محمدناصر حقخواه - بعضی چیزها آنقدر توی هم فرومیروند و دور میخورند و تفسیر و تاویلهای متفاوت به آنها اضافه میشود که خیلی سخت میشود به آن نزدیک شد؛ بهخصوص با این حجم از ریزشها و رویشهای پرسرعت مجازی که هر مسئله سادهای را میتواند به بغرنجترین و پیچیدهترین حد ممکن نزدیک کند؛ حالا چه برسد به اینکه مسئلهای حاد را ازطریق کلام یک آدم سرشناس بشنویم؛ مثل ماجرای ویدئوی دیروز امیر جعفری که در آن از خاصهخرجیها و پارتیبازی و استفاده از رانت آقازادهها دفاع کرده و گفته بود که من هم اگر مسئولی بلندپایه باشم، قبل از هر چیز به فکر بستگانم هستم و آنان را حمایت میکنم. بعد هم با دفاع از بنز سواری و آمریکانشینی فرزندان مقامات گفته بود که پدران آنها شببیداری کشیده و زحمتهای زیاد متحمل شدهاند، پس حق دارند که امکانات داشته باشند. پدران بقیه هم اگر زحمت کشیده بودند، همین اتفاق برای آنان میافتاد. این استدلالهای امیرخان یک اشتباه اساسی دارد که همه حرفهای دیگرش را زیر سوال میبرد؛ چیزی که باید دقیق به آن پرداخت.
پدر ما شبها میخوابید
صحبتهای امیر جعفری همانطور که خودش در انتهای ویدئو پیشبینی کرده بود، باعث ناراحتی و واکنش کاربران شد و خیلیها برای اعتراض به صفحه اینستاگرام او یورش بردند. هشتگ «امیر جعفری» در توئیتر هم واکنشهای زیادی داشت که جنس بسیاری از آنها گلایه بود: «آقا امیر جعفری جان! اتفاقا بابای من خیلی زحمت کشید اما خب چون شرافتمندانه بود و پول حلال آورد تو خونه، نتونست بنز بخره برامون.» کاربر دیگری نوشته بود: «راست میگه. پدر من شبها میخوابه. یک عمره که شبها میخوابه، آخه باید قبل آفتاب بیدار شه، فکر کنم حتی آفتاب هم با بیداری پدر من، میفهمه وقت تابیدن رسیده؛ برای همین ما بنز نداریم که بشه نوش جونمون. ما فقط نون حلال و کارگری پدرمون نوش جونمون میشه، نه پول مفت بیتالمال».
مشکل ما نیستیم!
مشکل این نیست که امیر جعفری اگر به جایی برسد، دست به استفاده از رانت خواهد زد؛ مشکل شرایطی است که به فرد یا افرادی که در جایی مسئولیتی دارند به تبع این مسئولیت و دسترسی به اخبار خاص و توان پیشبینی مسائل، این اجازه را میدهد که بتوانند از این توانایی سوءاستفاده کنند؛ چراکه هر انسانی در هر جای دنیا- اصلا شما بگو ژاپن یا آلمان که برای ما قطب پاکی و شفافیت و کارآمدی اداری و مدیریتی هستند- اگر آزاد باشد که با رسیدن به یک مقام دولتی، هر کاری دوست دارد انجام دهد، قطعا انجام خواهد داد! ذات انسان همین است اما مشکل از این بزرگ تر است. اگر انتقادی به کس یا کسانی وارد است، مشکل آن کس یا کسان نیستند؛ مشکل پسر فلان نماینده مجلس که اقامت کانادا دارد، نیست. مشکل دختر جوان واردکننده کالا که ازقضا دختر وزیر است، نیست. مشکل امیر جعفری و من و شما نیستیم؛ شما پاکترین افراد را هم در یک سیستم رانتپرور بگذارید، اگر دزد نشوند، اگر رشوه نگیرند، حداقل به این کار تحریک میشوند.
یک سوزن به خودمان
حالا من اینطور در مقام خطابه نشستهام و برای شما وعظ میکنم و شما هم نشستهاید، شاید هم ایستادهاید و اینها را میخوانید و احتمالا سری به تایید یا تاسف تکان میدهید اما بیاییم و خودمان با خودمان صادق باشیم؛ کسی مثل امیر جعفری، قطعا با توجه به موقعیت اجتماعی و اثربخشی حرفهایش، نباید اینطور حرف میزد اما آیا ته ته ته دل همه ما چنین چیزی نیست؟ انصافا اگر خود ما در این موقعیتها بودیم، حداقل طمع کار خلاف، طمع رانت، طمع پورشهسواری نمیکردیم؟ آیا ایراد ما به وجود رانت در کشور است یا اینکه چرا این رانتها بهصورت غیرعادلانه توزیع میشود و به ما بهرهای از آن نرسیده است؟ تا وقتی چنین نگاهی وجود داشته باشد، آقازادهها و رانتخوارها خواهند بود و گروهی هم پیدا میشوند که از آنها حمایت کنند. حالا که همه حرفها را زدیم، جا ندارد سوزن کوچکی به جان و دل خودمان بزنیم؟ مایی که شاید دستمان به اختلاس نرسیده است، اما کانادابروهای قابلی هستیم!