داستان «دکتر جکیل و مسترهاید» در بازی اینتر در هفته چهارم مرحله گروهی رقابتهای لیگ قهرمانان اروپا کاملا عینیت داشت. ما در نیمه اول بازی این تیم در زمین دورتموند شاهد یک نمایش رؤیایی از شاگردان کونته بودیم؛ انبوهی از بازی فانتزی و ملغمهای از فرصتطلبی. در نیمه دوم، اما شرایط متفاوت شد. اینتر ناگهان در جلد تیم شکستخورده چند سال قبل رفت و همه آنچه کاشته بود، در خورجین رقیب دید. هر چه باشد، اینتر بهترین نیمه اول ممکن از زمان ۴۵ دقیقه اول بازی با بارسلونا را به نمایش گذاشت؛ اما درست مانند آن رقابت تداوم نداشت و شکست خورد. کار تیمی جذابی که برای اینتر کونته ۲ گل مهم مقابل دورتموند درپی داشت، در واقع ادامه روند تیم در فصل جاری است.
فاصله زیاد تا تکامل
باایناوصاف، اینتر راه زیادی تا تکامل بهویژه در بازیهای اروپایی دارد. کونته از آن دست مربیانی است که هرگز درباره ایدههایش عقب نمینشیند و بهعنوان سرمربی سابق تیم ملی ایتالیا، چلسی و یوونتوس، هنوز بهطورکامل گاردش را باز نگذاشته است. کمآوردن اینتر به لحاظ بدنی در نیمه دوم بازی با دورتموند به حدی بود که رقیب غالبا با ۳ ضربه به دروازه هندانوویچ میرسید. حواسپرتی مقطعی نیز دیگرمشکل اینتر در این روزهاست و باعث عقبافتادن و ایجاد دردسر مقابل تیمهایی در حد هلاسورونا میشود. اینتر شاید باوجود برخی اتفاقات منفی در سری A به درخشیدن ادامه دهد؛ اما تداوم اشتباهات در لیگ قهرمانان تاوان سنگینتری خواهد داشت. باوجود شکست در خانه دورتموند هنوز راه صعود از مرحله گروهی لیگ قهرمانان اروپا مسدود نشده است، اما شاید بهتر باشد اینتر در ابتدای راه بزرگی با کونته به بردن و افتخارآفرینی در لیگ داخلی تمرکز کند و سپس به قهرمانی در اروپا بیندیشد.
امید به آینده
باوجود افتوخیزهای اخیر، دلایل زیادی برای امیدبستن به نرآتزوری وجود دارد. کونته درراستای رفع مشکلات تیم از هیچ کوششی دریغ نمیکند. بازیکنانی مانند لائوتارو مارتینس، نیکولا بارلا و استفانو سنسی، تحتتأثیر آموزههای سرمربی، بهترین بازی ممکن را انجام میدهند و تیم دیگر نمیخواهد مثل نیمه دهه گذشته بازنده باشد. حدسزدن سرنوشت اینتر در فصل جاری کار خیلی سختی نیست. اگر تمرکز عمدتا یکنیمهای این فصل در اروپا به کل بازی تعمیم داده شود، روزهای خوب فعلی در سری A قابل تکرار خواهد بود؛ اما اگر تیم تمرکز خودش را از دست بدهد، کسب جام و حتی مقام مناسب در سری A و لیگ قهرمانان اروپا سرابی بیش نخواهد بود. اینتر در آخرین بازی اروپایی این فصل خودش در ۲ نیمه، ۲ چهره کاملا متفاوت داشت؛ درست شبیه داستان «دکتر جکیل و مسترهاید» از رابرت لوئیس استیونسون. همهچیز بستگی به این دارد که لذت ناشی از «دکتر جکیل»بودن در نیمه اول، بیشتر ملکه ذهن تیم شده باشد یا وجه منفی «مسترهاید» شدن در نیمه دوم!