پرواز‌های عمره ایران‌ایر افزایش خواهد یافت هدف‌گذاری بهسازی و شاداب‌سازی ۱۱۰ هزار کلاس درس کشور در طرح شهید عجمیان رقابت بیش از ۸۰ هزار داوطلب در آزمون کاردانی به کارشناسی ۱۴۰۴ اجرایی شدن طرح میدان پویا برای توسعه ورزش دانش‌آموزی از اول مهرماه ۱۴۰۴ وزیر علوم: با افت رتبه علمی مواجه هستیم جذب ۷۰۰ محیط‌بان در دستور کار سازمان حفاظت محیط‌زیست خودکشی یک نظامی صهیونیستی در سرزمین‌های اشغالی فلسطین قطار سنندج-مشهد به صورت آزمایشی راه‌اندازی می‌شود آیا اتباع خارجی مشمول کمک‌هزینه ازدواج می‌شوند؟ افزایش سقف پرداخت نقدی خسارات منازل آسیب‌دیده در جنگ ۱۲ روزه تصادف زنجیره‌ای در جاده شیروان به فاروج ۳ مصدوم بر جا گذاشت (۶ شهریور ۱۴۰۴) آیا بابک زنجانی به پلیس فتا احضار شد؟ (۶ شهریور ۱۴۰۴) واکنش پلیس راهور به صدور گواهینامه موتورسیکلت برای بانوان: اقداماتی در حال انجام است + فیلم ویدئو | توقیف گواهینامه ۲۰ هزار راننده متخلف از ابتدای شهریور ۱۴۰۴ اعلام زمان نتایج نهایی آزمون دستیاری پزشکی ۱۴۰۴+ زمان ثبت نام ویژگی‌های یک شهر دوستدار کودک چیست | شهری که می‌خواهد صدای کودکان را بشنود ویدئو | دستگیری سارق سنگ قبر یک هنرمند از قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) تهران بهره‌برداری از هفت طرح بهداشتی در مشهد همزمان با هفته دولت فرآیند اعلام حضور داوطلبان در ارزیابی استخدام آموزش و پرورش ۱۴۰۴ آغاز شد گلایه دانشجویان دانشگاه آزاد به پرداخت شهریه زودهنگام و محدودیت انتخاب واحد ماجرای قتل وحشتناک مدیر ساختمان و همسرش توسط مرد همسایه جزئیات ساعات کاری کارمندان دولت پس از ۱۵ شهریور ۱۴۰۴ + فیلم روند افزایش ظرفیت دانشجوی پزشکی باید متوقف شود جلوگیری از سقط بیش از ۱۰ هزار جنین در کشور با اجرایی شدن طرح نفس افزایش ۱۱۰ درصدی قیمت کتاب‌های درسی مردود است دو مکمل غذایی که پیری پوست را تسریع می‌کنند یک جاده غیرمجاز به درازای ۸ کیلومتری در جنگل‌های گیلان کشف شد بیماران فشار خون بالا چه چیز‌هایی را نباید در وعده‌های غذایی خود مصرف کنند؟ استرداد متهم کلاهبرداری ۵۰ هزار دلاری به کشور
سرخط خبرها

ماجرای جنایت خونین در پارک بسیج مشهد + عکس

  • کد خبر: ۷۵۲۶۶
  • ۰۲ مرداد ۱۴۰۰ - ۰۹:۴۰
ماجرای جنایت خونین در پارک بسیج مشهد + عکس
آن شب چند نفری در پارک جمع شده بودیم که دختری با پای گچ گرفته از ما تقاضای کمک کرد، ولی «مجتبی» (یکی از متهمان) آن دختر ۱۵ ساله را در آغوش گرفت. دختر ترسیده بود.

به گزارش شهرآرانیوز، وقتی دوستم با من تماس گرفت، بلافاصله به خانه رفتم و اسلحه وینچستر را برداشتم! چون دوستم مدعی بود دعوا کرده است و از من خواست «پُربیایم»! و ...

این‌ها بخشی از اظهارات وحید (متهم به جنایت مسلحانه) است که به همراه دیگر متهمان پرونده به محل وقوع قتل در حاشیه بوستان بسیج مشهد هدایت شده بود تا در حضور قاضی ویژه قتل عمد، زوایای پیدا و پنهان این شلیک مرگبار را بازگو کنند چرا که برخی قطعات «پازل مرگ» هنوز در جای خود قرار نگرفته بود و تناقض گویی‌های متهمان روند رسیدگی قضایی را پیچیده‌تر می‌کرد.

