صدر - گویا رسم است کسی از موفقیتها و پیروزیهایشان خبردار نشود. فرقی نمیکند مقام استانی داشته باشند یا کشوری یا حتی جهانی! پیروزیهایشان در سکوت خبری رسمی تکرار میشود و فقط در فضاهای مجازی بازتاب دارد آن هم در حالیکه مثل آقایان و خیلی وقتها بیش از آنها زمان میگذارند و زحمت میکشند و با تمرینات سخت وارد گوی و میدان میشوند تا الهامبخش دیگر زنان باشند. گزارش این هفته شهرآرامحله به دختران قهرمان منطقه پرداخته است که توانستند در مسابقات استان خراسان رضوی و در رشته دفاع شخصی سبک «دفاع نوین» مدالهای رنگارنگی به دست آورند. بیشتر آنها تازه با این رشته آشنا شدند و ۴ ماه است که در سالن ورزشی فرهنگسرای امت تمرین میکنند، اما از بین ۱۸ نفر شرکتکننده منطقه در مسابقات ۱۶ نفر آنها مدال آوردند، با مربی که تازه کارش را شروع کرده و به این رشته و آموزش به دختران نونهال، نوجوان و جوان علاقهمند است و عشق میورزد. مسابقات ۲۵ مردادماه امسال در سالن شهید بهشتی با ۳۰۰ شرکتکننده برگزار شد و از گروههای مختلف سنی در آن شرکت داشتند. گفتگو را با ندا پورمنافی، مربی هنرجویان، شروع میکنم و در ادامه به سراغ هنرجویان مدالآوری میروم که در کلاس حضور دارند.
ورزش را با تکواندو شروع کردم
دورتادور سالن با لباسهای مشکی و کمربندهای رنگی مختلفشان در حال تمرین هستند. تمام تمرکزشان را روی حرکاتی که استاد آموزش داده است، گذاشتند و با هر نام یا فرمانی که استاد میدهد وضعیت خود را تغییر میدهند و وارد تکنیک جدیدی میشوند. استاد از ارشد کلاس درخواست میکند تا برای مدیریت و دادن تکنیک به وسط سالن بیاید و از هنرجویان میخواهد تا تمرینات خود را دنبال کنند.
ندا پورمنافی، متولد سال ۶۸ در مشهد است. ۱۱ سال میشود که ازدواج کرده است و ۲ فرزند دارد. هلنا ۸ سال و حسام ۴ سال دارد. ندا میگوید: «از ۱۹ سالگی ورزش را به صورت حرفهای با رشته تکواندو شروع کردم، اما مسیر زندگی من را به سمت دفاع شخصی برد. پدرم نظامی است و زمانی که ۱۹ سال داشتم از من خواست که ازدواج کنم. افراد نظامی خصوصیات خاص خودشان را دارند و نظم و قانون برایشان مهم است. به خواسته پدرم ازدواج سنتی داشتم با اینکه همسرم را تا قبل از ازدواج نمیشناختم، ولی همیشه همراه و حامی من بودند. یکی از مشوقان اصلیام همسرم است و برای شرکت در مسابقات یا دورههای مربیگری از من حمایت میکند. خیلی وقتها پیش آمده که ساعتهای طولانی در سالن حضور داشتم و بچهها را برای مسابقات آماده میکردم و با اینکه جسم و روحم خسته بود و همه این خستگی را به خانه میبردم، اما همسرم در تمام این مدت با صبوری همراهیام کرد چه از لحاظ مالی و چه فکری کنارم بود و هست. همسرم در پیشرفتهایم بهترین پشتیبانم بود و هست.»
ندا از خانواده همسر و خانواده خودش هم تقدیر و تشکر میکند و میگوید: «زمان تولد پسرم شرایط خوبی نداشتم و بعد از متولد شدن فرزندم دچار بیماری شدم و مدتی نتوانستم ورزش را ادامه دهم در تمام این مدت هر دو خانواده کنارم بودند و باعث شدند امیدم را از دست ندهم.»
