در جامعه ایرانی هنوز با یک موضوع دچار چالش هستیم؛ موضوعی که در حوزه علوم اجتماعی به «امر عمومی» مشهور است؛ اینکه تفاوت «امر عمومی» و «امر خصوصی» چیست، مسئله ای است که هنوز در جامعه به اجماع بر سر آن نرسیده ایم. شاید برای همین است که در موضوع حریم خصوصی، ابهامات رفع نشده است. هرکسی از دیگری می تواند عکسی بگیرد و به لطف گسترش شبکه های اجتماعی، آن را منتشر کند. درواقع حریم خصوصی می تواند فرد را وارد عرصه عمومی کند. حالا این موضوع برای خیلی ها ممکن است اهمیتی نداشته باشد. فرض کنید شما چهره ای شناخته شده نیستید، آن وقت انتشار عکسی از شما در اینجا و آنجا حساسیتی ایجاد نمی کند، اما اگر شناخته شده باشید، تازه اول ماجراست. فقط هنرمندان نیستند که زیر ذره بین عمومی قرار دارند. همه سلبریتی ها و حتی سیاسیون هم وضعیتی مشابه دارند. حکایت حضور محمود احمدی نژاد در افطاری اصولگراها و عکسی که از این حضور منتشر شد، مقدمه ای شد برای عکس های دیگری که از رامبد جوان و نگار جواهریان و ستاره اسکندری و دیگران تبدیل به یک مسئله عمومی شد و دوباره این سوال را مطرح کرد که اساسا «امر عمومی» و «امر خصوصی» چه تفاوت هایی باهم دارند؟ این مسئله وقتی بازتاب عمومی گسترده تری یافت که داستان پردیس تهران پارس پیش آمد. برخورد پلیس با یک دختر جوان و فیلم گرفتن از این اتفاق و درنهایت انتشار آن در فضای مجازی که با واکنش های گسترده ای روبه رو شد. اما باز یک نکته بی پاسخ ماند و اینکه آیا هر رفتار اجتماعی در حوزه عمومی قرار دارد و نیازمند برخورد حاکمیتی است یا می شود حتی در جامعه، حریم خصوصی برای خود قائل شد. اگر شما در زمره آن هایی باشید که تنها چهاردیواری خانه را حوزه خصوصی تعریف می کنید، آن وقت روشن است که وقتی در کوچه و خیابان قدم می زنید، باید قید مصونیت های حریم خصوصی را بزنید. آن وقت پوشش شما می شود امر عمومی و نیاز به نظارت های حاکمیتی دارد. آن وقت نمی شود به آن هایی که از شما عکس می گیرند، هم گفت که چرا به حریم خصوصی احترام نمی گذارید؛ چون در این نگاه، تفاوتی میان یک سلبریتی در خیابان با ساختمان ها و درخت ها وجود ندارد و اگر می شود از جوی آب و درخت و ساختمان عکس گرفت، خب از یک سلبریتی هم می شود. اما اگر شما به قرائتی دیگر از امر عمومی باور داشته باشید، آن گاه حتی حضور در خیابان هم ناقض حریم خصوصی نیست. هر شهروند در خیابان گردی و تفریح و پرسه زنی هایش، نیاز به امنیت روانی و چهارچوبی برای آرامش خیال دارد. در این نگاه، شما در خیابان اگر مزاحمتی برای دیگری ایجاد نکنید، نباید تحت نظر باشید؛ چه تحت نظر نگاه های مردم و چه چهارچوب های حاکمیتی. به نظر می رسد تا زمانی که مسئله «امر عمومی» و نگاه حداقلی یا حداکثری از آن در جامعه حل نشود، مشکلات سرجای خود می ماند. اینکه دستگاه های نظارتی چه از زاویه باورهای ایدئولوژیک و چه ساختارهای بروکراتیک در حوزه هایی که به نظر امر خصوصی می رسد دخالت می کنند، یعنی مرزهای «خصوصی» و «عمومی» در جامعه ما مخدوش است. آن ها که با ازدواج دختران کم سن وسال مخالف هستند و می خواهند دولت مانع از ازدواج آن ها شود، خواسته یا ناخواسته دارند قلمرو عمل دولت مدرن را گسترش می دهند. آن ها باید توضیح دهند که اگر دولت می تواند مانع ازدواج شود، چرا نمی تواند مانع بگوبخندهای خیابانی شهروندان شود؟ در جوامع توسعه یافته، سال ها درباره ویژگی های امر خصوصی و امر عمومی بحث شده است. شاید جنجال های اخیر در ایران هم مقدمه ای برای چالش های جدی تر در این زمینه باشد. در بسیاری از کشورها آنچه مرزهای خصوصی و عمومی را مشخص می کند، «قانون» است. قانون ملاک عمل برای همه حوزه های خصوصی و عمومی است، اما در جامعه ما هنوز نیاز به تکامل دارد. چالش های فرهنگی و رفتارهای دوگانه، کار قانون را مشکل می کند. زیست متفاوت در دو حوزه عمومی و خصوصی، نیاز به مراقبت از مرزهای عمومی و خصوصی را بیشتر می کند، بنابراین برای رفع چالش های موجود، نیاز به دو تدبیر هم زمان وجود دارد؛ یکی قانون گذاری دقیق و دیگری رفع پارادوکس زیست ریاکارانه.اگر این دو نکته رعایت شود، احتمالا نه پلیس بیش از این در معرض تضعیف قرار می گیرد و نه سلبریتی ها نیاز دارند که درمقابل دوربین، نقشی را بازی کنند و در جامعه نقشی دیگر را.