این گزارش حاکی است: در آغاز بازسازی صحنه قتل که سرهنگ، ولی نجفی (رئیس دایره قتل عمد پلیس آگاهی خراسان رضوی) نیز حضور داشت ابتدا سرهنگ وحید حمیدفر (افسر پرونده) خلاصه‌ای از محتویات این پرونده جنایی و چگونگی دستگیری متهمان را شرح داد و سپس با دستور قاضی محمود عارفی راد، هریک از متهمان به صورت جداگانه مقابل دوربین قوه قضاییه قرار گرفتند تا نقش هرکدام از آن‌ها در این جنایت هولناک، زیر ذره بین قضاوت قرار گیرد.

در این هنگام یکی از متهمان به چراغ قرمز چشمک زن دوربینی چشم دوخت که اظهارات او  را  ضبط و ثبت می‌کرد.

او گفت: آن شب (دهم خرداد ماه گذشته) چند نفری در پارک جمع شده بودیم که دختری با پای گچ گرفته از ما تقاضای کمک کرد،   ولی «مجتبی» (یکی از متهمان) آن دختر ۱۵ ساله را در آغوش گرفت. دختر ترسیده بود.

به ما گفت برایش «اسنپ» بگیریم تا به خانه برود، چون گوشی تلفنش خراب بود! وقتی منتظر «اسنپ» بودیم ناگهان این آقا (اشاره به متهم ردیف اول) با اسلحه وارد پارک شد، من با دیدن سلاح ترسیدم و به نگهبانی اطلاع دادم. وقتی نیرو‌های پلیس هم به محل آمدند با آن‌ها همکاری کردم!  

حسین (یکی دیگر از متهمان) نیز وقتی با اشاره مقام قضایی در برابر دوربین قوه قضاییه ایستاد، در شرح این حادثه وحشتناک گفت: آن شب من با موتورسیکلت از مهرآباد به کنار پارک بسیج آمده بودم که ناگهان «وحید» یکی از دوستانم را دیدم که با اسلحه آمد.

او حالت طبیعی نداشت به همین دلیل هم زمانی که خواست سوار موتورسیکلت من شود خیلی ترسیدم، اما بالاخره او و یکی دیگر از دوستانم (رسول) را سوار کردم و قصد رفتن از محل را داشتیم که چشم رسول به یکی از طرف‌های مقابل افتاد که با آن‌ها درگیر شده بود و آن‌ها لب او را زخمی کرده بودند. من موتورسیکلت را نگه داشتم که آن‌ها پیاده شدند و دوباره درگیری شروع شد و در این لحظه وحید به طرف جمعیت شلیک کرد. سپس آن‌ها روی ترک موتورسیکلت پریدند و از سمت پیچ تلگرد به طرف صدمتری فرار کردیم.

 «رسول» (یکی دیگر از متهمان) نیز در حالی صحنه‌های جنایت را شرح می‌داد که قاضی «عارفی راد» با طمانینه خاصی اظهارات او را ثبت می‌کرد.

متهم این پرونده جنایی در اعترافاتش گفت: من با مجتبی در پارک بودیم که دختر نوجوانی با پای گچ گرفته تقاضای کمک کرد و گفت چند نفر مزاحم من شده اند! در همین حال چند تن دور ما حلقه زدند و مدعی شدند که آن دختر با ماست! به همین دلیل درگیری و فحاشی بین ما شروع شد و آن‌ها چاقوکشی کردند که لب من هم زخمی شد!

سوئیچ ماشین مجتبی هم در این گیر و دار گم شده بود و من به ناچار با «وحید» تماس گرفتم و گفتم که  با چند نفر دعوا کرده ام فقط «پُر بیا!»، ولی نگفتم با خودت اسلحه بیاور! خلاصه مدتی بعد وحید با خودروی شاسی بلند یکی از دوستانش آمد و در حالی که اسلحه وینچستر را به دست داشت از خودرو پیاده شد و آن دوستش هم رفت ما برای پیدا کردن آن چند جوان در  پارک دور زدیم، ولی آن‌ها نبودند به همین دلیل بی خیال شدیم و تصمیم گرفتیم به خانه بازگردیم.