ساعی، عامل علاقه به ورزش رزمی
ندا به مسیری که در ورزش و انتخاب رشته دفاع شخصی طی کرده است، برمیگردد. هادی ساعی را الگو خود در تکواندو میداند و میگوید: «هر بار که مبارزات آقای ساعی را میدیدم اشتیاقم برای یادگیری و شرکت در مسابقات تکواندو بیشتر میشد. علاقهام به ورزش رزمی با دیدن مسابقات آقای ساعی شکل گرفت. بعد از اینکه باردار شدم ورزش را کنار گذاشتم. بزرگ کردن بچهها مسئولیت دارد و یک مادر باید قبل از انجام هر کاری ابتدا مواظب خودش باشد. دخترم که چهار ساله شد پسرم را باردار شدم و او زودتر از موعد به دنیا آمد. تولد زودهنگام پسرم تبعات جسمی زیادی برای هر دوی ما داشت. دچار تب ۴۰ درجه شدم و در بیمارستان بستری بودم. خانواده همسرم و خودم در خانه از پسرم پرستاری میکردند و با سرنگ به فرزندم غذا میدادند. بیماری و درمان با داروهای مختلف باعث شد جسمم ضعیف شود و در عمل یک ناتوان بودم. یک هفته بیمارستان بودم و اجازه نداشتم فرزندم را ببینم. اگر کمک همسرم وخانوادهاش نبود احتمال داشت در آن شرایط پسرم را از دست بدهم. این اتفاقات باعث شد مدتی از ورزش دور باشم.»
و دوباره ورزش
ضعف و ناتوانی جسمی بعد از زایمان باعث ناامیدی در ندا میشود. ندا میگوید: «آنقدر بیمارستان و درمانها ضعیفم کرده بود که بعد از یک هفته آمدن به خانه باز هم نمیتوانستم به تنهایی پسرم حسام را بغل کنم و حتما باید کسی او را در بغلم میگذاشت یا قاشق غذا را به دستم میداد. از طرف دیگر دخترم به مراقبت و محبت نیاز داشت، همسرم تازه پدرشان را از دست داده بودند و شرایط روحی هیچ کداممان خوب نبود. شرایط دست به دست هم داده بود تا همه چیز به ضرر ما باشد. سلسله این اتفاقها باعث شد تا در ۲۷ سالگی وارد مرحله جدیدی از زندگیام شوم که باعث رشد و تغییر من شد. با اینکه جسم و روحم ضعیف بود و خانواده خودم و همسرم کمکم میکردند، اما یک روز جلوی آینه ایستاده بودم و با خودم گفتم ندا جذابیت و زنانگی تو کجا رفته؟ وظیفه مادری و همسریات چه میشود. خودم به خودم تلنگر زدم و گفتم اینطور زندگی کردن و ادامه دادن درست نیست. دوباره به سراغ ورزش رفتم و شرایطم را برای استادم خانم زهرا شارعی توضیح دادم و به پیشنهاد استادم دوباره ورزش را شروع کردم. حسام شش ماهه بود و با اینکه توانستم کمربند بالاتری را در عرض چند ماه در تکواندو دریافت کنم، ولی متوجه شدم با شرایط جسمی و سنی که دارم دیگر امکان رشد در رشته تکواندو برایم وجود ندارد. از طرف دیگر تکواندو رشتهای شناختهتر شده بود و متقاضیان بیشتری برای مربیگری و شرکت در مسابقات داشت. به همین علت رشته رزمی و دفاع شخصی را انتخاب کردم. در رشتههای رزمی میتوانید کمربند دیگر رشتهها را تطبیق بزنید. کمربند مشکی تکواندو را با کمربند مشکی رزمی تطبیق زدم، ولی دورهها را از کمربند سفید تا مشکی به صورت فشرده و خصوصی گذراندم.»
