برف در نبود اینستاگرام

  • کد خبر: ۹۶۹۶
  • ۰۲ آذر ۱۳۹۸ - ۰۷:۳۹
برف در نبود اینستاگرام
یک توفیق اجباری: اولین برف پاییزی درحالی بارید که خبری از پست‌ها و استوری‌های برفی در اینستاگرام نبود
ایمان فروزان‌نیا - اولین برف پاییزی پنجشنبه با یک سحرخیزی خاص ریخت روی سر شهر و آدم‌هایش. این برف، اما با باقی برف‌هایی که این چندساله باریده بود، تفاوت داشت. فرقش هم زیاد بود؛ برف امسال درحالی بارید که دسترسی به اینستاگرام برای مردم ممکن نبود. تجربه برف بدون اینستاگرام، تجربه متفاوت و جالبی است و نکته‌های زیادی را به آدم یادآوری می‌کند.

روز استراحت شاملو، اخوان و دیگران
رد خور نداشت که برف بیاید و اینستاگرام پر نشود از عکس و فیلم بارش برف. پست‌ها با یک استوری پشت پنجره خانه یا داخل ماشین شروع می‌شد. بعد هم تصویری از آسمان با شعر‌هایی از شاملو، فروغ، اخوان و...: «برف نو، برف نو، سلام، سلام/ بنشین، خوش نشسته‌ای بر بام...» یا «پشت شیشه برف می‌بارد، پشت شیشه برف می‌بارد/ در سکوت سینه‌ام دستی، دانه اندوه می‌کارد...». شور ماجرا که درمی‌آمد، جماعت توئیتری شروع می‌کردند به غرغر کردن و گیر دادن به جماعت اینستاگرامی که وا... پشت پنجره خانه ما هم برف می‌آید و لازم نیست توی اینستاگرام گزارش آب و هوا بدهید. پنجشنبه، اما برف بارید. قشنگ هم بارید، ولی اینستاگرام دردسترس نبود. توئیتر هم باز نمی‌شد. قطع اینترنت اعصاب‌خردی‌های خودش را داشت، ولی حداقل هر کسی رفت پشت پنجره، برف را فقط برای خودش نگاه کرد و گوشی‌اش را از جیبش بیرون نیاورد. از برف لذت برد؛ لذتی که خیلی‌وقت‌ها فدای تهیه عکس و تولید محتوا برای اینستاگرام، گروه‌های تلگرامی و...
می‌شود.

تفریح می‌کنیم برای اینستاگرام نه لذت
از وقتی اینستاگرام آمده است، آدم‌ها خیلی از لذت‌هایشان را فدای پست و استوری می‌کنند. برخی حاضرند غذایشان سرد شود و از دهان بیفتد، ولی درعوض بتوانند عکس خوش‌آب‌ورنگی از آن تهیه کنند و در اینستاگرام، لایک مبسوط بگیرند. به شهر‌های تاریخی مثل اصفهان و کاشان که بروید، در اماکن تاریخی‌شان جای سوزن انداختن نیست؛ به‌خصوص اگر پنجره‌ای چوبی با شیشه‌های رنگی در کار باشد، ولی هیچ‌کس به تماشای معماری و آثار تاریخی ننشسته است، بلکه همه دارند دیوانه‌وار از خودشان عکس می‌گیرند. دوستانی دارم که وقتی به طبیعت می‌رویم، به‌جای لذت بردن از منظره و آب‌وهوا، به‌جای دمی آساییدن، دربه‌در دنبال لوکیشن خوب برای عکس‌برداری می‌گردند. عکسشان را هم که گرفتند، آماده می‌شوند که بروند! انگار هدف گردش و تفریح هم لابه‌لای پست‌های اینستاگرام گم شده است. بعد از ظهور و باب شدن اینستاگرام، گاهی اوقات ما به‌جای تجربه زندگی و لذت‌هایش، فقط از آن‌ها عکس می‌گیریم و حواسمان نیست که چه چیز‌هایی را این وسط از دست می‌دهیم.

فرق عکس‌های قدیم و جدید
قدیم‌تر‌ها هم از خودمان عکس می‌گرفتیم، ولی با عکس‌های الان خیلی فرق داشت. یک فرقش سختی تهیه آن بود. تا نگاتیو‌ها به چاپ‌خانه می‌رفت و عکس‌آماده می‌شد، چند هفته طول می‌کشید و دست‌آخر وقتی عکس را می‌دیدی، می‌فهمیدی که چشم‌هایت بسته افتاده است، اما فرق اصلی در هدف و فلسفه عکس بود؛ قدیم‌تر‌ها عکس می‌گرفتیم تا یاد و خاطره یک اتفاق یا دورهمی را زنده نگه‌داریم. اصلا برای همین اسمش «عکس یادگاری» بود، ولی حالا خود عکس گرفتن و انتشار آن، به هدف اصلی خیلی از فعالیت‌های ما تبدیل شده است. میل زیاد ما به نشان دادن سریع و آنلاین لحظه‌هایمان و گرفتن تایید از دیگران به کمک لایک‌ها و کامنت‌ها، اگرچه در مرحله اول لذت‌بخش است، به‌آرامی جای درک اتفاقات و تمرکز و ارتباط با آدم‌ها را می‌گیرد.
برف پاییزی پنجشنبه و توفیق اجباری دوری از اینستاگرام به ما یادآوری می‌کند که لذت تماشا و قدم زدن زیر برف، چیزی فراتر از آن است که در اینستاگرام به نمایش می‌گذاریم یا لایک می‌کنیم. اگر اخوان‌ثالث هم تا برف می‌آمد، به پشت پنجره می‌رفت و از آن عکس می‌گرفت و به اتاق برمی‌گشت تا عکسش را استوری کند، هیچ‌وقت نمی‌توانست چنین توصیف بی‌نظیری را در شعرش جا بدهد: «پاسی از شب رفته بود و برف می‌بارید، چون پر افشان پری‌های هزارافسانه از یاد‌ها رفته».
گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.