گوشه پارک حسین را دیدیم و سوار موتور او شدیم، اما هنوز مسافت زیادی را طی نکرده بودیم که ناگهان من یکی از طرف‌های مقابل را دیدم و از حسین خواستم موتور را متوقف کند! آن فرد را به «وحید» نشان دادم، ولی او به داخل جمعیت گریخت. وحید هم ابتدا تیر هوایی شلیک کرد و بعد هم به طرف افرادی که یک جا جمع شده بودند تیراندازی کرد که من فقط صدای گلوله را شنیدم و ...

 در ادامه بازسازی صحنه جنایت، «وحید» نیز در حالی مقابل دوربین قوه قضاییه ایستاد که تلاش می‌کرد اثبات کند در حالت غیرطبیعی به سوی افرادی شلیک کرده که یکی از آن‌ها به قتل رسیده و دیگری مجروح شده است! این جوان ۳۰ ساله که مدعی بود اسلحه وینچستر را ۳ یا ۴ سال قبل خریده است با اشاره مقام قضایی لب به اعتراف گشود و گفت: آن شب در مهرآباد بودم که دوستم (رسول) زنگ زد و گفت: من دعوا کرده ام! من هم اسلحه را برداشتم و به طرف بوستان بسیج حرکت کردم! ...

در این هنگام قاضی شعبه ۲۰۸ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد پرسید، اما شما در جلسه بازپرسی گفتید: «او به من گفت: پُر بیا!» متهم پاسخ داد: بله! او گفت «پُر بیا!» به همین خاطر هم اسلحه برداشتم! متهم گفت: وقتی از خودروی شاسی بلند دوستم در کنار پمپ بنزین (بوستان بسیج) پیاده شدم رسول را با سر و صورت خونین دیدم درون پارک دوری زدم تا آن چند نفر را پیدا کنم! ولی موفق نشدم! در این لحظه «حسین» را دیدم که کنار موتورسیکلت ایستاده است! می‌خواستیم بی خیال شویم به همین دلیل سوار موتور حسین شدیم، ولی رسول یکی از آن چند نفر را دید و به من نشان داد. من هم پیاده شدم و با شلیک تیر هوایی ابتدا قصد داشتم رعب  و وحشت ایجاد کنم، ولی آن پسر به داخل جمعیت رفت که من هم به سوی جمعیت شلیک کردم  و ...

قاضی ویژه قتل عمد که تا آن لحظه فقط به اظهارات متهم گوش می‌داد، سخن او را قطع کرد و پرسید: شما می‌دانستید که با شلیک از وینچستر، گلوله‌های ساچمه‌ای پراکنده می‌شود و ممکن است به چند نفر اصابت کند؟! متهم پاسخ داد: بله! می‌دانستم! سپس قاضی «عارفی راد» سوال کرد: آیا می‌دانستید که این گلوله‌های ساچمه‌ای کشنده است و به هر کس اصابت کند احتمال مرگ او وجود دارد؟

متهم باز هم سرش را به نشانه تایید تکان داد و گفت: در آن لحظه من فقط چشم به فردی دوخته بودم که شیشه نوشابه به طرف من پرتاب می‌کرد همان لحظه شلیک کردم وگرنه من، آن جوان (مقتول) را نمی‌شناختم! تیراندازی می‌کردم تا وحشت ایجاد کنم! من قرص خورده بودم و حال طبیعی نداشتم!

در این لحظه باز هم مقام قضایی پرسید اگر شما حال طبیعی نداشتید پس چگونه راه فرار را تشخیص دادید؟ یا حتی به خاطر دارید که اول چه کسی روی ترک موتورسیکلت نشست؟ متهم که تصور نمی‌کرد در تار‌های عنکبوتی خود ساخته اش گرفتار آمده است، چاره‌ای جز سکوت نیافت و گفت: آن قرص‌ها مرا نشئه کرده بود! و در عالم دیگری بودم! با این اظهارات دوباره قاضی ویژه قتل عمد سوال کرد: با آن که می‌دانستید افراد زیادی در یک جا جمع شده اند و این گلوله‌های ساچمه‌ای کشنده است، باز هم به سوی آن‌ها شلیک کردید؟ که متهم فقط با گفتن «بله!» زوایای تاریک این پرونده جنایی را روشن کرد و بدین ترتیب «پازل مرگ» در بوستان تکمیل شد.  

پس از اعترافات صریح متهمان، در بازسازی صحنه قتل، قاضی محمود عارفی راد، دستور انتقال متهمان به زندان را صادر کرد تا این پرونده جنایی دیگر مراحل قانونی خود را طی کند.

منبع: رکنا

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
آخرین اخبار پربازدیدها چند رسانه ای عکس
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->