سبکی کاملا ایرانی
قبل از اینکه ادامه مسیرش را تا امروز به عنوان یک مربی موفق برایم توضیح دهد، درباره استاد وحید اسحاقی، استاد بزرگ رشته دفاع شخصی که سبک دفاع نوین را ثبت کرده و رئیس هیئت رزمی استان خراسان رضوی است صحبت میکند. ندا در توضیح سبک نوین میگوید: «این سبک کاملا ایرانی است. سبکی که در گذشته با هنرجویان کار میکردیم به نام هاپکیدو است و از کشور کره وارد ایران شده است. آقای اسحاقی به این نتیجه رسیدند که چرا تکنیکهای دفاع شخصی بومی را ارائه ندهند. چندین سال وقت گذاشتند و تکنیکهای دفاع شخصی را طراحی کردند. بارها تکنیکها را به هیئت رزمی بردند، ولی رد شد و دوباره وقت گذاشتند و تکنیکها را طراحی کردند و توانستند مجوز را با نام سبک دفاع نوین دریافت کنند. خود آقای اسحاقی، رئیس سبک هستند و ما به عنوان مربیان این سبک در حال آموزش آن به هنرجویانمان هستیم و این سبک تنها سبک ایرانی در دفاع شخصی است. این رشته به قدرت بدنی و انعطاف بالا نیاز دارد. هرچه هنرجویان این رشته را از سنین پایینتری شروع کنند بهتر تکنیکها را اجرا میکنند.»
آموزش به دختران در محله خودش
ندا از سال ۹۶ دوباره و با همراهی دوست و مربی خوبش خانم زهرا صمدی رشته رزمی را دنبال میکند. ندا میگوید: «دورههای فشرده مربیگری را در این رشته با استاد مهسا تقیزاده، نائب رئیس هیئت و سیما بهشت، پشت سرگذاشتم و توانستم به عنوان مربی آموزش را شروع کنم.» ندا آموزش دادن را دوست دارد و تصمیم میگیرد به عنوان مربی مشغول به کار شود. از طرفی علاقه دارد زندگی و خانواده را هم مدیریت کند و تصمیم میگیرد به فرهنگسرای امت که نزدیک منزلشان است، بیاید. ندا میگوید: «درست است که رشتهام را با تمام وجود دوست دارم و میخواهم در آن پیشرفت کنم، ولی در کنار آن خانوادهام اولویت اولم هستند و دوست ندارم به دلیل مربیگری و آموزش و رفتن به سالنهای خصوصی یا مرکز شهر تمام زمان مفیدم را در رفت وآمد باشم. با اینکه میدانم درآمدزایی در سالنها بیشتر است و آنجا سود مالی دارم.» دی ماه ۹۷ مدرک مربیگری را دریافت میکند و از فروردین ۹۸ کلاسهایش را در فرهنگسرای امت شروع میکند. ترم اول ۱۲ هنرجو دارد، اما تابستان تعداد ثبتنامی و متقاضیان زیاد میشود. ندا میگوید: «چون فضای کلاس ظرفیت بیش از ۳۰ نفر را ندارد، دو تایم کلاس برگزار کردم و در هر کلاس نزدیک به ۳۰ هنرجو هنرهای رزمی را آموزش دادم. هنرجویانم نقش بسزایی در جذب دوستانشان به این ورزش داشتند، افزون بر آن خودم نیز تراکت تهیه کردم و داخل منازل اطراف فرهنگسرا پخش کردم. برای همین هر روز کلاس داشتم و در کلاسها هم بچهها را گروهبندی میکردم تا بتوانم آموزشها را با شرایط مناسب سنی به آنها بدهم.»
