محسن زکریا - امنیت برای ما واژهای دور اما اتفاقی نزدیک است، اما چرا تعریف من از امنیت اینگونه است؟ ما در روز تا چه اندازه به امنیتی که داریم فکر میکنیم؟ سؤال بعدی این است، ما تا چه اندازه امنیت داریم؟ با فکر کردن و پاسخ دادن به این 2 سؤال به جملات ابتدای متن بیشتر پی میبرید.
از آنجا که ما امنیت داریم و خیلی ذهنمان را درگیر چرایی وجود آن نمیکنیم پس از اینکه به واژه امنیت فکر کنیم دور هستیم، اما با توجه به امنیتی که داریم به آن بسیار نزدیک هستیم.
تولدی دوباره
آنچه سخنان گفته شده در بالا بر همه ما آشکار است این موضوع است که امنیت موجود ماحصل تلاش، همت و فداکاری نیروهای پرتلاش نیروی انتظامی کشورمان است که البته برخی نهادهای نظامی و اطلاعاتی هم این مجموعه را یاری میکنند. به پاس این تلاشها و هفته نیروی انتظامی به سراغ یکی از مردان نیروی انتظامی رفتیم که بیش از دو دهه است به واسطه ایثارش همسفر یک ویلچر شده است و زندگی را در شرایطی سخت میگذراند.
مهدی جدی، یک از مردانی است که به واسطه ایستادن پای امنیت مردم جانباز شده و حدود 25 سال است زندگی و دنیای ما را از روی ویلچر میبیند. هرچند در این بین از کملطفی مسئولان کمی گله دارد اما زندگی را به واسطه زیباییهایش دوست دارد و خداوند بزرگ را همواره شاکر است. این جانباز امنیت کشور متولد سال 52 است و از جانبازی با عنوان «تولدی دوباره» یاد میکند.
دشمن در کمین
مهدی جدی درباره چگونگی مجروح شدن و در نتیجه جانبازی میگوید: « اردیبهشت سال 73، اوج فعالیت گروه طالبان در مرزهای شرقی خراسان بزرگ آن زمان بود. 20سال سن داشتم و در شهر مرزی خواف و بخش سنگان مشغول به خدمت بودم، پاسگاهی که در آن خدمت میکردم آخرین پایگاه انتظامی شرقی شهرستان خواف بود که بعد از آن مرز بود. نام پاسگاه این سیرخون بود. من دوره آموزشی را در درگز گذراندم و سپس به خواف منتقل شدم. حدود 8 ماه از دوره سربازی من گذشته بود و در گشت تأمین امنیت جاده بودیم غافل از اینکه اشرار کمین کردهاند. آنان به خودرو ما حمله کردند که در این حادثه ماشین واژگون شد. برای مدتی بیهوش شده و هوشیاری خودم را از دست داده بودم، بعد از اینکه به خودم آمدم کمکم متوجه شدم که پاهای من توان حرکت ندارد و از ناحیه کمر به پایین قطع نخاع شدهام. همان واژگونی هم سبب قطع نخاع شد، این اتفاق به این خاطر افتاد که اشرار معمولا شجاعت از روبهرو جنگیدن را نداشتند. در مواردی هم که از روبهرو درگیر شدیم یا کشته میشدند یا اینکه تعدادی را اسیر میکردیم، بنابراین در صدد کمین برمیآمدند.» این جانباز نیروی انتظامی کشور در ادامه درباره چگونگی وفق دادن خودش با شرایط جانبازی بیان میکند: «ابتدا برای من سخت بود، اما پس از گذشت حدود 5/1 سال از حادثه، توانستم کمکم با شرایط جدید کنار بیایم. در مسیر تحصیل و ورزش قرار گرفتم و ورزش پینگپنگ را با جدیت و به صورت حرفهای دنبال کردم تا اینکه توانستم در استان مقام اولی را کسب کنم و در مسابقات کشوری هم رتبههای دوم و سوم را به دست آوردم.»
مشکلات معلولیت
جدی در ادامه به توضیح مشکلات دوران جانبازی میپردازد و بیان میکند: «در ادامه بازگشتی که به زندگی داشتم تحصیل را هم از سر گرفتم و در رشته مدیریت دولتی مدرک ارشد خود را گرفتم و اکنون در اندیشه دوره دکتری هستم. از مشکلات متعددی که برای یک جانباز مانند من یا یک توانیاب پیش میآید این است که وقتی همه بعد از پایان کلاس به خانه رسیده بودند من هنوز منتظر ماشین بودم چرا که هر کسی حاضر نیست یک فرد با ویلچر را سوار کند. حالا این اتفاق در سرما و گرما هم تکرار میشود. یک زمانی با یک مهندس آلمانی در ارتباط بودیم برای ساخت یک واگن مخصوص معلولان، خاطرم هست که این مهندس میگفت: « کشورهایی در دنیا خیلی موفق هستند که اولویت اول خود را به توانیابان اختصاص دادند» ولی ما اینجا برای اولیهترین کمکها هم معطل هستیم، به عنوان مثال در جای پارک مخصوص ماشینهایی که راننده ویلچری دارند افراد عادی پارک میکنند.»
شهادت، هزینه امنیت
مهدی جدی در بخش پایانی این گفتوگو هم درباره نیروی انتظامی میگوید: «طبق بیانات رهبر بزرگوار انقلاب پلیس با مردم در عین اینکه با عطوفت و مهربانی و قانون مندی رفتار می کند اما با مخلان امنیت اجتماع و مرزهای کشور قاطع و محکم برخورد می کند. قوای مسلح ما اعم از ارتش، سپاه و نیروی انتظامی بازوان مستقیم رهبری هستند. بازوان امنیت جامعه هستند، اما کارکنان نیروی انتظامی مظلوم و صبور هستند، چرا که الان امنیت نظام ما و امنیتی که در شهر و جاده و کشورمان در شرایط صلح داریم، نتیجه تلاش نیروی انتظامی است که البته نیروهای نظامی دیگر هم یاری میرسانند، اما این امنیت آنطور که باید به چشم نمیآید. از اول انقلاب تاکنون نیروی انتظامی بیش از 13000 شهید و 14000 جانباز برای تأمین امنیت کشور داده است و همین امسال بیش از 40 همکار ما شهید شدهاند که اینها هزینه امنیت است.»