غزاله حسینپور| استفاده از یک دستگاه شنود میتواند مبنای ماجراهایی داستانی از ناگفتهها و ناشنیدهها باشد. رمان «خاموشخانه» از قِبَل برخی مناسبتهای انسانی، رذایل اخلاقی و... به این اسرار مگو میپردازد و میکوشد از مسائلی سخن بگوید که در سطح اجتماع خود را به مثابه آسیبی جدی نشان میدهد. محور تازهترین «نشست عصر داستان» در فرهنگسرای فناوری و رسانه «رئالیسم اجتماعی در ادبیات با نگاهی به رمان «خاموشخانه» نوشته ساناز زمانی» بود. در این نشست، نویسندگان مشهدی میزبان این داستاننویس اهل پایتخت بودند تا درباره کتاب جدیدش و موضوع واقعگرایی در ادبیات گفتگو کنند.
ماجرای یک دستگاه شنود
رئالیسم یا واقعگرایی به معنای علاقه و تمایل به عین موضوع و موضوع خارج از ذهن است، این گرایش پس از انقلاب فرانسه مطرح شد. حسین لعلبذری، داستاننویس و مجری نشست «رئالیسم اجتماعی در ادبیات»، در ادامه توضیحاتش درباره واقعگرایی گفت: لوکاچ معتقد است شخصیتهای داستانی رئالیستهای بزرگ همین که در تخیل نویسنده شکل میگیرند زندگی مستقل از آفریننده خود را در پیش میگیرند. هر شخصیت در داستانهای رئالیستی ضمن اینکه ویژگیهای خاص خود را دارد، توصیف قشر و طبقهای است که از آن برخاسته است. این تعریف ما را به بحث رئالیسم در ادبیات داستانی نزدیکتر میکند که وصف حالی از طبقات اجتماعی است که نویسنده در آن زندگی و داستان برخی از آنها را روایت میکند.
لعلبذری در ادامه به معرفی رمان «خاموشخانه» نوشته ساناز زمانی پرداخت. او گفت: کوروش سحرخیز شخصیت اصلی داستان، تربیتشده خانوادهای تحصیلکرده در قبل از انقلاب است. او طی مأموریتی با ۲ نفر از همکارانش به آلمان سفر میکند. در همین حین این ۲ نفر از کوروش بدگوییهایی میکنند. فروشندهای به کوروش پیشنهاد میدهد برای فهمیدن اینکه همکارانش پشت سرش چه میگویند یک دستگاه شنود بخرد. او دستگاه را میخرد و به ایران برمیگردد و ماجرا از اینجا شروع میشود.
رئالیسم و اصالت بیرون ذهن
در این نشست، محمدحسن شهسواری، نویسنده و مدرس سرشناس داستاننویسی، نیز مباحثی را درباره واقعگرایی مطرح کرد: ماجرای رئالیسم و رئالیسم ادبی بحثی قدیمی است و تقریبا از زمانی که فکر انسان شکل گرفته، وجود داشته است، بحثی که همواره مطرح بوده این است که اصالت با درون انسان است یا بیرون. تمام فلسفه افلاطون تقریبا بر روی اصل تذکر استوار است. میگوید همهچیزها درون انسان وجود دارد و ما با کنار زدن حجابهای موجود به آن اصول و حقیقت میرسیم. تقریبا کل تاریخ شرق تحتتأثیر نگاه افلاطونی است، چه در فلسفه و چه در هنر، ادبیات و.... شاگرد افلاطون، ارسطو، نگاهی کاملا متفاوت با او دارد. او میگوید همه شناخت ما تحتتأثیر آگاهی ما از محسوسات است؛ بنابراین اصالت را به جهان بیرونی میدهد. ریشه نگاه اصالت درون و بیرون از اینجا شروع میشود، ولی میتوان گفت نگاه ارسطو به عنوان مثال با چیزی که الان وجود دارد یکی است.
