم که هر کدام یک منطقه مخصوص به خود را دارند. نامه‌رسانان، بسته‌های مناطق خودشان را برمی‌دارند و پس از ثبت کردن در سیستم، آن‌ها را به دست گیرندگانشان می‌رسانند. کار توزیع در هر شرایطی انجام می‌شود، حتی برای تحویل بعضی بسته‌ها روز‌های تعطیل هم باید سر کار باشیم. تعطیلی‌های ناشی از آلودگی هوا یا بارش برف هم شامل ما نمی‌شود و برای اینکه مردم به موقع بسته‌های پستی‌شان را دریافت کنند در هر شرایطی سر کار هستیم. با وجود چنین سختی‌هایی و داشتن خطرات جانی و مسئولیت‌های مالی و قضایی، نسبت به دیگر مشاغل، حقوقمان کم است و هنوز، دولت ما را جزو مشاغل سخت قبول نکرده است.
او مهم‌ترین ویژگی‌های لازم برای یک نامه‌رسان را امانت‌داری و اخلاق‌مداری می‌داند و در این راستا اظهار می‌کند: اگر فردی این دو ویژگی را داشته باشد، به عنوان نامه‌رسان پذیرفته می‌شود سپس باید یک سری آموزش‌هایی را درباره کارش ببیند، چون هر بسته‌ای بر حسب محتوایش یک روش توزیع مخصوص به خود را دارد. نامه‌رسان در واقع مأمور ابلاغ اوراق دیوان عدالت اداری و ثبت اسناد است و با قوانین توزیع و تحویل هر کدام از اسناد و مدارک باید آشنا باشد. سیم‌کارت‌های هر اپراتور نیز هر کدام آموزش مخصوص به خودش را دارد و، چون هر توزیعی باید در سایت‌های طراحی شده ثبت شود، این امر روش‌های خاص خودش را دارد و در حین کار ممکن است برای نامه‌رسانان ابهام‌های زیادی ایجاد شود.
حسین‌زاده که ۲ دختر ۵ ساله و ۲ ساله دارد، درباره آن‌ها می‌گوید: دختر بزرگم علاقه زیادی به کار من پیدا کرده است و به دلیل جذابیتی که محیط اداره پست و دیدن تعداد زیاد بسته‌های پستی برایش دارد، گاهی که در شیفت عصر سرکار می‌روم، اصرار می‌کند همراه من به اداره بیاید. اگر فرزندم در بزرگ‌سالی بخواهد کارمند اداره پست شود، خوش‌حال می‌شوم و او را در این راه تشویق می‌کنم.

یادی از پت پستچی
او بهترین دریافتی خودش از اداره پست را گواهی‌نامه و گذرنامه‌اش بیان می‌کند و می‌افزاید: وقتی گواهی‌نامه‌ام به دستم رسید خیلی خوش‌حال شدم. همچنین چند سال پیش که می‌خواستم به کربلا بروم، گذرنامه‌ام جزو توزیعی‌های خودم بود و وقتی به دستم رسید، احساس خیلی خوبی داشتم.
پَت پستچی، عنوانی است که وقتی آن را بیان می‌کنم لبخند را بر لبان حسین‌زاده می‌آورد و در این باره می‌گوید: وقتی در دوران کودکی این برنامه را می‌دیدم هیچ وقت گمان نمی‌کردم روزی خودم یک پستچی یا نامه‌رسان باشم، اما از همان کودکی جزو کارتون‌های جذابی بود که دوستش داشتم و اگر اکنون هم پخش شود دوست دارم با دخترم آن را ببینم. البته دنیای واقعی یک نامه‌رسان خیلی سخت‌تر از تصویری است که در این کارتون می‌بینیم، ولی این برنامه توانست ذهنیت جذابیت و مثبتی از شغل نامه‌رسانی در ذهن کودکان ایجاد کند.
گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.