ترس خانمها از ضربه خوردن
ندا میگوید: «تمرینات را با نرمش شروع میکنیم. نرمشها در این رشته با دیگر رشتهها متفاوت است. همیشه به هنرجویانی که کلاسهای من را ثبتنام میکنند میگویم چند جلسه اول به تهیه لباس مخصوص تمرین نیاز ندارید. تازهواردها اولین جلسهها را در کنار دیگر بچهها تمرین و نرمش میکنند اگر توانستند از پس نرمشها بربیایند برایشان لباس تهیه و ثبتنامشان را کامل میکنم. خیلیها همان جلسه اول از ادامه مسیر انصراف میدهند. برای همین جلسه اول از شرکتکنندگان تازه وارد هزینهای دریافت نمیکنم. خیلی از هنرجویان با این تصور که نرمشها و تمرینات شبیه رشته ایروبیک است وارد این رشته میشوند. در حالی که بخشی از تمرینات ما شنای اصولی و دویدن تا عدد هزار است. بعد ضربات محکم و قوی دست و پا را داریم. بچهها بعد از انجام این نرمشها تازه وارد تمرینات تکنیکی میشوند. بیشتر مادران اولین سؤالشان از من این است که با توجه به جثه کوچک و ضعیف دخترها این کلاس برایشان مفید و خوب است؟ درست است که این رشته به قدرت بدنی هم نیاز دارد، ولی تمرکز اصلی ما روی قفل مفاصل و نقاط حساس بدن است. در این رشته میآموزید که نقاط حساس و ضربهپذیر در هر کدام از بخشها کجاست و با زدن چه ضربی حریف از ما دور میشود. هنرجویان در این رشته میآموزند چطور دست و گردن طرف مقابل را بپیچانند تا شرایط را به نفع خودشان تغییر دهند، اما بارها در کلاس بچهها را از برخورد با دیگران برحذر کردم و میگویم در صورتی که اتفاقی برایتان افتاد بیش از هر چیر خونسردی خود را حفظ کنید. تکنیکها را به هیچ عنوان در مدارس خود استفاده نکنید و مقدمه کار این است که زور خود را به دیگران نشان ندهید. تکنیکها برای باشگاه است و باید اینجا آنها را تمرین کنید.»
از ندا درباره نیاز دختران محله و اینکه چرا این ورزش را انتخاب میکنند که میپرسم پاسخ میدهد: «اولین سؤالی که دخترها از من در کلاس میپرسند این است که میتوانیم با این تکنیکها آقایان مزاحم را دور کنیم؟ متأسفانه بخشهایی از محدوده منطقه و محلات اطراف امنیت پایین است، همین امر باعث شد تا کلاسها را قبل از غروب آفتاب برگزار کنم. درباره دفاع از خود همیشه به بچهها گفتم تا در مسابقات تن به تن که به «فایت» در رشته ما معروف است، شرکت نکنند. در شرایطی که برایشان پیش میآید نمیتوانند از خود دفاع کنند. بیشتر خانمها ترس از وارد شدن ضربه به خود را دارند و این ترس در مبارزات و با انجام تکنیکها از بین میرود. بچههای اینجا همیشه حرف شنوی دارند و با جان و دل تمرین میکنند. تمرکزشان را روی تکنیکها میگذارند. کار کردن با بچهها در این رشته مشکل است. لطافت دیگر رشتهها را ندارد و مربی هم نباید خشک و رسمی با آنها برخورد کند در غیر این صورت بچهها از کلاس زده میشوند و دیگر ادامه نمیدهند. معمولا گروه نونهالان بهویژه در جلسههای اول کنار من هستند و در حین بازی تکنیک و تمرین به آنها میدهم تا از کلاس خسته نشوند.»
از خانواده بچهها سپاسگزارم
به اینجای صحبت که میرسیم به سراغ هنرجویانی که مدال آوردند، میرویم، قبل از آن خانم پورمنافی میگوید: «زمانی که وارد سالن شهید بهشتی شدیم و بچهها دیگر شرکتکنندهها و جو سالن را دیدند استرس سراسر وجودشان را گرفت. قبل از آن هیچکدام از هنرجویان در مسابقات شرکت نکرده بودند و با دیدن دیگر شرکتکنندهها و سروصدایی که در سالن بود، اعتماد به نفسشان کم شد. در مینیبوس قبل از اینکه به محل مسابقه برسیم از بچهها خواستم که هیجانات خودشان را تخلیه کنند. قبل از انجام مسابقات در یک جلسه به والدین بچهها گفتم که از بچهها انتظار کسب مدال نداشته باشید. بچهها تا به حال در مسابقات حضور نداشتند و تجربهای ندارند و طی این ۲ ماه و نیم آموزش برای مسابقات آماده شدند. خوشبختانه خانوادهها همکاری خیلی خوبی داشتند و هر زمان تمرین داشتیم بچهها را به کلاس میآوردند. از اینکه خانوادهها به من اطمینان کردند و اجازه دادند تا بچهها در مسابقات شرکت کنند، سپاسگزارم.»