تأثیر مناسبات سیاسی بر رمانی ایرانی
قاسم فتحی، روزنامهنگار و از دیگر داستاننویسان حاضر در نشست، رویکرد سیاسی «خاموشخانه» را از ویژگیهای آن خواند و با توجه به ذکر نام هاشمی رفسنجانی در این رمان، وقایع آن را به دوران کارگزاران مربوط دانست: اولین چیزی که در «خاموشخانه» برای من جذابیت داشت بیشتر از نگاه اجتماعی نویسنده، نگاه سیاسی ایشان است. نکته دیگر این است که آلمان یکی از لوکیشنهای این کار است و با توجه به اینکه چند بار اسم آقای رفسنجانی نیز در داستان برده شده مشخص است داستان در زمان کارگزاران و درگیریهایی میان ۲ کشور اتفاق افتاده است. لیلا صبوحی خامنه، رماننویس، نیز ضمن اشاره به جسورانه بودن موضوع کتاب، درباره آن گفت: این کار صرفا یک روایت محض نیست. نویسنده در جای جای کتاب با روایتی دشوار، بیش از گزاره از جمله استفاده میکند. از طرفی راوی داستان مرد است و با نگاه و زبانی کاملا مردانه ارائه شده است تا جایی که نمیتوان تصور کرد که این کتاب را یک خانم نوشته است. این نشان از قدرت نویسنده دارد.
پنهانکاری ریشه بسیاری از مشکلات جامعه است
بخشی از این نشست، با صحبتهای ساناز زمانی، نویسنده رمان «خاموشخانه»، همراه بود. او گفت: جورج لوکاچ عبارتی با این مضمون دارد که شاخص اثر رئالیستی ایجاد یک شخصیت نمادین است. شخصیتی که کانون همگرایی تمام عناصر تعیینکننده جنبههای اجتماعی و انسانی در یک دوره تاریخی مشخص است. من نیز به دنبال خلق شخصیتی بودم که تمام نیروهایی را که در دهه ۷۰ به نوعی بازتابدهنده یک جامعه هستند، همگرا کند.
فساد اقتصادی موضوعی است که رمان «خاموشخانه» به آن پرداخته است. نویسنده دراینباره توضیح داد: من زوال جامعه را در امتداد فساد پنهانی میدیدم که در لایههای جامعه وجود داشت. نکته دیگری که توجهم را جلب میکرد، دورویی بود. قصد داشتم بگویم ما به عنوان فرد ایرانی چطور بین امر خصوصی و عمومی تمایز قائل میشویم که به یک تناقض دائمی میانجامد. بسیاری از مشکلات جامعه امروز ما به این علت است که روی واقعیتها و حقایق سرپوش گذاشته شده است. اینها انگیزههایی بود که مرا به سمت مضمون رمانم برد. همچنین میخواستم این را نشان دهم که هریک از ما اگر در جایگاهی قرار بگیریم که قدرت بلامنازع داشته باشیم میتوانیم به همان افرادی تبدیل شویم که آنها را سرزنش میکنیم.
زمانی یادآور شد که شاید استفاده از دستگاه شنود ایدهای دمدستی به نظر برسد، اما او کوشیده است در بستر رئالیسم، جنبه واقعیتری به آن بدهد. او ادامه داد: بااینکه هیچ تجربه مشابهی با آنچه در این رمان پیش میرود ندارم، میتوانم بگویم تک تک آدهای داستان را -که هریک میتوانند نماد یک طبقه اجتماعی باشند- میشناسم.
نویسنده رمان «خاموشخانه» درباره راوی اثرش که جنسیتی برخلاف نویسنده دارد، هم گفت: وقتی یک اثر راوی زن دارد بلافاصله خوانشهای فمینیستی بر آن غالب میشود. از آنجاکه میخواستم مضمونی را بگویم که ربطی به جنسیت نداشت، تصمیم گرفتم راوی مرد را با تمام سختیهایش انتخاب کنم.