مدال برنز برای اجرایی با سلاح شمشیر
اولین نفر مبینا خلیلی، ۱۵ ساله و کلاس نهم است. چهرهای آرام دارد و نسبت به دیگر هنرجویان قویتر است و جثه بزرگتری دارد. مبینا میگوید: «تابستان امسال تصمیم گرفتم برای گذراندن کلاس دفاع شخصی ثبتنام کنم. سالهای قبل والیبال را دنبال میکردم و برای مسابقات استانی هم انتخاب شدم، ولی ادامه ندادم. از طریق کلیپها در فضای مجازی با این رشته آشنا و به آن علاقهمند شدم. سال گذشته کلاسهای طراحی چهره فرهنگسرا را شرکت کرده بودم و متوجه شدم کلاسهای ورزشی هم دارد. امسال تابستان برای ثبتنام کلاسها اول رشتههای ورزشی را دیدم فهمیدم امسال کلاس دفاع شخصی هست ثبت نام کردم. تصور نمیکردم طی دو هفته برای مسابقات آماده شوم.»
مبینا مدال برنز را برای اجرایی که با سلاح شمشیر داشته، به دست آورده است. خانم پورمنافی میگوید: «مبینا قدرت جسمی خوبی دارد همین کمک میکرد تا بتواند وزن شمشیر را دنبال کند. وزن شمشیر زیاد است و روزهای آخر مچهای دست مبینا درد میکرد. انجام حرکات چرخشی و پرشی کار با شمشیر را سختتر میکند. با این حال قدرت و انعطافپذیری بدن مبینا بسیار خوب است.»
مبینا میگوید: «آموزشهایم را با کمربند سفید شروع کردم و یک هفته قبل از رفتن به مسابقات توانستم کمربند زرد را به دست بیاورم، فکر نمیکردم در این مدت کوتاه آماده شوم. وقتی استاد پیشنهاد دادند تا در مسابقات با سلاح شمشیر که مدعیان زیادی هم دارد، شرکت کنم، مردد بودم. بعد از تمرین به خانه رفتم و با خودم فکر کردم حتما استاد متوجه شدند که میتوانم از پس مسابقه بربیایم و به من پیشنهاد دادند. همین باعث شد که با اطمینان بیشتری تمرینات را شروع کنم. روزهای اول بدون فرم کار با شمشیر را شروع کردم و بعد که فرم را به من دادند با عشق تمریناتم را شروع کردم. فضای تمرین من از دیگر بچهها جدا بود تا آسیبی به کسی وارد نشود.» مبینا دوست دارد این رشته را ادامه دهد و مربی شود.
لزوم یادگیری دفاع شخصی برای بانوان
یاسمن خسروی ۱۷ سال دارد و یک سال است که در رشته دفاع شخصی تمرین میکند و ارشد کلاس است. یاسمن کمربند سبز دارد. فاطمه اصغری ۱۷ سال دارد و ۶ ماه است که دارد تمرین میکند و فاطمه نادی ۱۶ سال دارد و ۷ ماه است که تمرینات خود را دنبال میکند. هر دوی آنها کمربند زرد دارند. فاطمه نادی میگوید: «ما در مسابقه هیانگ تیمی جوانان استان شرکت کردیم و توانستیم مدال نقره مسابقات را به دستآوریم.»
فاطمه در توضیح هیانگ میگوید: «این مسابقه به صورت نمایشی است و فرمها از قبل به وسیله داوران تعریف شده است و افراد گروه باید بتوانند به صورت همزمان آنها را اجرا کنند.»
یاسمن تنها هنرجویی است که در مسابقات «فایت» یا همان مبارزه رودررو شرکت کرده است و تجربه مبارزه را هم دارد. یاسمن میگوید: «تا هنرجو در مسابقات «فایت» شرکت نکند ارزش تمرینات دفاع شخصی را درک نمیکند. استرس مسابقات زیاد است وقتی وارد رینگ مسابقه میشوید باید حریف را بترسانید تا وارد مبارزه شوید.»
یاسمن درباره اینکه این ورزش چه کمکی به او کرده است هم میگوید: «یادگیری دفاع شخصی آرامشبخش است و اعتماد به نفست را بالا میبرد، دیگر استرس این را نداری که در صورت بروز حادثه نمیتوانی از خودت دفاع کنی و، چون دختر هستی باید فرار کنی. میمانی و مبارزه میکنی.»
فاطمه اصغری هم درباره هماهنگی در کارگروهی میگوید: «اول تکنیکها را خوب تمرین میکردیم و بعد با هم تمرین میکردیم و تلاش داشتیم تا با زمان دادن به هر حرکت، فرمها را هماهنگ انجام دهیم. تمرین جلوی آینه کمک خوبی به ما کرد.»
یاسمن سخنی با مسئولان ورزشی دارد و از آنها میخواهد تا به ورزش بانوان بها دهند و میگوید: «در صورتی که شرایط و امکانات برای بانوان مهیا شود، استعدادهای زیادی در بین آنها برای رسیدن به مقامهای قهرمانی وجود دارد. به ویژه در رشتههای رزمی و دفاع شخصی که برای بانوان کمتر شناخته شده است. معرفی رشتههای دفاع شخصی به بانوان امنیت جامعه را افزایش میدهد و در دفاع از خود به آنها کمک میکند.»
نام کوههای ایران روی تیمهایمان
گروه بعدی یاسمن معصومی و زهرا دلکش هستند که در تیم خنجر شرکت داشتند و توانستند دو مدال نقره برای تیم به همراه آورند. زهرا در کلاس حاضر نیست و تنها با یاسمن از این تیم گفتگو کردم. یاسمن ۴ ماه است که تمرین میکند و به ورزش رزمی علاقه زیادی دارد. او میگوید: «تمرینات فرم ما بر پایه حرکات نمایشی با خنجر است. برای اینکه فرم بهتری داشته باشیم فرم را به صورت قرینه انجام میدادیم و درست مثل آینه بودیم.» سیده الهه وارسته، ریحانه بخشیپور و نازنین فیروزیپور تیم سه نفره هیانگ نوجوانان را تشکیل میدهند و توانستند مدال طلای مسابقات را به دست آورند. هر سه کلاس پنجم هستند و توانستند با تمرینات منظم به مدال طلا دست پیدا کنند. الهه میگوید: «روز مسابقه استرس زیادی داشتیم، ولی با دلگرمی که استاد به ما دادند دوباره به خودمان اعتماد کردیم و توانستیم حرکات را با نظم و در یک زمان انجام دهیم.»
گروه بعدی نونهالان هستند که در دفاع شخصی تیمی توانستند ۳ مدال برنز را کسب کنند. روناک آذر کیش، هلنا اخلاقی و مائده خوشخو هر ۳ نفر ۸ سال دارند و توانستند فرمهای دفاعی شخصی را به خوبی با هم اجرا کنند. خوشخنده و خوش زبان هستند و دوست دارند زودتر به سراغ تمرینهایشان بروند. خانم پورمنافی میگوید: «هلنا دختر خودم است و در کنار دفاع شخصی ژیمناستیک هم کار میکند. به همین علت انعطاف بالایی دارد. کارکردن با بچههای کوچک سختتر است و دادن تمرینات و فرمهای هماهنگ بسیار سخت است و صبر زیادی میخواهد، ولی دیدن نتیجه کار باعث دلگرمی میشود و خستگی را از تنم در میآورد.»
معصومه آذری و مائده مرادی تیم دو نفره هیانگ نوجوانان را تشکیل میدهند و توانستند دو مدال برنز مسابقات را به دست آورند. نسترن معصومی در بخش جوانان در سلاح نیزه مدال برنز و فاطمه عرفانی در رده جوانان در سلاح تونفا مدال برنز را کسب کردند.
پورمنافی در پایان میگوید: «انتخاب اسم کوههای ایران روی تیمهای مشخص شده، باعث اعتماد به نفس در اعضای تیم شد. امیدوارم بتوانم همچنان درکنارشان حضور داشته باشم و با همت و تلاشی که دارند، موفقیتهایشان را در سطح بالاتر ببینم.»